میدونی منتظر چیم ؟
شبهای زمستون، آسمون قرمزه، پنجره رو باز میکنی، کوچه سفید شده و صدای هیچی نمیاد، سکوت و سکوت و بارش برف
نمیتونم درک کنم بعضیا چجوری اینقدر سحر خیزن
منو تا با مشت و لگد به جونم نیوفتن بیدار نمیشم
همه ی آدما قطعا برای یک بار تو زندگی شون
یه حسی به یه آدمی پیدا میکنن
که هیچ جوره شبیه ایده آل هاشون نیست
و دیگه اون حس رو در هیچ زمان از زندگی شون به هیشکی پیدا نمیکنن