eitaa logo
خیمه عاشورایی "روز دهم"
656 دنبال‌کننده
3هزار عکس
1.2هزار ویدیو
15 فایل
پرسش ها و یا نظرات خود را به نام کاربری زیر ارسال کنید : @Rooze10hom
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 🔹 موعظه و اتمام حجت با سپاه ☑️ بعد از نماز صبح روز ، بریربن خُضیر همدانی از امام اجازه گرفت تا با سپاه دشمن حرف بزنه. بریر هرچقدر اونها رو نصیحت کرد، نسبت اباعبدالله با ، حدیث ، نامه هایی که کوفیان نوشتند را بهشون یاداوری کرد... تاثیری نکرد. گروهی فریاد می زدند: ما نمی دانیم چه می گویی. بعد هم به سمت بریر تیر پرتاب کردن و بریر برگشت پیش امام. 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 🔹 موعظه و اتمام حجت با سپاه ☑️ وقتی برگشت، تصمیم گرفت خودش به میدان بره و سپاه دشمن را موعظه کنه شاید مجالی باشه برای قلبی که مستعدِ بازگشته. امام، بعد از حمدالهی گفت: ای مردم سخن مرا بشنوید و در جنگ شتاب نکنید تا درباره حقی که بر شما دارم سخن بگویم که چرا اینجا آمده ام. اگر سخنم را پذیرفتید، سعادتمند می شوید و اگر نپذیرفتید، هرچه می خواهید بکنید و مهلتم ندهید. یاور من خدایی است که این کتاب(قرآن) را نازل کرد و او دوستدار شایستگان است. و بعد هم ادامه داد... از نسبت خود با نسبت خود با ، ، با ، با عموی پیامبر، با ، و بعدهم که بر کمر بسته بود را نشان داد و عمامه اش که عمامه ی رسول خدابود... و همه، حرف های اباعبدالله را تایید می کردند بعد امام پرسید: پس چرا خون مرا حلال می دانید با اینکه می دانید بر پدرم بر وارد می شوید؟! سپاه دشمن فریاد زد: همه ی این ها را می دانیم، ولی دست از تو بر نمیداریم تا تشنه بمیری(بعضی منابع نوشته اند، گفتند تو را به بغض و کینه ی پدرت علی می کشیم) 🔻 بعد امام ادامه داد: وای بر شما! آیا کسی از شما کشته ام که خون او را از من می خواهید؟ یا مالی از شما برده ام؟! یا قصاص جراحتی از من می خواهید؟! همه خاموش شدند. امام فریاد زد: ای شبث بن ربعی ای حجاربن ابجر ای قیس بن اشعث ای یزیدبن حارث آیا شما به من نامه ننوشتید که میوه ها رسیده و باغ ها سرسبز شده و تو بر لشکری آماده ی یاری ات وارد خواهی شد؟! قیس بن اشعث گفت: ما نمی دانیم چه می گویی؛ به حکم عبیدالله تن در ده که ایشان چیزی جز آنچه تو دوست داری، درباره ی تو انجام نخواهند داد! حسین(ع) پاسخ داد: نه بخدا، نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بردگان فرار خواهم کرد..... 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 اولین کسی که بعداز وقایع علیه و آنچه که در گذشت قیام کرد پیرمردی بود به اسم . همه او را می شناختن. او سابقه ی خیلی خوبی داشت و قهرمان جنگ های و بود. چشم چپش را در جنگ جمل و چشم راستش را در جنگ صفین در رکاب (ع) از دست داده بود. وقتی (ع) را در کوفه زندانی کردن، برای فریب دادن مردم انها را در جمع کرد. وقتی همه توی مسجد جمع شدن به منبر رفت و گفت: سپاس خدایی را که حق را آشکار کرد و امیرمومنان(یزید) و سپاهش را یاری کرد و دروغ گو فرزند دروغ گو و پیروان او را کشت. از صحبت های عبیدالله زیاد همه وحشت کرده بودن. توی همین لحظه ها، صدای پیرمردی سکوت جماعت را درهم شکست: 🔻 ای پسر مرجانه! دروغ پرداز و دروغ پراکن تو و پدرت هستید و آن کسی که تو را فرمانروای این مردم گردانید و پدرش.