من شب تا صبح گریه میکنم و عذاب میکشم
و وقتی بقیه بیدار میشن
طوری وانمود میکنم که خوشبخت ترین و خوشحال ترین دختر روزی زمینم با اینکه هنوز اون درد تو قلبم هست
اونی که ازش میپرسی دلت براش تنگ شده و میگه آره ولی غرورم نمیزاره ازش سراغی بگیرم ، دلش تنگ نشده
چون دلتنگی غرور نمیشناسه
اگر یه دختری باهاتون بحث کرد و حرص خورد بفهمید دوستون داره
دنیای دخترا خیلی متفاوت و مرموزه
اگر سکوت کنه و بحث نکنه باهات ینی براش مهم نیستی
داری درس میخونی یهویی یاد یه اتفاق یا یه آدم میوفتی و چشمات تار میشن و خیس شدن کتابت <<<<<<