نمیدونم دیره یا اصن درسته یا نه ولی چند این روزا با یسری اتفاقاتی که برام افتاده همش به این فکر کردم که واقعا کی هستم و شخصیت اصلیم چیه و علایق واقعیم چیه
ولی بعد چند روز هنوز نمیتونم یه جواب درست و واقعی پیدا کنم از بس تو هر رویا و خیالاتی که داشتم برا خودم شخصیت های مختلف داشتم و آدمی که تو واقعیت هم نشون میدم ترکیبی از اوناست و همش پر از ادعام درصورتی که فقط تو خیالاتم میتونم شخصیت اصلی باشم و قوی و محکم باشم
تمام این سال ها فکر میکردم آدم قوی هستم و میتونم از بس مشکلات بر بیام ولی این روزا فهمیدم واقعا از پسشون بر نمیام
انگار یکی یهو زد به شونم و گفت کجایی تو؟
واقعیت اینجاس نه اونجا که میتونی از پس همچی بر بیای و به اون چیزی که میخوای برسی
انگار تو خلاء یه مکعب شیشه ای شناور بود که من اون تو زندگی میکردم و هرچی میخواستم تصور میکردم و باهاش زندگی میکردم
ولی کم کم شیشه های مکعب ترک برداشت و بالاخره اون روز شکست و من یهو پرت شدم پایین و تو سیاهی خلاء غرق شدم و تا وقتی خوده واقعیم رو پیدا نکنم نمیتونم از اون سیاهی خارج بشم
این بهترین توصیفی بود که میتونستم براتون بگم و فکر میکنم واقعا به حسی که دارم نزدیکه
واقعا دلم میخواد بدونم شماها خودتون رو میشناسید؟ حالا کم و بیش مهم نیست ولی فقط میخوام بدونم میدونید خوده واقعیتون کیه؟