eitaa logo
‌ ★ 𝗌𝗁𝗂𝗇𝗂𝗇𝗀 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗌
6 دنبال‌کننده
67 عکس
82 ویدیو
0 فایل
𓈒 ࿙࿚ 𖹭 ࿙࿚ 𓈒
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𝖲𝗍𝗂𝗅𝗅 𝗐𝖺𝗂𝗍𝗂𝗇𝗀 𝖿𝗈𝗋 𝗒𝗈𝗎, ‌ ‌ ‌ 𝓐 ..
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با عشق تقدیم به همه ی واندرر فنا 3: ببخشید اگه بد شده. نظر هم بدید
𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖻𝗂𝗋𝗍𝗁𝖽𝖺𝗒 𝗍𝗈 𝗆𝖾𝖾!
هدایت شده از ‌‌ ‌‌ յ݁ꨲυ𝗅ι݁ꨲα
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌‌ ✦ ‌‌𝗁𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖻𝗂𝗋𝗍𝗁𝖽𝖺𝗒 , 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝖺𝗋 𝗇𝗂𝗅𝗈𝗎
هدایت شده از ‌‌ ‌‌ յ݁ꨲυ𝗅ι݁ꨲα
سنآریؤ : خؤشگذرونئ بآ سآنمئ! روزی روزگاری، درحال گشتن داخل کوهستان بودی که از پشت درختا صدای آشنای داد زدن یک نفر رو میشنوی، مثل همیشه اون بود، که داشت با گیو تمرین میکرد و حرص میخورد، تو از پشت بوته ها نگاهش کردی و جیکت هم درنیومد، انقدر محوش شدی که متوجه نشدی داری از بوته ها بیرون میری، وقتی با سر افتادی زمین یکم بعدش متوجه شدی که داره نگاهت میکنه و خم شده، درست مثل بچهایی که تازه دارن به یچیزی میرسن، به طرز عجیبی آرامش خاصیو تو صداش شنیدی و بلند شدی، سعی خیلی خیلی زیادی کردی که برای جواب دادن آرامشتو حفظ کنی. سآنمئ: زنده ای؟ ا'ت: آره خوبم سآنمئ: چیکار میکنی اینجا؟ برات عجیب بود که داره وقتشو با سوال کردن ازت صرف میکنه... ا'ت: هی-هیچی فقط تمرین میکردم. سآنمئ: صحیح، برو تو اون کلبه ی کوچیک بشین تا منم بیام سر تکون دادی و دوباره با حرص شروع به تمرین کرد، توهم یکم سرخ سمت اون کلبه رفتی. همچینم کوچیک نبود.. ۱۵۰ فقط داخلش بود، خونه ی مخفی و نازی که برای خودش خریده بود. بعد یکم تمرین اومد داخل و ازت سوال کرد که چی دوست داری، بازم برات عجیب بود سآنمئ: چی میخوای؟ ا'ت: نه چیز.. گشنم نیست صدای شکمت حقیقتو میرسونه...* سآنمئ: بگو، عیب نداره. ا'ت: یزره.. یزره توفوی گوشت.. اون سر تکون داد و رفت تا درست کنه، وقتی سرش تو آشپزخونه گرم بود تو یواشکی با کاتاناش ور میرفتی، انقدر تو فکر رفتارش بودی که چرا کنترلشو از دست نمیده که نفهمیدی با سرعت برق و باد بگشت. سآنمئ: ازش خوشت اومده؟ یکم خجالت زده بودی، نگاهت کرد و واکنش خاصی نداشت، ولی عصبی نبود.. ا'ت: ببخشید بی اجازه برداشتم، از شمایلش خوشم میاد. سآنمئ: عیب نداره، خب در اصل این کاتانا... درحالی که حرف میزد و برات تعریف میکرد، ناخداگاه با لبخند بهش گوش میکردی، اون اول صحبت توفو رو بهت داده بود و باهم خوردید، از اینکه باهم گرم صحبت بودید و مشکلی نداشتید خوشحال بودی، برای