وقتی تو تهران بودیم رفتیم یه پارک ناهار بخوریم و کنارمون یه شهر بازی کوچیک بود
بعد از خوردن ناهار گفتیم بریم بازی کنیم و اول رفتیم کشتی بعد ماشین بازی بعد ازینا که دور خودش میچرخه و تاب میخوره البته خیلی بزرگ نبود ولی آخری رو که رفتیم من حالت تهوع گرفتم و هوا هم گرم بود ولی خداروشکر حالم بد نشد و قرص خوردم تو اتوبوس خوابیدم خوب شدم👍😄
اینا هدیه های مامانم هست که همش تبرک امام حسینه به علاوه گلدون کوچولو آبی برای پتوس های مامانم✨
اینا رو برا خودم خریدم که یه کیف هست که هم کوله پشتی میشه هم میشه یه طرفه انداخت و خیلی دوستش دارم.👍
دوتا کتاب هم که گفتم خریدم و اونارو هم خیلی دوستشون دارم.✨
روزمرگیِ من
خیلی وقت بود دنبال یه کیف میگشتم که نه خیلی بزرگ باشه نه خیلی کوچیک و خوشگل باشه