✧–𖥸–✧
🐘فیل آبراهام!
👀 تا به حال به فیل فکر کردهاید، به
این موجود عظیمالجثه و پرقدرت؟!
👓 به سورهی فیل چه؟! اصلا چرا باید
سورهای به اسم فیل وجود داشته باشد؟!
مگر این موجود بزرگ چه چیز خاصی
دارد که باید توی قرآن یک سوره به نامش
باشد؟!
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
🪶بیایید داستان سورهی فیل را دوباره
ببینیم. مردی مسیحی، به نام ابرهه که
از قضا بزرگترین فرمانروای شبهحزیرهی
حجاز است، دربارهی کعبه میشنود.
🕋او متوجه میشود مردم مرتب برای
طواف، به سمت خانهای ساده با پارچه
های مشکی میروند و گرد آن عبادت
میکنند. ابرهه، خشمگین میشود.
چون رفتن به سمت مکه و عبادت به
دور کعبه، برابر با تجارت کمتر کشورش
بود.
👑تازه، چرا کسی باید جرئت داشته
باشد تا آیینی جز آیین او را پرستش
کند. همه باید تابع فرمانهای ابرهه
باشند، پیرو دستورات بزرگترین قدرت
نظامی منطقه!
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
⛪️ابرهه کلیسایی طلایی و درخشان
ساخت و به مردم منطقه دستور داد تا
به سمت کلیسا بیایند و از آیین و دین
مسیحیت پیروی کنند. بسیاری از مردم
منطقه عربستان هم در مقابل ابرهه
تسلیم شدند، چون او بزرگترین فیلهای
دنیا را داشت.
🏚ولی اتفاقی عجیب، کاخ آرزوهای
ابرهه را به هم ریخت. مردی از حجاز
آمد و به کلیسا، جسارت بدی کرد. تا
ابرهه از این واقعه مطلع شد و فهمید
قرار است ابهت کلیسایش زیر سوال
برود، تمام لشکریانش را جمع کرد.
🐘۱۳ فیل عظیمالجثه، پیش روی
ارتشش حرکت میکردند. ابزارهای
نظامی لشکر ابرهه، پیشرفتهتر از هر
سلاحی بودند که تا آن روز اعراب به
چشم خود میدیدند. ابرهه، داشت
به سمت مکه میآمد. دیگر وقتش
رسیده بود آخرین منطقهای که در
برابر قدرتنماییاش مقاومت میکرد
را از بین ببرد. خبر، خیلی زود به شهر
رسید...
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
🔥مردم شهر، با ترس از پیک پرسیدند:
«ابرهه چه لشگری را با خود آورده؟!»
پیک پاسخ داد:« لشگری فیلسوار، زمین
زیر پایشان کوبیده میشود و منجنیقهای
آنها به آسمان میرسد»
🌪انگار طوفانی در شهر به پا شد. همه
اسباب و وسیله هایشان را جمع کردند و
به سمت کوههای اطراف گریختند. همه
به جز یک نفر. پردهدار بزرگ خانهی خدا،
جناب عبدالمطلب.
⚡️او و چند تن از فرزندان و خانوادهاش
در شهر ماندند. چرا؟! چون نمیخواستند
شهر را تسلیم لشگری فیلسوار کنند. این
خانهی خدا بود، باید از حریم حرمشان تا
پای جان حفاظت میکردند.
🐪اما پیش از آن، باید کاری را به سرانجام
میرساندند. عبدالمطلب به سمت خیمه گاه
ابرهه رفت. ۲۰۰ شتر از کاروانش را ابرهه
توقیف کرده بود. وقتی جناب عبدالمطلب
به خیمه گاه رسید، مورد استقبال ابرهه
قرار گرفت.
🐫 بعد از پذیرایی و احترام مرسوم، ابرهه
از جناب عبدالمطلب پرسید:« از من چه
میخواهی؟!» ایشان پاسخ دادند:«شترهای
من را به من پس بده» ابرهه، شانههایش
افتاد. گفت:« تورا با عظمت دیده بودم اما
دیگر در چشمم محترم نیستی. چرا درباره
خانهی خدایتان درخواستی نکردی؟!»
