✨ #متن_ادبی
💫 #راوی_عطش_و_اشک_و_آتش
🥀 مرا از کنار محبوبم میبردند. دل زیر نیزه و تیر مانده بود و تن بر شتران بیمحمل میرفت.
🍂 واپس مینگریستم و میگریستم. سر رفتن نداشتم. تازیانهای میراند و میبُرد. صدا میزدم بابا و فریاد من در دشت، بیپژواک میماند. ناگهان در میان زمین و آسمان صدایی شنیدم که میخواند:
🏴 بَکَتِ الارضَ و السماءُ علیه
بدموع عزیزةٍ و دماءٍ
🚩یبکیانِ المقتول فی کربلا
بینَ غوغاءِ اُمّةٍ ادعیا
🏴 مُنَعِ الماءَ و هُوَ عنهُ قریب
عینٌ اِبکی المنوعَ شُربَ الماء
🥀در این راه دراز چه گذشت. چند بار بیهوش شدم. چند بار تازیانه خوردم. چند بار از شتر فرو افتادم. این همه هیچ نبود.
🍂 به کوفهمان آوردند. پیشرو، رایت خورشید. سر خاکسترنشین در مُحاق. سیمای پیشانی شکسته، مجلس عبیدالله دیدم و کوچههای درد و آه و ازدحام.
✍🏻 #دکتر_محمدرضا_سنگری
🏴🕯🏴🕯🏴🕯🏴
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
💫 #راوی_عطش_و_اشک_و_آتش
🥀 میدانید سختتر از این همه شام بود. آه شام، شام دشنام، شام بدنام، شام شوم سنگ از در و بام.
🍂 آه که شام کمرم را شکست. داغ عاشورا را فراموش کرد. این آخرین مرحله و سختترین منزلگاه بود. هفت بند وجودم را این هفتمین گسست.
🥀 میدانید چه دیدم. میدانید چه شنیدم.
🍂 به مجلس یزیدمان آوردند. چادر نداشتم. با دست صورت خود را پوشانده بودم. یزید پرسید: این کیست؟
🥀گفتند: سکینه دختر حسین است.
🍂 گفت: تو سکینه هستی؟
🥀 به شدت گریستم. شانههایم میلرزید. یزید پرسید چرا گریه میکنی؟
🍂 گفتم: چگونه گریه نکند بانویی که چادر ندارد تا روی و موی از چشمان ناپاک و نامحرمان سفاک بپوشاند.
🥀 یزید گفت: ای سکینه پدرت حقم را انکار کرد، پیوندمان را گسست و با من به پیکار پرداخت.
🍂 آنگاه قهقهای زد و به غرور خود را بر تخت جابجا کرد.
🥀 من بلند میگریستم. گفتم: یزید به کشتن پدرم شادی مکن. او پیرو خدا و رسول بود. خدایش به خویش خواند اجابت کرد و به شادکامی و خوش فرجامی رسید. ای یزید آماده باش تا در رستاخیز خدایت را جواب گویی. اما تو کجا و جواب کجا؟
🍂 یزید فریاد زد: ای سکینه ساکت شو! پدرت هیچ حقّی بر من ندارد.
✍🏻 #دکتر_محمدرضا_سنگری
🏴🕯🏴🕯🏴🕯🏴
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
💫 #راوی_عطش_و_اشک_و_آتش
🥀 یزید فریاد زد: ای سکینه ساکت شو! پدرت هیچ حقّی بر من ندارد.
🍂 آه آه که برای شکستن و سکوت من، یزید خیزران برداشت. روپوش از سر نشسته در طشت برداشتند.
🥀 چشمان پدر برق میزد. گویی مرا مینگریست. من بلند گریه کردم. ناگهان دست یزید بالا رفت. چوب بر لبان پدرم نشست. کاش میمردم و نمیدیدم.
🍂 از پشت پرده حتی صدای گریه زنان یزید و دختران معاویه برخاست.
🥀 چوب پیدرپی بر لبان مینشست. شراره خشم یزید پایان نداشت. دست عمه را فشردم. به آغوشش پناه بردم و گفتم: عمه میبینی؟ یزید بر لبان بابای عزیزم خیزران میکوبد.