(یزید و معاویه) آیا فرزند پیامبران را می کشید و به زبان راستان و درست گویان سخن می گویید؟ همه برگشتن سمت صدا.... این کیه اینقدر جسارت داره که در مقابل جلاد کوفه(عبیدالله زیاد) اینجوری حرف بزنه؟! عبیدالله فریاد زد این کی بود که جرات کرد اینجوری حرف بزنه؟ عبدالله عفیف جواب داد: ای دشمن خدا، گوینده منم! آیا فرزندان پاک را که خداوند ناپاکی را از آن ها دور کرده است می کشی و گمان می کنی بر دین اسلامی و ادعای مسلمانی می کنی؟! اه و فریاد! کجایند فرزندان مهاجر و انصار تا از طاغوت و سرکش منفور_عبیدالله زیاد_ انتقام بگیرند. عبیدالله خیلی عصبانی شد و دستور داد دستگیرش کنن. خبر به بیرون مجلس پخش شد و هم قبیله ای های عبدالله بن عفیف یعنی قبیله ی اَزد و قبیله ی یمن او را همراهی کردن. هم قبیله ای هاش که حدود ۷۰۰ نفر بودن عبدالله را از دست ماموران گرفتن و بردنش خونه... بعصی ها هم عبدالله رو سرزنش می کردن که با این حرف ها خودت و قبیله ات رو نابود کردی ولی عبدالله عفیف هیچ ترسی نداشت. عبیدالله از اینکه عبدالله عفیف از دست مامورانش نجات پیدا کرده بود خیلی عصبانی شد. دوست و همراه عبدالله عفیف، کسی بود به اسم . ماموران او را دستگیر کردن و گفتن تا عبدالله بن عفیف را تحویل ندید عبدالرحمن را آزاد نمی کنیم. از طرف دیگه، عبیدالله، به یکی از جنایتکاران کوفه به اسم دستور داد تا عبدالله عفیف را دستگیر کنن. هم قبیله ای های عبدالله عفیف همه جمع شدن تا در مقابل محمدبن اشعث ازش دفاع کنن و موفق شدن او را شکست بدن. تعداد زیادی از یاران محمدبن اشعث کشته شدن ولی او خودشو به منزل عبدالله عفیف رساند در خانه را شکست و وارد خانه شد. دختر عبدالله عفیف شمشیر را دست پدرش داد و عبدالله بااینکه نابینا بود با راهنمایی های دخترش باهاشون مبارزه کرد و تعداد زیادی از از انها را از پا دراورد. ولی بالاخره دستگیر شد و بردنش دارالاماره پیش ابن زیاد. نوشته اند توی دارالاماره قصیده ای بلند در وصف (ع)، نکوهش و تشویق مردم به خونخواهی سرود که گیرایی سروده و خواننده همه رو میخکوب کرد. به دستور عبیدالله زیاد، عبدالله عفیف را در کنار مسجد به دار آویختن. 🛑 شهادت ، آغاز قیام ها و حرکت های بعدی در شد. آیینه در کربلاست/ صص ۵۸۹ تا ۵۹۲ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 🔸 🔻 بایدها و نبایدهای منبر رفتن ⬅️ هیچ گاه بدون وضو وارد قلمرو کار ذاکری نشوید. اصلا اجازه بدهید راحت‌تر بگویم اصلا هیچ‌گاه بی وضو نباشید. می‌خوابید وضو بگیرید. راه می‌روید وضو بگیرید. می‌خواهید سخن بگویید در کلام شما نام معصوم باید باشد بی‌وضو نباشید. 🍃 روزی (ص) به خانه‌ی دخترش قدم گذاشتند و از همه چیز پرسیدند و از سخن نگفتند؛ دخترش کنجکاوانه پرسید که پدر امروز از همه چی گفتی اما از همسرم سخن نگفتی و فرمود این لحظه وضو نداشتم نام را بر زبان نیاوردم. ⬅️ خواهش می‌کنم پیش از آمدن به مجلس تمام ویژگی‌های ظاهری خودتان را ببینید. شما می‌دانید مخاطب‌ها از انگشت پا تا فرق سر شما را مرور می‌کنند. من خودم کنجکاوانه هر وقت پای تلویزیون نشسته‌ام مثلا احیانا موفق نمی‌شوم دعای ندبه شرکت بکنم. دعای ندبه‌ی تلویزیون را نگاه می‌کنم بهترین و مهمترین لحظه آن موقعی است که دوربین می‌افتد روی خود و مداح یا کسی که دارد را می‌خواند می‌خواهم ببینم حس خودش چه‌جور است حالِ خودِ چطور است... ⬅️ گاهی‌وقت‌ها در لحظه‌ی ورودمان ممکن است با