# پند آموز
پسره به مادرش گفت با اين قيافه ترسناكت چرا اومدی مدرسه؟
مادر گفت غذاتو نبرده بودی،نميخواستم گرسنه بمونی.پسر گفت ای كاش نمیومدی تا باعث خجالت و شرمندگي من نشی... همیشه از چهره مادرش با یک چشم خجالت میکشید.. چندسال بعد پسر در 1شهر ديگه دانشگاه قبول شد و همون جا کار پیدا کرد و ازدواج كرد و بچه دار شد.
خبر به گوش مادر رسيد .مادر گفت بیا تا عروس و نوه هامو ببینم.اما پسر میترسید که زنش و بچش از ديدن پیرزن یه چشم بترسن.. چند سال بعد به پسره خبر دادن مادرت مرده .. وقتی رسید مادر رو دفن کرده بودن و فقط 1 يادداشت از طرف مادرش واسش مونده بود :
پسره عزيزم وقتی 6سالت بود تو 1تصادف 1چشمتو از دست دادی،اون موقع من 26سالم بود و در اوج زیبایی بودم و بعنوان 1مادر نميتونستم ببينم پسرم 1چشمشو از دست داده واسه همين 1چشممو به پاره تنم دادم،تا مبادا بعدا با ناراحتی زندگی كنی پسرم .مواظب چشم مادرت باش .. اشك در چشمهای پسر جمع شد.. ولی چه دیر...
┏━✨🕊✨🌺🕊🌟━┓
@roshangarane_313
┗━✨🕊✨🌺🕊🌟━┛
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ وسَهِّلْ مَخْرَجَهُمْ والعَنْ أعْدَاءَهُم
┏━✨🕊✨🌺🕊🌟━┓
@roshangarane_313
┗━✨🕊✨🌺🕊🌟━┛
🍀امام صادق علیه السَّلام میفرمایند:
🔥هرکس، کسی را در گناهی تبعیت و همراهی کند بیگمان او را مورد پرستش قرار داده است.
📌به عنوان مثال: کسی که شخصی را در غیبت کردن در مجلسی همراهی میکند، فرد غیبت کننده را در حال عبادت و پرستش است، چون خداوند شرط پرستیدن خود را در ترک غیبت بر انسان معرفی نموده است.
📚برگرفته از اصول کافی
┏━✨🕊✨🌺🕊🌟━┓
@roshangarane_313
┗━✨🕊✨🌺🕊🌟━┛
10.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنویس:خدایا شکرت سرشار از حس زندگی و شادابی وخوشبختی ام😊😊😊
💕قدر هر چیزی را بدانيد
سرنوشتت رو خودت بساز و در سر خودت انتهاب کن که دوست داری چه زندگیبرات رقم بخوره
┏━✨🕊✨🌺🕊🌟━┓
@roshangarane_313
┗━✨🕊✨🌺🕊🌟━┛
✨👌
✅ داستان زیبا
✍پادشاهی وزيری داشت كه هر اتفاقی میافتاد میگفت: خيراست!! روزی دست پادشاه در سنگلاخها گير كرد و مجبور شدند انگشتش را قطع كنند، وزير در صحنه حاضر بود گفت: خيراست! پادشاه از درد به خود میپيچيد،از رفتار وزير عصبی شد، او را به زندان انداخت،
۱سال بعد پادشاه كه برای شكار به كوه رفته بود، در دام قبيله ای گرفتار شد كه بنابر اعتقادات خود، هر سال ۱نفر را كه دينش با آنها مختلف بود،سر میبرند و لازمه اعدام آن شخص اين بود كه بدنش سالم باشد وقتی ديدند اسير، يكی از انگشتانش قطع شده، وی را رها كردند آنجا بود كه پادشاه به ياد حرف وزير افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود: خير است! پادشاه دستور آزادی وزير را داد وقتی وزير ازاد شد و ماجرای اسارت پادشاه را از زبان اوشنيد، گفت:خيراست! پادشاه گفت: ديگر چرا؟؟؟ وزير گفت: از اين جهت خير است كه اگر مرا به زندان نينداخته بودی و زمان اسارت به همراهت بودم، مرا به جای تو اعدام میكردند.
در طريقت هر چه پيش سالك آيد خير اوست
در صراط مستقيم ای دل كسی گمراه نيست...
┏━✨🕊✨🌺🕊🌟━┓
@roshangarane_313
┗━✨🕊✨🌺🕊🌟━┛