جمعه اردو صبح تا شب داشتیم که میرفتیم تهران زیارت شابدل عظیم و امامزاده صالح و بعدش قم میرفتیم حرم حضرت معصومه
خلاصه بخام بگم که ۴ صبح گوشیم شارژ هم نداشت ولی شانسم تو اتوبوس اونی که بغل دستمون نشسته بود پاور بانک داشت 👍
بگذریم که تو اتوبوس جا تنگ بود و وسیله هم جلو پامون بود و منم با اون پاهای درازم برای خوابیدن چقدر زجر کشیدم😀💔
تهران که رفتیم من چندتا خرید کردم
چون تولدم مامانمم نزدیک بود براش کادو گرفتم و برا خودمم چندتا چیز میز گرفتم و برا داداشم یه عطر حرم امیرالمؤمنین گرفتم
بعد تو یه کتاب فروشی رفته بودیم که یه کتاب بود دلم میخواست بخرم ولی گفتن قم بهتره قیمتش و کتاب بیشتر داره دیگه نگرفتم
نماز جماعت که نرسیدیم بخونیم ولی زیارت کردیم و رفتیم بریم بیرون که یهو شانسی دم در که خواستیم بریم بیرون من یه کتاب فروشی دیدم✨
رفتیم اونجا پر از کتاب بود و دنبال اون کتاب که میخواستم تو تهران بخرم بودم که شانس خوبم همونو داشت😭✨
علاوه بر اون یه کتاب دیگه هم خریدم که رو هم با تخفیف شد ۱۷۱ تومن👍