🍂 عمه ناگهان برخاست. طوفان در مجلس پیچید. من اشک را در گوشهی چشمان پدر دیدم وقتی عمه زینب فریاد میکشید و میخواند:
🚩 اَتَضْرِ بُها شلّت یمینُکَ اِنّها
وجوه لوجه اللهِ طالَ سجودُها
🥀 ای یزید! دستت بشکند. چوب بر لبها و سر و صورتی میزنی که سالها سجده های طولانی برای خدا کرده است.
✍🏻 #دکتر_محمدرضا_سنگری
🏴🕯🏴🕯🏴🕯🏴
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 به مناسبت #روز_مادر
باسمه تعالی
سایه ی عشق تو از سر کم مباد
خنده ات از پشت این در کم مباد
ای خدای مهربانی آفرین
خانه ای از مهر #مادر کم مباد
💔 ما که مادر نداریم؛
مادرمان تازه سفر کرده است.
مادرمان تازه رفته است و ما را تنها گذاشته است.
مادرمان تازه، همین سال پیش، همین نزدیکی.. نمی دانم شاید ماه پیش بود، شاید روز پیش بود، شاید هم همین امروز بود که مادر رفت و دیگر برنگشت. میگویم شاید همین امروز بوده، چون داغش تازه است، زخمش التیام نیافته، دردش درمان نشده و فراقش فراموش نگشته است.
میگویم تازه رفته چون صدایش هر لحظه در گوشم طنین دارد که میخواندم، می خواهدم.
💔 مادر که برود آدم بی خاصیت میشود؛ گویی بی ریشه شده است. احساس می کند که از زیر بوته سر برآورده است. می دانی چرا چون مادر ندارد. چون کسی را ندارد که در تمام لحظات، در همه گرفتاری ها، نداری ها، دردها، مصیبت ها، دلتنگی ها، اشک ها، سوزها، سوگ ها، ناآرامی ها.. سر بر زانوی مهربانش بگذارد و برایش بچگی کند و او نازش را بخرد. بی هیچ گله، بدون هیچ شکایت، بی هیچ توقع، بدون هیچ درخواست و بی هیچ ادعایی.
💔 مادر که برود دیگر هیچ چیز طعم و رنگ خوبی ندارد. و هیچ لذتی برای انسان نمی ماند و هیچ چیز آدم را خوشحال نمی کند و صدای خنده های از تهِ دلِ آدم هیچگاه شنیده نمیشود.
اصلا به گمان من، زندگی انسان به دو بخش تقسیم می شود، بخشی که سرسبز و زیباست با مادر و قسمتی سیاه و کسالت بار و تکراری، بدون مادر.
بخشی که کوه پشت انسان هست و قسمتی از زندگی که هیچ پشت و پناهی برای انسان نمی ماند.
💔 ما که مادرمان، عزیز دلمان، آرامش قلب مان، سایه خداوند بر سرمان، دست الهیِ همراهمان، دار و ندارمان... رفته است؛
💚 آن ها که مادر دارند قدر بشناسند وجود مادر را، قدر بدانند نفس نفس زدن های این فرشته الهی را که در خانه های شان هست. نیاز نیست به سجده های طولانی خود را مشغول کنید تا فرشتگان الهی را ملاقات کنید، تا صدای تان را به خدا برسانند کافی است خم شوید کفِ پای مادرتان را ببوسید و همزمان صدای خود خدا را خواهید شنید که لبیک گویتان خواهد بود.
💚 کافی است دل مادرتان را بدست بیاورید تا ببینید چگونه خدا دلتان را پر از نور و سرور خواهد کرد.
کافی است سری به مادر بزنید و بعد خواهید دید که به پاس این سپاستان از مادر فرشتگان الهی سر به خانه هاتان خواهند زد و طبق طبق خواسته هاتان را برای اجابت، به آسمان خواهند برد.
