در طی تمام این سالیان، که شهید سیدعلی حسینی خامنهای رهبر بودند، حتی در سخت ترین لحظات هم کلمهای را ناامیدانه بیان نمیکردند.
امید یکی از سلاح های رهبر عزیزمان بود که هیچگاه از دستش نیوفتاد.
دنبال وظیفه خود در این شبهای قدر انقلاب اسلامی بودید؟
یکی از مهمترین وضایف مان، امیدوار بودن است.
امید داشته باشیم و به دیگران امید بدهیم، چرا که امامِ نائبمان هنوز هست و قدرت خدای اکبر لایتناهی است.
و اما دومین وظیفه مهم ما؛
حفظ حضور مقدس مان در صحنه.
رهبر تمام شیعیان و آزادگان جهان در آخرین سخنانشان روی ملت آگاه ایران حساب کردند.
حضور پرشور و خواهان انتقام ملت ایران در این زمانه حساس، باعث سرافرازی و پیروزی جبهه حق خواهد شد.
چرا که وعده خدا، حق است.
انشاءالله.
این روزها توی خونه نشستن جایز نیست.
سنگر مردم مسجدها هستند.
حضور پررنگ داشته باشید در مساجد محل زندگیتون .
ما امشب از قبل افطار رفتیم مسجد محله و تا ساعت ده شب اونجا بودیم (آقایون تا صبح مسجد هستند)
سوگواری هامون رو تو مسجد انجام دادیم و بعد برای رجزخوانی همراه با اهالی مسجد در محله راهپیمایی کردیم و شعار دادیم.
اگر این روزها به مسجد رفت و آمد دارین حتما این پیشنهاد رو به مسئولین مسجد تون بدین.
وقتی یکی یکی سرداران عزیزمون به درجه رفیع شهادت نائل میگشتند، بیشترین بار غم روی شونه های رهبر بود.
با وجود ناراحتی، ولی دلمون خوش بود به بودن آقا...
چه غمی تحمل کردید رهبرِ شهیدم.
در مسجد نشستهام که کسی حلوا تعارف میکند، با تعجب نگاهش میکنم و ذهنم دنبال دلیل این کار میگردد.
سرم را به سمت راست میچرخانم و نگاهم گره میخورد به نگاهت، لبخند زیبایت را از نظر میگذرانم و چشمانم میخ میشود به نوار مشکی کنار عکست!
چشمه اشکم برای هزارمین بار در طی امروز میجوشد و زیرلب میگویم: نمیخورم، ممنون...