eitaa logo
☫ ࢪویداد ☫
148 دنبال‌کننده
713 عکس
106 ویدیو
1 فایل
من به همه اهل بیت علاقه مندم اما بیچاره امیرالمؤمنین ام ...💚 باید غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کرد (: در تب و تاب رسانه 📸☕️📚🌻 ناشناس https://daigo.ir/secret/51020604 *استفاده از عکس های نسبتا شخصی ممنوع*
مشاهده در ایتا
دانلود
پادکست آلزایمر آریانفر >>>>>>>>>>>>
محبوبم آخر سر نفسمان از دلتنگی شما بند می آید ای کاش نیم نگاهی بیندازی تا در مشکی مهتابی چشمانت تنگی دل را کمی سامان دهیم . . .
احساس میکنم جدیدا سخت حرف میزنم انگار کلمه ها دارن از دستم فرار میکنن و من سرگردون دنبالشون میکنم بلکه تو چنگم نگهشون دارم
اصلا انگار یه دایره المعارف کلمات جدید میخوام انگار دوست دارم عمق احساسمو نمیرسونه یا مثلا دلتنگتم حجم دلتنگیم رو نشون نمیده انگار هی قلبم میگه همین؟ واقعا تهش همینه قلبم التماس وارانه ازم میخواد احساسش رو با کلمه هایی بیان کنم که عمقش رو برسونه ولی نیست دلم یه کلمه ی جدید میخواد انگار دیگه محبوب و دلدار و یار و عشق و... اون احساسی که باید رو نداره. انگاری عاشقتم ها یه جوریه کج و کوله اس. یا فدات بشم ها شل و وارفته است . کاش یکی بیاد همه این کلماتو بریزه دور یه سری کلمات خوشگل و خوش رنگ و لعابِ پر از احساس بهمون برگردونه
چشماش؟ به قول یه عزیزی چشماش خداس >>>>>>>>>>>>
قلمو رو کاغذ چرخوندمو سعی کردم ذهنمو مرتب کنم برای نوشتن. خنده دار بود از یه مغز جنگ زده آشوب با بوی دود و باروت توقع چی داشتم؟ اینکه بشینه برام رویا ببافه از جنگل های شمال و بوی بارون و خنکی چمن و گرمی دست های یار؟ مسخره اس ، آره چنین توقعی واقعا مسخره اس . نیم نگاهی به قلبم ميندازم. دستمال گرفته دستشو داره سعی میکنه غبار از مغزم پاک کنه دلم میخواد بنشونمش یه گوشه بگم ببین منو تو هیچ کاری نمیتونی بکنی براش الکی خودتو زحمت نده این مغز جنگ زده فقط نیاز به یه عملیات آزاد سازی داره و بس اما متأسفانه چون نیرو های مقاوت کم شدن نمیتونیم عملیات راه بندازیم چون در نهایت نتیجه ای که میگیریم صد در صد شکست و متلاشی شدن ابدیِ . قلبم اشاره میکنه به لیوان روی میز و میگه نگاه قرمزی شربت آلبالو با گل های دفترت چه منظره خوشگلی ساخته . مغز جنگ زده ام خیلی وقته فقط عطر و گرمای قهوه به مشامش رسیده سرک میکشه و انگار خنکی لیوان آب میشه رو آتیشش. اعلام آتش بس؟ آره یه چیزی شبیه همین. دستامو حلقه میکنم دور لیوان و چشم میدوزم به گل های سرخ دفتر بلکه مغزم رضایت بده برا دو کلام حرف دو کلام درد دل دو کلام من . . .؟! آره رضایت بده بلکه بشینیم پای میز مذاکره و همه چیزو حل کنیم . بلکه در زندان کلماتو باز کنه و اجازه بده قلب یکم با کلمه ها عشق بازی کنه . ‌. ‌. کلافه از افکار و احساسات ضد و نقیضم نگاهمو میگردونم تو کافه ، یعنی تو مغز این آدما چه خبره؟!
امشب عمیقا شبِ از اون شب هایی که نفست بند میاد و خواب فراری میشه از چشماتو و خاطرات خاطرات خاطرات بند بند تنت رو احاطه میکنه
بیرون گرمممممم🥵 داخل مترو سردددددددددد🥶 نتیجه ؟ سرما خوردگیِ مزخرف 🤒
پند امروز : ترم تابستون برندارین 🚶‍♀