اون حسی که قلبم آخر هر سریال پیدا میکنه برای این سریال خیلی شدید تر بود به جای سریال انگاری یه تیکه ازم تموم شده.
آب را گل نکنیم
در فرودست انگار، کفتری میخورد آب.
یا که در بیشهی دور، سیرهای پر میشوید.
یا در آبادی، کوزهای پر میگردد.
آب را گل نکنیم
شاید این آب روان، میرود پای سپیداری، تا فرو شوید اندوه دلی.
دست درویشی شاید، نان خشکیده فرو برده در آب.
-سهراب سپهری-
همیشه زخم بر زخمم ، همیشه رنج بر رنجم
به خون آغشته ام ، آشفته ام ، ایرانم انگاری . .