✨ #شعر_عاشورایی
🥀🍂🥀🍂🥀🍂🥀
🏴بعد از آن جنگ های پی در پی
هر طرف کودکی پریشان بود
بی وجود عمو به گرد خیام
حال خیمه چه نا به سامان بود
یاورانش همه به خون خفتند
غمگنانه غریب میدان بود
در حرم کودکی رجز می خواند
گریه هایش صدای یاران بود
....
🥀اصغرش را گرفت بر دستش
از حرم دور می شد و می رفت
در دلش موج و آب دریا بود
چشم او شور می شد و می رفت
مادر کودکش به خیمه، ولی
همرهش حور می شد و می رفت
در میان غبار و آتش و دود
هاله ای نور می شد و می رفت
....
🥀کودکش را به سمت میدان برد
جنگ و میدان که جای کودک نیست
قد شش ماهه کوچک است حسین
سن و سالش به جنگ اندک نیست؟
لا اقل یک زره به تن می کرد
جوشنی بهر تیر و ناوک نیست؟
سوی میدان چنان که می بریَش
سن و سالش به جنگ کوچک نیست
....
🥀دشمن آن سو نظاره ات می کرد
قد خمیده چه ساده می آیی
بعد عباس رفتی و این بار
باز هم با اراده می آیی
بی کسی، با علی تو گویا با
لشکری از پیاده می آیی
سوی میدان حسین، لابد با
کودکی شیر داده می آیی
....
🥀کودکش را به روی دست گرفت
حرف هایش دوباره شد آغاز
کودکم را گناه و لغزش نیست
او نبوده امیر یا سرباز
خنده ها شان شبیه قهقهه بود
گریه می کرد اصغرش بی ناز
بوسه زد بر علی چونان مرغی
قبل پرتاب و قبل هر پرواز
..
🥀حرمله ناگهان نشست زمین
تیر از چله ی کمانش رفت
کودک شیرخواره می خندید
تیر در حلق و استخوانش رفت
دست بابا هنوز بالا بود
کودکش، پهلوانش رفت
آن طرف تر رباب غش می کرد
آخرین قطره ی توانش رفت
.....
🥀از بس این لحطه ها غم انگیز است
شعر را جرأت سرودن نیست
بوسه های پدر تواتر داشت
ای پسر، آه،وقت رفتن نیست
سوی خیمه دوباره بر می گشت
حال و روزش مجال گفتن نیست
اصغرش خواب روی دستانش
گر چه اکنون زمان خفتن نیست
...
🏴سوره ی نا تمام عاشورا
از زمین تا به آسمان می رفت
خون اصغر رسیده دست خدا
خون او تا به بیکران می رفت
خون بهایش بهشت گردیده
کودکی که به سر به جان می رفت
اصغرش سیر گشته و با شوق
سوی آغوش مهربان می رفت
✍🏻 #عبدالکریم_خاضعینیا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔷 به مناسبت رحلت #امام_خمینی_(ره)
ای روح بلند و آسمانی، ای اعجاز بیبديل قرن! با آن قلبهای كوچك، بدنهای ضعيف، بچههای بیتجربه، رزمگاه نديده، ايدئولوژی نخوانده و مكتب نرفته چه كردی؟ به راستی چه كردی كه يك شبه قلبهایشان چون كوه شد. تجربهشان از شمار ستارههای روی دوش ژنرالها فزونی گرفت، عالِم مكتب نرفته شدند و راه صحيح عاشقی را آموختند؟
تو نقطه اتصال ملت با خدا بودی.
قلم در وصفت میشكند و مركب خشك میشود و من نگران حاصل اين همه تلاش تو كه در دستان ماست.
نگران شرمندگی آينده در مقابل نگاهت در برابر نگاه فرزندان شهيدت.
خدا كند ميراث گرانبهای تو را به اندكی از دنيا نفروشيم و با انبوهی از آتش معاوضه نكنيم.
ما هنوز و هميشه به نگاه سبز و بلندت نيازمنديم و با خامنهای عزيز همپيمان خواهيم ماند تا آخرين لحظه، آخرين قطره و آخرين لبخند رضايت محبوب.
يادت هميشه زنده و راهت پاينده باد.