دیگران از نزدیک سخن بگوییم. دهان گذرگاه معارف است مسواک بزنیم. خوش‌بو باشیم. آراسته باشیم. می‌گویند را می‌گفتند محمد نظیف. بس که آراسته بود، مرتب بود، موها شانه زده بود. لبخند می‌زد این ردیف دندان های او گفته‌اند مثل دانه‌های تگرگ جلوه می‌کرد. و   بسیار مهم است شکل ظاهری او آراسته باشد، مرتب و منظم باشد. ⬅️به حرکات ِ بدن خودمان دقت کنیم؛ یک ژست ناروا ممکن است من داشته باشم. همین ژست ناروا کافی است تا دیگران به جای اینکه به من بپردازند. به این ژست و رفتار و حرکت من بپردازند. مثلا گاهی حرکت دست های ما ممکن است بیش از اندازه باشد این باعث می شود مخاطب را درگیر کند... ⬅️گاهی عایق‌ها و نارساناهایی وجود دارد در کار ارتباط که اگر آنها رعایت نشوند ممکن است کل بستر و فرآیند ارتباط بین من و مخاطب را مخدوش بکند. یک بهم ریختگی مو، یک تکرار، یک تیک زبانی، یعنی به عبارت دیگر ترجیعی که ممکن است در کلام ما وجود داشته باشد. همین یک ترجیع ساده در کلام ممکن است ذهن مخاطب را متوجه آن نکته بکند. بخصوص وقتی کسی وارد یک فضای مجلس می‌شود که این مجلس را تجربه نکرده باشد. یا آمادگی نداشته باشد. تعداد این تکرارها و ترجیع‌ها بیشتر خواهد شد و این‌ها آفت کار ذاکری است که باید به آن دقت کرد. ‼️ پس همه چیز خودمان را باید ببینیم. این است که گفته‌اند باید مدت‌ها پیش از آنکه در جمع حاضر شود باید در جلوی آیینه تمرین کند یا در جمع محدودی قرار بگیرد.   🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 پیشینه تاریخی دارد. اولین بار به همراه در روز اربعین از به آمدند. ⁉️ درباره چه می دانید؟! _ جابر پانزده سال قبل از هجرت در مدینه به دنیا اومد و هنگام وقوع ۷۶ ساله بود. _ او ۱۷سال بعد از هم زنده بود و در ۹۳ سالگی درگذشت. _ جابر فرزند است؛ پدرش در جنگ‌ به شهادت رسید. _ جابر در ۱۹ غزوه از جمله حضور داشته. در جنگ هم در کنار (ع) شرکت کرده. _ او تنها صحابی است که لوح نام ائمه علیهم السلام که نزد (س) بود را دیده بود. _ جابر۱۵۴۰ روایت از ائمه(ع) را نقل کرده. _ (ص) به اوفرمود تو انقدر عمر خواهی کرد که فرزندم را که نام او در تورات و انجیل است، دریابی. جابر حامل سلام رسول خدا(ص) به امام باقر(ع) بود. _ او در هنگام ورود به نابینا بود. منبع: آیینه در کربلاست/۷۴۳ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🏴 🔸 مبارزه دشوار ▪️ بیانات ▪️ انتشار به مباسبت فرا رسیدن رحلت گرامی اسلام (ص) یکی از سخت‌ترین مبارزات پیغمبر، مبارزه برای حفظِ انسجامِ جامعه‌ی اسلامیِ آن روز بود که این مبارزه به ‌نظر من از دشوارترین مبارزات پیغمبر بود. جامعه‌ی اسلامی عربستان یک جامعه‌ی قبایلی، متشکّل از افراد قبایل گوناگون با تعصّب های خاصّ قبیله‌ای، با برداشت ها و عادات و سنّت‌های کاملاً متفاوت، با عادت دیرینه‌ی به جنگ و نزاع و خون‌ریزی بر سر چیزهای کوچک؛ برای یک شتر بین دو قبیله چهل سال در جاهلیّت جنگ بود! آن ‌قدر آدم از گرسنگی مُردند، یا در میدان جنگ کشته شدند، یا به غارت رفتند برای خاطر یک شتر! برای اهانت به یک زنی که مال یک قبیله‌ای بود از سوی یک جوانی از قبیله‌ای دیگر -که او را در بازار عکّاظ مکّه مسخره کرده بود و به او اهانت کرده بود- چند سال بین این دو قبیله جنگ بود؛ این مسئله، مسئله‌ی تعصّب قبیله‌ای است. حالا در یک‌ چنین جامعه‌ای رسول‌ اکرم بین این جامعه