یبار هم که شده فضای تنها و خوشحال کننده ای رو برای صحبت باهاش گیر اورده بودی. خیلی یهویی حرفاشو قطع کرد و تعجب کردی. سآنمئ: خواستم بگم.. شاید زیاد حرف زدم، توهم صحبت کن اگه اذیت شدی تو دلت پروانه پر میزد و چشمات نمیتونست از برق زدن دست برداره، خیلی باهات نرم رفتار میکرد و از این واقعا ذوق زده بودی، ایندفعه نتونستی خودتو نگه داری و داد زدی ا'ت: همینو میخواستمم! یلحظه بعد، سکوت شد و توهم بیشتر خجالت کشیدی، اون چند ثانیه بهت پلک زد و یعد شروع کرد بلند خندیدن، وقتی اون خندید توهم باهاش خندیدی و بعد چند دقیقه برگشت و نگاهت کرد، با ی لبخند کوچیک سآنمئ: خوشم اومد، چه بچه ی مهربونی. تو یکم سرخ تر شدی و به سمت دیگه ای نگاه کردی، به نگاه کردنت ادامه داد و شروع کردی غیر قابل کنترل به زمزمه کردن. (season 1, demon slayer intro) با ارامش خاصی بهت گوش داد و دریغ از شنیدن حتی یک کلمه از دهنش، حتی انقدر آروم نفس میکشید که باعث راحت بودن بیشتر تو میشد. بعد چند دقیقه، شروع به آروم اروم بازی کردن با موهاتو کرد و همچنان اون لبخندو داشت، خیلی احساس گرمی داشت و چیزی زیرلب زمزمه کرد: پس اون بوی گل از موهای تو بوده، کاشکی میتونستم توی گلدونم داشته باشمت. فهمیدی، و قصد نداشتی نشون بدی پس سکوت کردی و به خوندن ادامه دادی، بهترین لحظه ی زندگیت بود، خیلی دوستش داشتی. تا شب باهم دیگه گفتید و خندیدید، دلتون خیلیی درد میکرد و واقعا بهتون خوش گذشته بود، اون تورو به عنوان بهترین خاطرش قبول داشت و بهتم گفت، توهم بهش همینو گفتی و بهترین ثانیه، موقعی بود که برای خداحافظی ی آغوش گرم بهت هدیه کرد... این روز، بهترین روز زندگیت بود تولدت مبارک نیلوفر خوشبوی قشنگم D: از طرف همه ی ما -
هدایت شده از  دᩛریاᩘچ𐨹ه قᩛو ‌‌‌‌
✦ نیلوی قشنگم، امیدوارم صدو بیست سال و یا بیشتر زنده باشی! تولدت مبارک؛) امیدوارم تو کل زندگیت همیشه بهت خوش بگذره و بهترین ها برات باشه، هروز هم دعا میکنم ی سانمی گیرت بیادو برید باهم سیسمونی هم انتخاب کنید، خیلی خوشحالم که تونستم حداقل یکم قلبتو شاد کنم، کمترین کاری بود که در قبال نیلوفر خوش بو و هنرمند تمام دوران میتونستم بکنم، تا ابد بهترین دوست مجازیم میمونی، تا وقتی عمر دارم فراموشت نمیکنم. " بآ عشق ، آسؤکآ. "
Happy birthday my sweetheart, تولدت مبارک گوگولی من😭 امیدوارم همیشه تو تک تک لحظات زندگیت خوشحال باشی و کنار کسایی که دوستشون داری زندگی کنی، به آرزوهات برسی و همه چی برات خوب پیش بره. دوست قدیمی و صمیمی‌ای نیستم ولی خب خیلی دوستت دارم، اینم یه آرته از اوسیت که واقعا خیلی براش وقت گذاشتم و امیدوارم خوشت بیاد. و در آخر ، تولدت مبارک🤏🏻💗. (بدون متنشو پیویت میفرستم)