eitaa logo
روزمرگیِ من
17 دنبال‌کننده
510 عکس
197 ویدیو
2 فایل
اینجا قراره یسری روزمره ها و افکار من رو ببینید. دیگه چی باید بگم؟ . بفرما هرچی میخوای بگو: https://daigo.ir/secret/41348967786
مشاهده در ایتا
دانلود
با دخترخالم و یکی از رفیقام رفتیم
خلاصه بخام بگم که ۴ صبح گوشیم شارژ هم نداشت ولی شانسم تو اتوبوس اونی که بغل دستمون نشسته بود پاور بانک داشت 👍
بگذریم که تو اتوبوس جا تنگ بود و وسیله هم جلو پامون بود و منم با اون پاهای درازم برای خوابیدن چقدر زجر کشیدم😀💔
تهران که رفتیم من چندتا خرید کردم چون تولدم مامانمم نزدیک بود براش کادو گرفتم و برا خودمم چندتا چیز میز گرفتم و برا داداشم یه عطر حرم امیرالمؤمنین گرفتم
بعد تو یه کتاب فروشی رفته بودیم که یه کتاب بود دلم میخواست بخرم ولی گفتن قم بهتره قیمتش و کتاب بیشتر داره دیگه نگرفتم
خلاصه رفتیم قم
اونجا هم بدو بدو با دوستام یکم خرید کردیم و من یه پیراهن برا بابام گرفتم
نماز جماعت که نرسیدیم بخونیم ولی زیارت کردیم و رفتیم بریم بیرون که یهو شانسی دم در که خواستیم بریم بیرون من یه کتاب فروشی دیدم✨
رفتیم اونجا پر از کتاب بود و دنبال اون کتاب که میخواستم تو تهران بخرم بودم که شانس خوبم همونو داشت😭✨ علاوه بر اون یه کتاب دیگه هم خریدم که رو هم با تخفیف شد ۱۷۱ تومن👍
اره خلاصه
اها راستی
وقتی تو تهران بودیم رفتیم یه پارک ناهار بخوریم و کنارمون یه شهر بازی کوچیک بود بعد از خوردن ناهار گفتیم بریم بازی کنیم و اول رفتیم کشتی بعد ماشین بازی بعد ازینا که دور خودش میچرخه و تاب میخوره البته خیلی بزرگ نبود ولی آخری رو که رفتیم من حالت تهوع گرفتم و هوا هم گرم بود ولی خداروشکر حالم بد نشد و قرص خوردم تو اتوبوس خوابیدم خوب شدم👍😄