باید وحدت ایجاد کند. وحدتِ فکر آسان است؛ خب یک معلّم سر کلاسی فرضاً یک درسی را، یک معرفتی را، یک حقیقتی را بیان می کند همه میفهمند، امّا وحدت در عادت ها و تقالید و روش ها و سنّت‌های گوناگونی که وجود داشته و حبّ‌وبغض‌ها، بسیار بسیار کار دشواری است؛ حتّی بعد از اینکه سال ها از اسلام گذشته بود و این‌ همه کار شده بود، شما دیدید، بعد از آنکه پیغمبر نبود، در اوّلین روز بعد از وفات پیغمبر در سقیفه‌ی بنی‌ساعده انصار و مهاجر به جان هم افتادند؛ یعنی هنوز آن زمینه‌ها در این ها بکلّی از بین نرفته بود و با یک‌ چنین جامعه‌ی ناهماهنگِ ناهمگون، رسول‌ خدا آن حرکت عظیم را انجام داد [که نتیجه‌ی] قدرت فوق‌العاده‌ی پیغمبر بود و مبارزه‌ی شبانه‌روزی او.    آن ‌قدر که پیغمبر روی [نفی] عصبیّت‌ها(۶) تکیه کرده، روی اخلاق و اغماض و عفو و عدم تفاخر به گذشتگان و محبّت به همگان و روی این چیزها در زمینه‌ی اخلاق اجتماعی تکیه کرده، روی کمتر چیزی تکیه کرده؛ برای اینکه بین این دل ها یک هماهنگی و انسجامی را به ‌وجود بیاورد و به‌ وجود هم آورد و اگر نَفَس گرم پیغمبر بالای سر این مردم بود و چند سال دیگر ادامه پیدا میکرد، یقیناً یا به احتمال زیاد آنچه ما بعد از رحلت پیغمبر شاهدش بودیم، پیش نمی‌آمد و این همان است که در اوّل صحبت گفتم که رحلت پیغمبر در آن شرایط و اوضاع خاص، یک حادثه‌ی تعیین‌کننده بود؛ یعنی رحلت پیغمبر در آن شرایط مسیر تاریخ را به همین شکلی که مشاهده می کنید، تعیین کرد و مشخّص کرد. 🔸 بیانات  رهبری در شب رحلت پیامبر اعظم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) در کانون توحید تهران/ 10/8/1365 🔰🔰🔰 کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🌳 این درخت که در جنوب ایران فراوان است و به آن هم می‌گویند در تمام سال سرسبز و سایه گستر است. نشانه‌ی قبر (ع)، درخت سدری بوده که در کنار آن قرار داشته. در عصر موسی بن عبدالملک و در عصر چند بار قبر امام حسین(ع) را تخریب کردند. فرموده بود: “لَعَن الله قاطع السّدره”(مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۶۴): خدا لعنت کند کسی را که را قطع کند.   🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🔸 شهیدان نبرد نخستین 🔹 ۷۰ساله بود؛ اهل مدینه ولی سالها در کوفه ساکن شده بود. در نوجوانی محضر را درک کرده بود و در صفین و جمل و نهروان همرکاب شمشیر زد... در منازل نزدیک به کربلا مثل بطن العقبه یا عذیب الهجانات به پیوست. در اولین حمله ی صبح روز عاشورا به شهادت رسید. در زیارت ناحیه و رجبیه نام وی ذکر شده است: "السلام علی نعیم بن العجلان" 📚 منبع: آینه داران آفتاب، ج۱، ص۴۶۰٫ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
💚 به مناسبت میلاد اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) 🔆 نزدیکترین فرد به پیامبر در رستاخیز ✅ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: أولَی النّاسِ بِی یَومَ القِیامَۀِ أکْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلاۀً (فِی دارِ الدُّنیا)؛ نزدیک‌ترین شما به من در روز قیامت، کسانی هستند که در دنیا بیشتر از دیگران بر من فرستند. 📙 کنزل الاعمال، جلد ۱، ص ۴۸۹ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🔸 🔻 پدرش ابوعبدالله از اصحاب بود و اهل مدینه که بعدها ساکن بصره شد. پدرش روایت های پیامبر را نقل می کرد. ادهم، در ، نزدیک مکه به امام حسین(ع) پیوست. او در بصره در منزل که انقلابیون بصره در انجا جمع می شدند شرکت می کرد. امام محمدباقر(ع) او را از شیعیان مخلص معرفی کرده است. او در نبرد نخستین در صبح عاشورا به شهادت رسید. 📚 منبع: آیینه داران آفتاب، جلد۱، ص۲۸۴ 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
