با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است
هرچه رفت از عمر یاد آن به نیکی میکنند
چهره امروز در آیینه فردا خوش است
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
آن که پندارد حال مردم دنیا خوش است
فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را
عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است
هیچ کاری بی تأمل گرچه صائب خوب نیست
بی تأمل آستین افشاندن از دنیا خوش است
- صائب
درد اینه که
ما همش دنبال یه کاراکتر ایده آل ذهنی هستیم،
از خودمون در آینده
که اول به اون برسیم ،
بعد دیگه رسالتمونو انجام بدیم!