هدایت شده از معین 🌙 ؛
.
تـیـرهایی کـه بـه مـشـکـش خـورد ،
جـانـش را گـرفـت ...
🏴 #محرم
#علمدار_کربلا 🥀
حالم خوبه
تو اوج خستگی
تو اوج بار غمی که این ماه و این روزا برام داره
روحم انگار یه آرامش خاصی داره
آخ که نوکری برات چه حال خوبی داره حسین (ع) ♥️
به قول همون مداحی که میخوند :
میگن روضه دلمردگیِ
میگن گریه افسردگیِ
نمیدونن خبر ندارن
حسین آغاز زندگیِ♥️
من واسه خواسته هام خیلی بدو بدو میکنم
خیلی تلاش میکنم تا به دست شون بیارم
اما از یه جایی به بعد وقتی ببینم نمیشه دیگه رها میکنم ...
اون وقت بعد رها کردن حتی اگه بشه هم دیگه برام قشنگ نیست ...
چون اون موقعی که باید میبود نبود ، اون وقتی که باید میشد نشد ...
*میفهمی که چی میگم؟
بحثِ به دست آوردن و نیاوردن نیست
بحث زمانشِ
بنده خدا گوینده رو کلی اذیت کردم که پادکست رو ضبط کنه
حالا خودم حال ندارم ادیت بزنم🚶♀
خیلی وقت بود حالی شبیه حال امروزم رو تجربه نکرده بودم .
دوستامو که دیدم دلم میخواست همشونو محکم بغل کنم جوری که انگار قرار نیست دوباره ببینم شون .
نه مداحی گوش دادم نه موسیقی
فقط میخواستم ببینم ، انگار از گوش دادن فراری بودم .
چشم هام تیز تر از همیشه بود
مثلا عمق چال گونه دوستم رو فرم ناخن هاشو طرح لبخندشو حالت چشم هاشو یادمه ولی حرف هاشو نه .
قطر عرق نشسته روی پیشانی استاد رو که داشت از گرمای هوای کلاس ذوب میشد رو یادمه ولی حرف هاشو نه .
نخ کش شدن شال دخترکی که تو مترو باهاش حرف زدم رو یادمه ولی حرف هاشو ...نه
امروز انگار روز چشم هام بود ؛ کمتر پلک میزدم و همه چیز رو ضبط میکردم انگار مغزم آماده ی ضبط بود .
الانکه فکر میکنم امروز حالم عجیب حال عکاسی بود .
شاید هم دلیلش این بود که این روزها گوش هامو برای پادکست زدن زیادی اذیت کرده بودم ...
و حالا انگار چشم هام تشنه خوندن ان
ترکیب کتاب با نسکافه حتی وقتی تب امان بدنت رو بریده عجیب شیرین و لذت بخشه...