نمیدونم دیره یا اصن درسته یا نه ولی چند این روزا با یسری اتفاقاتی که برام افتاده همش به این فکر کردم که واقعا کی هستم و شخصیت اصلیم چیه و علایق واقعیم چیه
ولی بعد چند روز هنوز نمیتونم یه جواب درست و واقعی پیدا کنم از بس تو هر رویا و خیالاتی که داشتم برا خودم شخصیت های مختلف داشتم و آدمی که تو واقعیت هم نشون میدم ترکیبی از اوناست و همش پر از ادعام درصورتی که فقط تو خیالاتم میتونم شخصیت اصلی باشم و قوی و محکم باشم
تمام این سال ها فکر میکردم آدم قوی هستم و میتونم از بس مشکلات بر بیام ولی این روزا فهمیدم واقعا از پسشون بر نمیام
انگار یکی یهو زد به شونم و گفت کجایی تو؟
واقعیت اینجاس نه اونجا که میتونی از پس همچی بر بیای و به اون چیزی که میخوای برسی
انگار تو خلاء یه مکعب شیشه ای شناور بود که من اون تو زندگی میکردم و هرچی میخواستم تصور میکردم و باهاش زندگی میکردم
ولی کم کم شیشه های مکعب ترک برداشت و بالاخره اون روز شکست و من یهو پرت شدم پایین و تو سیاهی خلاء غرق شدم و تا وقتی خوده واقعیم رو پیدا نکنم نمیتونم از اون سیاهی خارج بشم
این بهترین توصیفی بود که میتونستم براتون بگم و فکر میکنم واقعا به حسی که دارم نزدیکه
واقعا دلم میخواد بدونم شماها خودتون رو میشناسید؟ حالا کم و بیش مهم نیست ولی فقط میخوام بدونم میدونید خوده واقعیتون کیه؟
نه خواهر این فقط مشکل تو نیست خیلی از ماها یا لااقل آدم هایی که اطراف من هستن و اصن خود من ... خیلیامون خودمون رو نمیشناسیم
یه جورایی انگار اینم یکی از چالشهای زندگیه که بتونی خودت رو بشناسی و خودت رو بسازی و خب انگار شخصیت همه مون خیلی از محیط و اتفاقاتی که باهاش روبه رو شدیم خیلی تاثیر میپذیره گاهی وقتا مخ مون در مقابل این مشکلات و یا چیزایی که ناراحتمون میکنه واقعا کم میاره و واقعا خسته میشیم و اون موقع خب واقعا هیچ تعریف دقیقی براش نداریم شاید آنقدر درگیر ناراحتیامون و مشکلامون شدیم که اصن حواسمون به خودمون نبوده یا نتونستیم به خودمون اهمیت بدیم و وقت بزاریم برا خودمون
البته با خجالت زیاد همه اینا فقط نظر منه و ممکنه یه کوچولو مزخرف باشه نمیدونم
.
.
نه مزخرف نیست و نظرت برام ارزشمنده واقعا✨
اتفاقا باهات موافقم که ذهنمون در برابر مشکلات کم میاره و نمیدونه چیکار کنه.