eitaa logo
خیمه عاشورایی "روز دهم"
656 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
15 فایل
پرسش ها و یا نظرات خود را به نام کاربری زیر ارسال کنید : @Rooze10hom
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 (ع) 🔘ورود کاروان به شهر ▪️زمان ورود را سال61 هجری نوشته‌اند: 🔻(440 ه.ق) در آثارالباقیه می‌نویسد: شهرُ صفر فی‌الیوم الاول اُدخِلَ رأس الحسین مدینة دمشق. 🔻زکریابن محمدبن محمود قزوینی(م682) می‌نویسد: الیوم الاول منهُ عید بنی امیه اُدخلت فیه رأس الحسین بدمشق و العشرون منهه رُدّت رأس الحسین الی جثته: روز اول ماه صفر عید است. در این روز _امام_حسین(ع) را به دمشق وارد کردند و در روز بیستم همان ماه، سر را به بدن بازگرداندند. 🔻در مقتل الحسین خوارزمی، و در نفس المهموم به نقل از شیخ کفعمی، شیخ بهایی و محدث کاشانی، همین روز ذکر شده است. ▪️برخی نوشته‌اند سه روز و برخی سه ساعت آنان را در کنار دروازه شهر نگاه داشتند تا شهر را بیارایند. ▪️هنگام ورود هزاران نفر به تماشا آمده بودند. اسیران را در حالی وارد کردند که ریسمان بر بازو و گردن‌شان بسته بود و بر شترها سوار بودند. برخی نیز بر استر سوار بودند. ▪️هلهله و پایکوبی و کف زدن و هیاهو شهر را پر کرده بود. صدای موسیقی در شهر پیچیده بود و زنان می‎رقصیدند در حالی که دست‌ها را خضاب کرده و سرمه به چشم‌ها کشیده بودند و زیور آلات بر دست و گردن داشتند و مردان نیز لباس فاخر پوشیده بودند. آن روز در شام جشن اعلام شده بود. ▪️اسرا را از – منطقه‌ی پرجمعیت و شلوغ- وارد دمشق کردند. درخواست از این بود که از دری وارد شوند که جمعیت کمتر باشد اما بر خلاف آن عمل کرد. شمر دستور داد سرها را میان کجاوه‌ها بر نیزه کنند. ❌ نوشته‌اند باب الساعات دورترین فاصله را تا دارالاماره‌ی یزید داشت. را از این ورودگاه به سمت مسجد جامع که بازداشتگاه اسیران بود حرکت دادند. 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 نقشه شهر در هنگام ورود کاروان 📚 منبع: آیینه در کربلاست/۶۳۹ 🔰🔰🔰 ✅کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 یکی از افرادی که چگونگی ورود کاروان به را گزارش کرده شخصی است به اسم " ". این فرد میگوید: من حج گذاره بودم و قصد زیارت داشتم. به رسیدم. وارد شدم. شهر را غرق سرور و جشن و شادی دیدم. ناگهان سرهایی دیدم که بر نیزه کرده بودند. پیشاپیش آنان سر (ع) بود و پشت سر زنانِ اسیر را می آوردند. پیش رفتم و به دخترکی که بر شتری برهنه سوار بود گفتم: تو کیستی؟ گفت: من ام، دختر امام حسین(ع). گفتم: من از یاران جد شمایم. اگر درخواستی داری بفرما. سکینه گفت: به این بیدادگر تبهکاری که سر پدر بزرگوارم را بر نیزه دارد بگو سر را دورتر ببرد تا مردم با نظاره ی آن کمتر به ما خیره شوند و به حرم این همه بی حرمتی و گستاخی نکنند. سهل می گوید: من به نزد آن ملعون رفتم و گفتم: خواسته ای دارم آن را برآورده می کنی و چهارصددینار از من بگیری؟ آنگاه سکه های طلا را از من گرفت و حاجت مرا روا کرد. 📚 منبع: آیینه در کربلاست/۶۴۲ به نقل از مقتل الحسین خوارزمی:ج۲، ص۶۰_۶۱ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10