💚 راه دوری نروید خانه دوست همینجاست، خانه عشق همین چند قدمی شماست، همین اتاق روبرو، همین خانه بغلی، همین منزل آن طرف تر که گاهی روزها به آن سر نمی زنید به بهانه های واهی، به دلایل بی اهمیت، با مشغولیت هایی بیهوده و غیر ضروری.
آدم نمی داند اگر خدا مادرها را نمی آفرید عشق چگونه تصویر میشد؟ ایثار در کدام قامت راست می ایستاد؟ مهربانی چگونه تفسیر می گشت؟ صفا و صمیمیت و پاکی و صداقت و... چگونه به اثبات می رسید؟
💔 مادر من که، مادر شهید بود و پر کشید و رفت کنار فرزند شهیدش، ولی شما قدر مادرانتان را بدانید و در این روز عزیز و شکوهمند، روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها، حتما کف پای مادرتان را بوسه بزنید و این گونه زیارتش کنید.
زیارت قبول
التماس دعا
#عبدالکریم_خاضعینیا
۱۴۰۳/۱۰/۲
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@rooze10hom
✨ #متن_ادبی
🔸 لحظه ای که #امیرالمومنین متولد شد؛
یکم: نجوا با خدا
👤 به قلم: #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 لحظه ای که امیرالمومنین متولد شد؛
دوم: حادثه ای که هرگز تکرار نشد...
👤به قلم: #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 لحظه ای که امیرالمومنین متولد شد؛
سوم: تنها مولود کعبه "علی"
👤 به قلم: #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 لحظه ای که امیرالمومنین متولد شد؛
چهارم: علی خلاصه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست؛
👤 به قلم: #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 لحظه ای که امیرالمومنین متولد شد؛
پنجم: راه علی راهِ هدایت است؛
👤 به قلم: #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
🏴 #متن_ادبی
زندانبانان زنـدانی تو بودند و زنـدان مســجـد و محل عبادتت.
مــگــر می شــد تــو را زنــدانــی كــرد.
مـگر حقيقت در حبس می ماند و نور پشت ميلههای آهنين محصور می شود؟
زنجيرهای نشسته بر پايت هيچگاه تو را از حركت بازنداشت و تو آزادانه بر دل های همهی شيعيان حكومت كردی و حوايج و مشكلات آنان، حتی خواستههای دشمنانت را با استعانت از خدايت برآورده می نمودی.
سلام بر تو ای هفتمين ستاره تابنده امامت، ای آزادترين مردم و ای امير آزادگان تاريخ....
✍ عبدالکریم خاضعی نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 به مناسبت میلاد #امام_حسین_(ع)
🌸 میلاد زیبایی
سال سوم هجری است، روز سوم ماه شعبان و همه در انتظار سومین امام و رهبر و پیشوای جهانیان اند. پيامبر، فاطمه، علی، حسن، فرشتگان و تمام هستی در انتظار آمدنش لحظه شماری
میكنند. چه بلندمرتبه است اين نوزاد و چه باشكوه است روز ميلادش، سوم شعبان.
نوزاد را در پارچهای سفيد به دستان پر مهر پيامبر میسپارند و پيامبر به رسم خويش در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه میخواند.
علی و زهرا از پیامبر می خواهند تا برای کودکشان، نامی زیبا و باشکوه برگزیند. پیامبر، اما همچون تمام انتخاب های زندگی اش خدا را در برگزیدن نام این نوزاد بر خود مقدم می داند؛ و منتظر می ماند تا خدا نام این نوزاد مبارک را برگزیند.
جبرئیل نازل می شود. پیامبر همه گوش است تا نام برگزیده خدا را برای نوزاد علی و زهرا، بشنود.
ای پیامبر خداوند به تو و خاندانت سلام رساند؛ و نام این فرزند مبارک را شُبیر، همنام فرزند هارون، و سپس، همتای عربی این نام ، حسین برگزید.
اشک شوق مهمان چشم های زیبای پیامبر (ص) می شود. حسین را در آغوش می گیرد و با شوق، با لبخند، با شادمانی وصف ناشدنی بوسه بارانش می کند.
