هدایت شده از -اَفکار مُبهَم؛
ما ایرانیا زاده نور بودیم و الان ، پر از تاریکی ایم :))))؛
نفهمیدم چیشد
نفهمیدم کی و کجا
فقط یهویی به خودم اومدم
و دیدم تموم وجودم شدی تو
هر فکری میکنم تهش ختم میشه به تو
هر جایی میرم یاد تو میوفتم
به این نتیجه رسیدم
بیشتر از اینکه بخوام تو جسمم زندگیکنم
دارم تو ذهنم و مخصوصا آینده زندگی میکنم
وقتایی که دلتنگت میشم ، وقتایی که دلم میخاد پیشم باشی ؛ ولی نیستی
انگار یه سنگ ۲۰ کیلویی میزارن رو قفسه سینم و نمیزاره نفس بکشم ، نفسام سنگین میشه حس میکنم همون لحظه قلبم وایمیسته