گفتن بریم مزار؟
پرسیدم مزار کی؟
گفتن پسر عموی امام زاده یحیی . . .
احترام خاصی برای این مکان قائل بودن
میگفتن حاجت میده
نماز ظهر و عصر شون رو اینجا خوندن.
از بزرگتر ها درباره اینجا پرسیدم انقد قشنگ برام تعریف کردن که دلم انگار موند بین تار و پود پرچم های اون مزار . . .