✍🏻 #عبدالکریم_خاضعینیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 به مناسبت #روز_مادر
باسمه تعالی
سایه ی عشق تو از سر کم مباد
خنده ات از پشت این در کم مباد
ای خدای مهربانی آفرین
خانه ای از مهر #مادر کم مباد
💔 ما که مادر نداریم؛
مادرمان تازه سفر کرده است.
مادرمان تازه رفته است و ما را تنها گذاشته است.
مادرمان تازه، همین سال پیش، همین نزدیکی.. نمی دانم شاید ماه پیش بود، شاید روز پیش بود، شاید هم همین امروز بود که مادر رفت و دیگر برنگشت. میگویم شاید همین امروز بوده، چون داغش تازه است، زخمش التیام نیافته، دردش درمان نشده و فراقش فراموش نگشته است.
میگویم تازه رفته چون صدایش هر لحظه در گوشم طنین دارد که میخواندم، می خواهدم.
💔 مادر که برود آدم بی خاصیت میشود؛ گویی بی ریشه شده است. احساس می کند که از زیر بوته سر برآورده است. می دانی چرا چون مادر ندارد. چون کسی را ندارد که در تمام لحظات، در همه گرفتاری ها، نداری ها، دردها، مصیبت ها، دلتنگی ها، اشک ها، سوزها، سوگ ها، ناآرامی ها.. سر بر زانوی مهربانش بگذارد و برایش بچگی کند و او نازش را بخرد. بی هیچ گله، بدون هیچ شکایت، بی هیچ توقع، بدون هیچ درخواست و بی هیچ ادعایی.
💔 مادر که برود دیگر هیچ چیز طعم و رنگ خوبی ندارد. و هیچ لذتی برای انسان نمی ماند و هیچ چیز آدم را خوشحال نمی کند و صدای خنده های از تهِ دلِ آدم هیچگاه شنیده نمیشود.
اصلا به گمان من، زندگی انسان به دو بخش تقسیم می شود، بخشی که سرسبز و زیباست با مادر و قسمتی سیاه و کسالت بار و تکراری، بدون مادر.
بخشی که کوه پشت انسان هست و قسمتی از زندگی که هیچ پشت و پناهی برای انسان نمی ماند.
💔 ما که مادرمان، عزیز دلمان، آرامش قلب مان، سایه خداوند بر سرمان، دست الهیِ همراهمان، دار و ندارمان... رفته است؛
💚 آن ها که مادر دارند قدر بشناسند وجود مادر را، قدر بدانند نفس نفس زدن های این فرشته الهی را که در خانه های شان هست. نیاز نیست به سجده های طولانی خود را مشغول کنید تا فرشتگان الهی را ملاقات کنید، تا صدای تان را به خدا برسانند کافی است خم شوید کفِ پای مادرتان را ببوسید و همزمان صدای خود خدا را خواهید شنید که لبیک گویتان خواهد بود.
💚 کافی است دل مادرتان را بدست بیاورید تا ببینید چگونه خدا دلتان را پر از نور و سرور خواهد کرد.
کافی است سری به مادر بزنید و بعد خواهید دید که به پاس این سپاستان از مادر فرشتگان الهی سر به خانه هاتان خواهند زد و طبق طبق خواسته هاتان را برای اجابت، به آسمان خواهند برد.
💚 راه دوری نروید خانه دوست همینجاست، خانه عشق همین چند قدمی شماست، همین اتاق روبرو، همین خانه بغلی، همین منزل آن طرف تر که گاهی روزها به آن سر نمی زنید به بهانه های واهی، به دلایل بی اهمیت، با مشغولیت هایی بیهوده و غیر ضروری.
آدم نمی داند اگر خدا مادرها را نمی آفرید عشق چگونه تصویر میشد؟ ایثار در کدام قامت راست می ایستاد؟ مهربانی چگونه تفسیر می گشت؟ صفا و صمیمیت و پاکی و صداقت و... چگونه به اثبات می رسید؟
💔 مادر من که، مادر شهید بود و پر کشید و رفت کنار فرزند شهیدش، ولی شما قدر مادرانتان را بدانید و در این روز عزیز و شکوهمند، روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، حتما کف پای مادرتان را بوسه بزنید و این گونه زیارتش کنید.
زیارت قبول
التماس دعا
#عبدالکریم_خاضعینیا
۱۴۰۳/۱۰/۲
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@rooze10hom