eitaa logo
☫ ࢪویداد ☫
148 دنبال‌کننده
713 عکس
106 ویدیو
1 فایل
من به همه اهل بیت علاقه مندم اما بیچاره امیرالمؤمنین ام ...💚 باید غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کرد (: در تب و تاب رسانه 📸☕️📚🌻 ناشناس https://daigo.ir/secret/51020604 *استفاده از عکس های نسبتا شخصی ممنوع*
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از |مــآحدm²|
ولی روزی رسد بر سر قبرم آیی و بگویی بر خیز ؛ من کسی را نیافتم که مانند تو مرا دوست داشته باشد ..
برایم کتابی بخر و میان برگه هایش بنویس: برای برق چشم هایت به هنگام دیدن این نوشته ، برای لبخندت موقع بو کردن برگه هایش . . . 📚🪴🤍
حتی به اونی که عقدت کرده هم اعتباری نیست ؛ چه برسه به اونکه تعهدی هم نسبت بهتون نداره ... *میگیری که چی میگم؟!
موقعیت : بچه همسایه نشسته دقیقا زیر پنجره اتاق و داره گریه میکنه . چادر گلگلی مامانمو سرم کردم کله امو از پنجره کردم بیرون و پرسیدم : +چی شدههههه پسر چرا گریه میکنییییی؟ گنگ به اطرافش نگاه کرد که دوباره صدامو بلند کردم . + این بالام بالای سرت سرشو گرفت بالا و مجبور شد چند قدم عقب عقب بره تا منو ببینه گریه رو از سر گرفت و گفت : _ این توپ مو انداخت تو جوب ( به دوستش اشاره کرد ) نگاه کردم به دوستش + چرا توپ شو انداختی تو جوب شونه هاشو انداخت بالا و در کمال ریلکسی گفت : × خب شوت زدم افتاد دیگه . برگشتم تو خونه و دوتا بسته کوکی برداشتم و دوباره سرمو از پنجره کردم بیرون ‌. + هوی ببین این بالا رو دوباره گریه بسته بگیر و بسته کوکی رو از پنجره رها کردم پایین و زارت خورد تو کله اش ولی خب لبخند اومد رو لب هاش . نگاه کردم به دوستش و گفتم: +بپر توپ شو از تو جوب در بیار تا به تو هم بدم . خندید و سریع توپ رو درآورد و دوید بره بشورش منم برگشتم تو خونه دو دقیقه بعد دیدم صدای دادش میاد . × آبجیییییییی شستم آوردم براش دوباره کله مو از پنجره بردم بیرون و کوکی دوم رو هم رها کردم پایین . کوکی رو روهوا گرفت و خندید و گفت : ×چه باحال کیک هوایی حالا منم خنده ام گرفته بود ×دستت درد نکنه آبجی قابلی نداشت ریزی گفتم و سرمو دوباره آوردم تو حالا صدای توپ بازی و خنده شون مزاحم خواب قیلوله ام شده بود ولی این صدا کجا و اون صدا کجا صدای آبجی گفتنش تو گوشم می‌پیچید انگار برای چند لحظه واقعا خواهر یه پسر کوچولو بودم .... *براساس واقعیت *اندراحوالات ظهر چهاردهم مرداد ...
‏اگه میخواین بصورت همزمان خودتونو تحسین کنین و فحش آبدار به خودتون بدید من ترم تابستون رو پیشنهاد میکنم 💆🏻‍♀
مغزم شلوغ پلوغه یه عالمه پرونده بسته نشده داریم که باید مرتب بشن و بایگانی حالا این وسط هر پرونده ی مختومه ای رو که باز میکنیم تا مهر تایید بخوره و بره بایگانی رو قلب دوباره به جریان میندازه .
دلم یه بلندی میخواد به علاوه یه جیغ بلنددد
تازگیا مد شده همه میگن: «میخوایم آدم‌های سمی زندگیمون رو کنار بذاریم» ولی هیچ‌کس نمیگه: «میخوام روی خودم کار کنم تا آدم بهتری باشم» همه تصور میکنن خودشون بهترینن و بقیه مقصر و گناه‌کار..! شاید خودت آدم سمی دیگرانی
حرف زیاده ولی خب به نظرم این درسته انگار مصداق همون یه سوزن به خودت بزن یه جوالدوز به بقیه اس اینکه یک سری از آدمای سمی اطراف تون رو حذف کنین خیلی خوبه اما گاهی بیاین به اخلاق خودتونم نگاه کنین یک سری از اخلاق های بد خودتون رو هم حذف کنین . البته که هر رابطه ای باید متقابل باشه ...
اسم کتاب : برسی مسائل اجتماعی ایران سال چاپ ؟ ۱۳۸۳ خب بابا از سال ۸۳ تا الان کلیییییی مسائل ایران تغییر کرده من چرا باید این مزخرفو کنفرانس بدممممممم؟ بعد جالبیش اینجاست کتاب سال ۸۳ چاپ شده ولی آمارش مال سال ۷۸ یعنی رسما کتاب مسائل اجتماعی ایران تو سال ۷۸ رو داره میگه خدایا منو نجاتتتت بدههه