هربار از شما نوشتم؛
تیتر این بود: آفرین اقای وزیر!
آفرین که آن روز در نشستِ بغداد، خلافِ پروتکلهای مرسوم را اجرا کردی و در صفِ اول ایستادی و گفتی جایگاه اصلیِ ایران اینجاست!
آفرین که بیلُکنت از غزه دفاع کردی.
آفرین علاوه بر ملتِ ایران، وزیر کودکانِ فلسطینی هم بودی.
آفرین که آنروز به آن خانم وزیر خارجهٔ بلژیک که برای ناامنیِ ایران مو قیچی کرده بود؛ سلامی هدفدار دادی و علیکمِ سلامت را لبخند زدی.
آفرین آقای وزیر که نمیدانستیم جانباز شیمیایی بودی!
آفرین آقای وزیر!
گفتند به حَج نرفتی و گفتی تا مشکلِ حجِ مردم حل نشود؛ نمیتوانم بروم.
آفرین که مجریِ سیاستِ همسایگیمان بودی و مانندِ خیلیها برایِ کرشمهٔ غربیها غرورِ ما را لِه نکردی.
آفرین که بدونِ ترس همراهِ سیدِ شهیدِ ما؛ در قلبِ غرب از میان وحوشِ برانداز قدم برداشتی و از احدی نترسیدی.
از زحماتِ سیاستخارجیِ سید بود که در اوج اغتشاشات نایبرئیس مجمع عمومی سازمان ملل شدیم؛ و چه وزیرِ اَمینی بودی برایِ این سیاستِ مقتدرانهٔ عزتمندانه!
راستی آقای وزیر!
امروز وزیر امور خارجهٔ مصر برای اولینبار به ایران آمده بود،
پادشاه بحرین از روسیه خواهش کرده تا واسطهٔ ارتباط با ایران شود،
در مجمعِ عمومی سازمانملل بخاطرِ شما و سید یکدقیقه سکوت کردند،
یکچهارمِ جهان را بخاطرتان عزایِ عمومی اعلام کردند.
شما مُجری امانتدارِ زبانِ دنیا بلدِ سید بودی؛ در میانِ جماعتی که از ترسِ اخمِ غربیها نَسَبِ خود را هم انکار میکنند.
من به شما جورِ دیگری افتخار میکنم.
خسـته نباشی آقای وزیرِ مجاهدِ انقلابی…
📝 ناشناس