✨ دو ویژگی از (ع): جد مادری حضرت علی‌اکبر یعنی مؤذن‌ بود و  چهره‌ی بسیار‌ زیبائی هم‌ داشت. مردم مکه‌ و مدینه‌ معتقد بودند که‌ اگر خدا بخواهد پیامبری‌ برگزیند‌ احتمالا همان عروه‌بن ‌مسعود را برمی‌گزیند. که‌ در اشاره‌ای به این‌ موضوع نیز‌ شده‌است. این‌ نشان از فضیلت‌، وقار، شعور، عظمت و ابهت در سیمای‌ ایشان دارد. این‌ خصوصیت‌ یعنی‌ اذان‌گوئی زیبا‌ و شباهت به مسیح‌(ع) از عروه‌بن‌ مسعود به مُرّه‌ و از ایشان‌ نیز‌ به منتقل گشت و در هیئت‌ علی‌اکبر(ع) خودش را نشان داد.‌ اگر‌ از سمت چپ به چهره‌ی علی اکبر نگاه می‌کردید، را می‌دیدید اما از سمت راست بسیار شبیه بود؛ یعنی‌ این‌ زیبائی،‌ وقارو‌ صلابت در چهره‌ی این‌ خانواده بود و به علی‌‌اکبر(ع) منتقل شد. اما یک‌ خصوصیت‌ هم از مادرش گرفت لقب حضرت لیلا‌ بِرّه‌ بود، به معنی‌ نیکوکار‌ و بخشنده که‌ این‌ بخشندگی‌ به حضرت علی‌اکبر(ع) منتقل شد. جالب است که‌ در تمام طول مسیر، یعنی‌ از ۲۷ رجب که‌ حضرت اباعبدا‌لله حرکت می‌کند‌، تا کربلا‌ مؤذن‌های کربلا‌ مشخص‌اند، ازجمله ، . اما در صبح عاشورا، امام از حضرت علی‌اکبر(ع) می‌خواهد تا اذان بگوید. تا صدایی شبیه صدای پیامبر و عروه‌بن ‌مسعود در فضای کربلا بپیچد. می‌گویند در این زمان وقتی‌ حضرت علی‌اکبر(ع) اذان گفت، سپاهیان‌ از خیمه‌ها بیرون‌ آمدند و آن‌هایی که‌ صدای‌ پیامبر‌ را شنیده‌بودند گفتند که‌ پیغمبر‌ به یاری‌ فرزندش آمده‌است، ما با پیامبر نمی‌جنگیم.‌ عمرسعد‌(لعنت‌ا..علیه‌) کسانی را فرستاد تا ببیند‌ چه خبر شده، دیدند‌ که‌ علی‌اکبر(ع) روی‌ ارتفاع ایستاده‌ و صدای‌ دلنشین‌ او که‌ شبیه‌ صدای‌ پیامبر‌(ص) است در فضای‌ کربلا‌ پر و بال گشوده است. و چنین است  که‌ امام‌حسین(ع) زمانی‌که حضرت علی‌ اکبر‌(ع) را به میدان‌ فرستاد سرش را بلند کرد‌ و در پیشگاه‌ الهی‌ عرض کرد:‌ من جوانی‌ را به میدان‌ می‌فرستم که‌” اشبه‌ الناس‌ خَلقاً‌ و خُلقا‌ً و منطقا‌ً برسول‌ الله(ص)” است؛ یعنی‌ سه ویژگی او‌ خَلقش (خصوصیات‌ ظاهری‌)، خُلقش‌ (اخلاقش‌) که‌ خداوند در قرآن در مورد پیامبر‌(ص) می‌فرماید: انّک‌ لعلی‌ خلق عظیم‌؛ پیامبر‌(ص) خلق عظیم‌ داشت و‌ این‌ خلق عظیم‌ در علی‌اکبر(ع) هم بوده است و هم در حرف زدن ..... 📚 منبع: سخنرانی با موضوع متن کامل این سخنرانی را د لینک زیر مطالعه کنید: https://www.roozedahom.com/?p=40364 ⚠️ پس از باز کردن لینک، در صورت سفید بودن صفحه، لطفا نمایشگر خود را از راست به چپ بکشید. 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10
🔸 🔻 در آستانه ۷۰ سالگی، با خاطره های بزرگ در پیکارهای سخت می شناختندش. راوی احادیث بود؛ در بود که تیری سهمگین به پایش رسید و پس از آن لنگ لنگان راه می سپرد. از افرادی بود که برای نامه نوشت و را در یاری کرد. قبل از رسیدن امام به به او پیوست و در تیرباران صبح روزِ به رسید. 📚 منبع: آیینه داران آفتاب، جلد۱، ص488 🔰🔰🔰 ✅ کانال در ایتا را به دوستان خود معرفی کنید: @roozedahom10