#یاران_عاشورا
#آینه_داران_آفتاب
🌴 تداعی خیبر و حنین
🚩ابوبکر بن حسن بن علی بن ابی طالب
🍂محمّد بود و کربلا و خیمههای افراشته و هزار سوار که امام و خانواده و یاران را در محاصره داشتند.
🔘 روز نهم محرّم رسید. گردباد شوم شمر در کربلا پیچید و بوی جنگ و برهنگی شمشیرها در همهجا منتشر شد. غروب بود و اندوه و خطر و خبر ورود شمر.
♦️ محمد اذن میدان طلبید. امام او را دعا کرد و اذن میدان بخشید. چند گامی پیش رفت و برگشت. ایستاد. در چشمهای امام نگریست و گفت: تشنهام! آمدم از نگاهت جرعهای دیگر بنوشم و با توانی که از این نوشیدن مییابم، مستانه بجنگم.
⚫️ گرد و غبار برخاست. صدای گرم محمّد در میدان پیچید. رزم خیبر و صفیّن تداعی شد. همه به هم میگفتند: فرزند علی (علیه السّلام) به میدان آمده است. تیغ جانشکار محمّد قلبها را به ضیافت مرگ میبرد؛ به مهمانی شعلههای خشم خدا. میجنگید و رجز او میدان را میلرزاند.
🏴 دمی کنار میدان درنگ کرد. دیگربار به قلب سپاه زد. میگریختند و برهم میریختند. سرانجام تشنهکام و زخمخورده محاصره شد. بیشرممردم خونآشام گرد او حلقه زدند. عقبهالغنوی بر او نیزه زد. زجر بن بدر نخغی تیزی شمشیر را در پهلویش نشاند و مردی از بنیابان بن دارم تیر بر سینهاش زد. محمّد افتاده بود و تیغ و سنگ و نیزه بدنش را نشانه میرفت. آخرین رمق بر لبها نشست.
💧⚫️💧 چشم را گشود و گفت: مولای من، بنشین تا دیگربار چشمهایت را ببینم. امام نگاه اشکآلود را گشود و محمّد بهلبخندی چشم برهم نهاد.
🚩 محمّد در بدرقۀ فرشتگان مسافر بهشت شد. امام بازگشت و آهسته زمزمه کرد.سلام بر تو ای محمّد، سلام بر پدرت و بر مادرت لیلی. خداوند همنشین پیامبرت گرداند.
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36fc
سروش:
https://sapp.ir/roozedahom10
♨️اعضای محترم کانال برای دسترسی سریع به موضوعات بر روی هشتگ مورد نظر ضربه بزنید🔰🔰🔰
#حدیث
#مدرسه_حسينى
#مقاله_عاشورایی
#همگام_با_کاروان_حسينى
#پرسش_و_پاسخ_عاشورایی
#شعر_عاشورايى
#زنان_عاشورایی
#سلام_موعود
#یاران_عاشورا
#متن_ادبى
#پیوند_شهدا_با_کربلا
#معرفی_آثار_موسسه_عاشورا_دزفول
#معرفی_کتاب
#صوتی #سخنرانی
#صوتی #دکلمه
#صوتی #مولودی
#صوتی #مداحی
@roozedahom10
خیمه عاشورایی "روز دهم"
#حدیث #عزاداری ⚫️بزرگ ترین مصائب... @roozedahom10
#حدیث
#عزاداری
🏴روز حزن و اندوه و گریه
◾️◻️عبدالله بن فضل هاشمی گوید به امام جعفر صادق(ع) گفتم: ای پسر رسول خدا چگونه است که روز عاشورا روز مصیبت و غم و حزن و گریه است و دیگر روزها همانند روز وفات رسول خدا(ص)، روز شهادت فاطمه(س) و روزی که امیرالمؤمنین(ع) در آن به شهادت رسید، روز مصیبت نیستند؟
◻️◾️ امام صادق(ع) فرمود: همانا مصیبت روز حسین(ع) از مصیبت تمام این ایام بزرگتر است و آن به این دلیل است که اصحاب کساء که گرامیترین و پاکترین خلق نزد خدای عزوجل بودند، ۵ نفر بودند. پس زمانی که رسول خدا(ص) وفات یافت، امیرالمؤمنین(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) در میان مردم باقی بودند و موجب تسلی خاطر مردم بودند. زمانی که فاطمه(س) وفات یافت، امیرالمؤمنین، حسن و حسین بودند تا مردم به وسیلهی آنها تسلای خاطر بیابند، وقتی امیرالمؤمنین علی(ع) به شهادت رسید، در حسن(ع) و حسین(ع) برای مردم تسلای خاطر بود و هنگامی که امام حسن(ع) به شهادت رسید، حسین(ع) موجب تسلی خاطر مردم بود؛ اما هنگامی که حسین(ع) به شهادت رسید کسی از اصحاب کسا برای تسلی خاطر مردم باقی نمانده بود پس رفتن او مانند رفتن همهی آنها بود همانگونه که بقای او مانند بقای همهی آنها بود پس به این دلیل مصیبت اباعبدالله(ع) بزرگترین مصیبت ایام است.
