با تمام احترامی که برای بزرگواران طلبه قائل هستم .
عزیزانی که تازه وارد حوزه علمیه شدن (مخصوصا برادر ها) لطفا سریع فاز نصیحت و همه چیز دانی برندارین
بابا بزارین عرق تن تون خشک بشه بعد شروع کنیننننننن.
یک شب برای همیشه تمومش میکنی
اون شب رو تا صبح گریه میکنی
ولی فرداش رو زندگی میکنی
با یه فشار عمیق رو قلبت
ولی زندگی میکنی
حتی به دروغ ...
این روز ها امان و اختیار دل از دستم عجیب خارج شده
آنقدر که دلم میخواهد این دل وامانده را از جایش بیرون بیاورم گوشه پنجره باران زده بگذارم یک فنجان قهوه داغ مهمانش کنم تا ببینم این زبان بسته چه چیزی از منِ برباد رفته میخواهد
اما انگار این زبان بسته میلی به حرف زدن ندارد
گویی میخواهد تنها نگاهم کند اشک بریزد و خودش را به در و دیوار قفس بزند .
راستش را بخواهید راه رام کردنش را خوب بلدم اما چه کنم که کاری از دستم برایش برنمیآید ...
تنها میتوانم در آغوشش بگیرم همان فنجان قهوه سرد شده ی گوشه پنجره اتاق را به خوردش بدهم و در گوشش ورد صبوری بخوانم تا کمتر به جان منِ دست بسته بیوفتد ...
#اندر_احوالات