امروز سرم زده بودم و مامانم رفته بود بیرون و من بهش گفتم بودم اگه سرم تموم بشه خودم میتونم در بیارم و بلدم و این حرفا👍
و خب انقدر بلد بودم که یه لیتر خون از دست دادم تا تونستم لوله سرم رو در بیارم و در آنژیو رو ببندم😄
و اتوبوس لامصب انقدر آروم میرفت و من استرس داشتم که دیر نرسم همش پوست لبمو میکندم