📚منبع: وسائل الشیعه ج : ۱۴ ص : ۵۰۴
🏴"کانال تخصصی عاشورایی روز دهم در ایتا و سروش"🏴👇
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36
سروش:
https://sapp.ir/roozedahom
zibatarin defaa.mp3
6.13M
#کلیپ_صوتی
#سخنرانی
🚩زیباترین دفاع
🎙دکتر محمدرضا سنگری
🏴کانال موسسه عاشورا در سروش وایتا
@roozedahom10
#یاران_عاشورا
#آینه_داران_آفتاب
🍃گلبرگی در طوفان
🌹قاسم بن حسن(ع)
☀️این آفتاب که از مشرق خیمهها طلوع میکند، این شوق که هزار بال پرواز با خود دارد، فرزند مجتبی است. میبینی که بند نعلینش گسسته است. عاشقان برای پیوستن جز گسستن شیوهای نمیدانند. اگر درنگ کند تا بند نعلین را محکم کند، فرصت از دست میرود. شاید پیش از او کسی به میدان برود. آن وقت عاشقی را به تأخیر انداخته است؛ آن وقت ارادت به عمو، محبّت به حسین، درنگ و رنگ پذیرفته است. نه، نه، شتاب در عشق رسم سالکان وادی عشق است و قاسم عاشق است و بیتاب و پرشتاب؛ خلق الانسان من عجل!
****
🌷قاسم تشنۀ کام است و این عزیزترین لحظۀ کامیابی است. اصلاً برای همین به کربلا آمده است. مگر چه قدر از آن شیریندهنی و جواب شهدگونۀ قاسم میگذرد؟ دیگربار به خاطر میآورد: عمو بود و یاران، مثل شمع در حلقۀ چشمهایی که پروانهگون امام خود را طواف میکردند. عمو میگفت: ای یاران، روزی سخت و خونبار پیش روست. اینان این همه شمشیر و تیر و سنگ و خدنگ برای من به اینجا آوردهاند. اگر بر من دست یابند، دست از شما برمیدارند. مرا میخواهند. مرگ و جنگ و خون و خطر در راه است. بروید. دست فرزندان مرا نیز بگیرید و از این گسترۀ گرگخیز و مرگریز بیرون روید. من بیعت از شما گرفتم. راه هموار است و شب تیره و تار. چراغ نیز خاموش است تا شرم در هیچ چشم و چهرهای شعله نزند. بروید و حسین را تنها بگذارید…
🌷گروهی رفتند و آنان که ماندند، امام سپاسشان گفت و ستود و گفت: هرکس با من مانده است بداند که کشته خواهد شد. مرگ را هیچ تردیدی نیست و قاسم پرسیده بود: عمو، من نیز کشته میشوم؟ شاید انگاشته بود که دشمن بر نوجوان ترحّم و جوانمردی روا میدارد و امام پرسش برادرزاده را با پرسش پاسخ گفته بود که: مرگ در نگاه تو چگونه است؟ و قاسم که قرآن نیوشیده و شیر معرفت نوشیده بود، گفت: احلی من العسل.
🌷💧اینک این شیرین شوریده اندیشۀ میدان دارد. عمو میبیند. در لبخندش ذوب میشود؛ در خندهاش آتش میگیرد و در شتاب و عطش و بیتابیاش آب میشود.
چه غوغایی است در حاشیۀ میدان...
💢متن کامل در آدرس زیر👇
http://www.roozedahom.com/?p=45117
🏴"کانال تخصصی عاشورایی روز دهم در ایتا و سروش"🏴👇
ایتا:
http://eitaa.com/joinchat/1790640141C1372ba36
سروش:
https://sapp.ir/roozedahom