نوزاد دست به دست می چرخد. از دستان پر مهر پيامبر به دستان پرتوان علی (ع) می رسد. نسیم بوسه های متواتر پدر، بر گونه های گل انداخته ی پسر می نشیند. نوبت به مادر رسیده است اما پیش از مادر، کودک کوچک خانه ی عصمت و طهارت، حسن، برادرش را در آغوش می فشارد و می بوسد. و زهرا در کنار، سایه سارش پیامبر، تکیه گاهش علی، سنگ صبورش حسن، و نوزاد برکت آفرینش حسین، سر تا پا شور و شوق و شعف میشود؛ و به پاس این همه لطف و عنایت الهی، سر به سجده می گذارد.
اين نوزاد نور چشمان پيامبر است. خلاصهی وجود نبی و آرامش جان اوست.
حسین، آيينهی تمام نمای پيامبر است و احياگر دين و رسالت نبوی.
که اگر حسین نبود، و اگر کربلای حسین نبود، و اگر خون مهجه ی حسین نبود، دین آرام و بی طنین در گوشه ای از تاریخ گم می شد.
یا حسین(ع)
✍ #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم درایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10
✨ #متن_ادبی
🔸 #زین_العابدین
در تب می سوختی، توان برخواستنت نبود.
رمق اندک، اندک از جانت می چکید و تو را تا آستانه ی جان دادن می برد.
دلت هوای میدان داشت.
می خواستی تا بار دیگر پدر را ببینی، ببویی، ببوسی و برای آخرین بار کلامش را بشنوی، نه بنوشی، تا برایت ره توشه ی یک عمر زيستن سخت و سهمگین و سنگین بی او باشد.
پدرت، حسین، بی یاور و تنها در میانه ی میدان، در نبردی نابرابر، در میان انبوه دشمن ايستاده بود و هنوز هم امیدی به بازگشت سپاهیان سیاه دل دشمن داشت. پدر در حالی که پیشانی اش خیس از عرق بود و خون سرش از میان کلاه خود، بر صورت و محاسن مبارکش می چکید و خون سینه اش از سوراخ های زره اش فوران داشت؛ خود را به خیمه ات رساند.
آغوش مهربان و همیشه باز پدر به رویت گشوده شد.
عزیز دلم علی؛ ذخیره الهی برای ماندن دین پیامبر، علی.
محبوب قلب پدر، علی.
تنها بازمانده ی همه ی علی های حسین، عزیزم زین العابدین.
پدر سرت را به سینه ی خون آلودش چسباند و ادامه داد: فرزند عزیزم، می خواهم دعایی را که مادرم زهرا(س)، به من آموخت، به تو بیاموزم.
این دعا را پیامبر (ص) به مادرم آموخته است و پیامبر این دعا را از فرشته وحی، جبرئیل امین، آموخته است تا در اندوه و غم و حوادث تلخ و پیش آمدهای سخت و برای برآورده شدن حوایج خوانده شود. پس تو در این روز سخت عاشورا و هر روز سختی و هر سختی که پیش آید آن را بخوان که ان شاءالله مستجاب خواهد شد؛ و دعا این است:
بِحَقِّ يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ، وَبِحَقِّ طهٰ وَالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَىٰ حَوائِجِ السَّائِلِينَ، يَا مَنْ يَعْلَمُ ما فِي الضَّمِيرِ، يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ، يَا راحِمَ الشَّيخِ الْكَبِيرِ، يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَا مَنْ لَا يَحْتاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِي كَذا وَكَذا.
بهحق یس و قرآن حکیم و بهحق طه و قرآن عظیم، ای که بر نیازهای خواهندگان توانایی، ای که آنچه در باطن است میدانی، ای خارج کننده غم و اندوه از گرفتاران، ای گشاینده غم از غمناکان، ای رحم کننده به پیرمرد، ای روزی دهنده به کودک صغیر، ای که نیاز به تفسیر نداری، بر محمّد و آل محمّد درود فرست (و حاجات مرا برآورده کن.)
آمین
✍ #عبدالکریم_خاضعی_نیا
🔰🔰🔰
✅ کانال #خیمه_عاشورایی_روز_دهم در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید:
@roozedahom10