یکسال دیگه هم گذشت
یکسال پر از فراز و فرود پر از تجربه های جدید پر از خنده و گریه پر از سختی و شاید هم آسونی ...
خیلی وقته اسم نویسنده دنباله اسمم نمیاد
خیلی وقته ذوق نوشتن و جوهر قلمم خشک شده ولی دختر کوچولوی درونم هنوز هم
با دیدن کلمه ها ذوق میکنه به امید اینکه ورق جدید زندگی روح نوشتن رو هم دوباره تو وجودم زنده کنه ...
سال گذشته پر بود از اتفاق و تجربه...
اولین تجربه مددکار بودن ♥️
اولین تجربه معلم بودن
تجربه داشتن یه کانال کوچولو و فعالیت جدی ترِ رسانه ای ...
و قشنگ ترین اتفاق امسال
فعالیت جدی تر تو یه تشکل دانشجویی خفن
و پیدا کردن دوستای خفن تر دوست که نه بهتره بگم رفیق ، خواهر شاید هم گهگاهی مادر ... (:
رفقایی مهربون تر از خواهر و دلسوز درست عین مادر [ از همین تریبون اعلام میکنم دمتون گرم ]
سالی که گذشت پر از اتفاقات جدید بود
دل بستن داشت ...
دل کندن داشت ...
نرسیدن ... (: إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
نمیدونم چی در انتظارمِ ؛ نمیدونم دنیا دیگه چه خواب هایی برام دیده ؛
فقط میدونم الان و اینجایی که واستادم قطعا بهترین جایی بوده که میتونستم باشم .
اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً
هدف بزرگه و قله نزدیک (":
تولدت مبارک من ... 🤍
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب تولدم
اون شبی بود که عاشقت شدم ...♥️
*ما که از خاک کربلا دوریم خوب شد که مشهد الرضا داریم ...☘
"ࢪویداد🏴"
خب به نظرم حیفِ که عکس های تولدم تو گالریم خاک بخوره 💆🏻♀
گوشه ای از تصاویر .. ؟ .. سالگی 💚🎂