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
🌿 عبدالمطلب پاسخ داد: من صاحب
شترانم هستم. صاحب آن خانه، کسی
دیگر است. خودش به نجات خانهاش
خواهد پرداخت.
🐘پس از بیرون آمدن از خیمهگاه،
ایشان به سمت فیلها رفتند و خطاب
به آنها گفتند: « به سمت خانهی پروردگار
خود حمله خواهید برد؟!» همین هشدار
برای ارتش تا بن دندان مسلح ابرهه کافی
بود.
🕋فردا صبح، ارتش به سمت شهر مکه
حرکت کرد. جناب عبدالمطلب، به سمت
در کعبه رفت، دستگیرهی آن را گرفت و
گفت: خدایا، دست دشمنت را از خانهی
خودت کوتاه کن، اگر دشمنان خانهی
تورا خراب کنند، پس از این تورا در کجا
عبادت کنیم؟!
🦜تا ارتش ابرهه به سمت شهر هجوم
آورد، آسمان تیره و تار شد. لشکریان به
بالا نگاه کردند. طوفانی از پرندگان ریز جثه
بالای سرشان به پرواز درآمده بودند. ناگهان
هزاران تکه سنگ آتشین، بر فرق سر هر
فیل و فیلبان و سربازی که در ارتش بود
فرود آمد. دستها و پاها از بدن جدا
میشد و سربازان، یکی یکی بر زمین
میغلطیدند. تا مدتها بعد، جنازههای
سربازان ابرهه، در کنار جادههای مکه
افتاده بود و دیده میشد.
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
🐘ابرهه، تلفظی دیگر از کلمهی ابراهیم
یا آبراهام است. فیلهای آبراهام، به جنگ
با خدا آمده بودند. آنها قبایل دور تا دور
مکه را با خود همپیمان ساخته بودند تا
در جنگی نهایی، برای همیشه خانهیخدا
را نابود کنند.
🦋غافل از اینکه خدا، هیچگاه خانه و
امتش را تنها نمیگذارد. پرندهای کوچک
با سنگی ناچیز، حریف فیلهای عظیم
و بزرگ آبراهام شد.
☄تاریخ درحال تکرار است. ناو آبراهام
را سجیلهایی شکست دادند که قیمت
و ابعادشان بسیار کوچکتر از ناو بود. این
سنت خداست، برای هرکه ایمان بیاورد...
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
خدایا،
قلبهای مارو پذیرای رهبر جدیدمون کن.
خدایا،
تمام قوای مارو در راه ولایت ایشون و در
راستای اوامر ایشون قرار بده.
خدایا،
مارو جزو واقفین و متوقف شدگان در این
امر خطیر قرار نده🍀
✧–𖥸–✧
🌘یه زمانی، بعضیا بهونه میگرفتن و از
رفراندوم حرف میزدن. میگفتن شما رای
مردم رو دیگه ندارین.
🌒حامیان رفراندوم کجان این چند روز؟!
کجان که ببینن مردم چطور برای انتخاب
رهبر جوانشون اشک میریزن؟
✨ بسمالله. مگه جمعیت راهپیمایی ها
رو نمیشمردین. حالا بیاین و بشمارید این
جمعیت عظیم رو. این «آری» به جمهوری
اسلامی رو ببینین دوباره. تا خوار شود هرکه
دراو غش باشد...
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
⚡️اونی که تا دیروز با آخرین توان داد
میزد: کینگ رضا پهلوی؛ یهو نگران شده
که مبادا ولایت فقیه موروثی بشه!
🥾بیشین بینیم دادا، شما ابتدا ورود
خودت رو به دموکراسی اطلاع بده، بعد
نگران ما باش!
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar
✧–𖥸–✧
🇮🇷اجتماع بیعت، میبد، یزد🇮🇷
✧–𖥸–✧
🌟 بخون، بنویس، بدرخش!
@royanegaar