هیچ کس چیزی را از دلم در نیاورده و باری را از روی شانه ام برنداشته است، من خود به تنهایی من را بر شانه گرفته و با دلی پر از غصه برای خود گریستم.
_ روقان
_آوید
و اگر گلولهای باشی،
بگذار سینهام را بشکافی
تا در رگهایم،
طنینِ حضورت را احساس کنم.
_آوید
بعد اینکه شروع کردم به اعتماد کردنت ، بعد اینکه محبتت توی وجودم ریشه کرد ، بعد اینکه مطمئن شدم تو اون کسی نمیشی که قراره بهم آسیب بزنی هرچیزی که میخوردم ، هر چیزی که میخریدم ، هر چیزی که نگاه میکردم ، به هر جایی که میرفتم یادت میوفتادم.
چیکار کردی باهام فرزند ماه؟
_فندوق
ایکاش میشد بتوانم تمام غم هایت را برای خودم نگهدارم تا تو فقط بخندی و بخندی و خوشحال باشی، عزیزکردهٔ من.
خسته ، ناراحت ، افسرده ، بیچاره ، بیجان ، نا امید ، شکسته ، تنها ، خشمگین ، زخم خورده .