حرف دل من وقتی یه چند شب، به خاطر مریضی نمیتونم برم تجمع:
رفته ام گرچه دلم منتظر برگشت است؛
چقدَر صبر از این زاویه اش نامرد است!
پدرم، یک مبارز میهنپرست در صفوف جبههی مردمی، اسمم را به نام زادگاهش "یافا" گذاشت.
او مرا "یافا" نامید، صرفاً به این دلیل که آوارگان فلسطینی عادتهای زیادی دارند که خارج از کنترل آنهاست. به ویژه تمایل به باز کردنِ مدامِ زخمهای قدیمی با ناخنهای خود، برای جلوگیری التیام آنها. این یکعادت ریشه دار است و تلاش برای متقاعد کردنِ یک آواره به خودداری از آن فایدهای ندارد. پدرم مانند همهی کسانی که در کودکی فلسطین را ترک کردند میخواست هر روز صبح نام زادگاهش را فریاد بزند و انتظار داشت زادگاهش با لبخند پاسخ دهد.
[ کتاب یازده زندگی _ محمدعلی خالدی ]
هشدار سخنگوی وزارت خارجه به کشورهای ماجراجوی منطقه: اگر دندانهای شیر را دیدی که بیرون زدهاند، تصور نکن که شیر لبخند میزند!
رُسْت!🌱
این چند روز بیماری که کمتر از یک هفته طول کشید، در نظر من خیلی طولانیتر و سختتر گذشت... وقتی دیشب
آدمیزاد ذاتا فراموش کاره...
همهی این سختیها و دردها رو یادم رفته بود، ولی الان دوباره بعد از دو ماه دارم تجربش میکنم.
میگن: قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید...
تا وقتی دردمند نشدیم، شکر نعمت یادمون نیست؛ وقتی یک درد یا مشکلی میاد سراغمون تازه یادِ دوران خوشمون میوفتیم.
هدایت شده از برگ زیتون🌿
یه وقتایی خودمو میذارم جای امام خامنهایِ جوان!
تصور میکنم پدر عزیز و مهربونم رو که جایگاه ولایت هم داشت از دست داده باشم. همسر عزیز و وفادارم رو که امید بسیار بهش داشتم، در چندقدمیِ من به شهادت رسوندن. از مهر خواهرم که هم صحبت و همبازی بچگیهام بود، محروم شدم. همسرش که همکارم و مثل برادرم بود از دست دادم. تصور میکنم تن خواهرزاده کوچیکم که بارها تو آغوش گرفتم و لطافت صورتش رو با انگشتام لمس کردم با خاک ایران یکی شده. بچههای عزیزم رو مدتهاست ندیدم. بچههایی که مادرشون رو از دست دادن و قطعاً محتاج یه آغوش پدرانهان. حالا باید با هوشیاری کامل، یک کشور و بلکه یک محور مقاومت رو نجات بدم! مسئولین رو به خط کنم، فرمان جنگی صادر کنم، مقاومت کنم، با صبر و حوصله و آرامش و صمیمیت، با مسئولین دیدار کنم، برای مردمم پیامهایی بفرستم که هم دلشون آروم بشه هم تکلیفشون معلوم و هم کلمه به کلمهش پر مفهوم و عمیق باشه...
من کی هستم؟ ابرقهرمانهای دیزنی و مارول، در روایت یک سکانس از سینماییِ این روزها لال و سرگردونن...
این نوع ابرقهرمانی، فقط تو مکتبِ شاگردانِ خاصِ علی بن ابی طالب علیه السلام قابل دستیابیه🤍
ممنون میشم اگر منت سر بنده بزارید و برای سلامتیم دعا کنید✨
من به معجزهی دعای دیگران باور دارم.
الکی هم خرجش نمیکنم؛ فقط وقتی یه موضوع جدی پیش میاد التماس دعا دارم!