eitaa logo
روزنه
6.5هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
2.9هزار ویدیو
315 فایل
دریچه ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر ارتباط با ادمین @M_shahidani
مشاهده در ایتا
دانلود
📷عکس مرامنامه کمیته اتحاد اسلام (نهضت اسلامی جنگل) بازخوانی اهداف نهضت جنگل در چشم‌انداز مرامنامه اتحاد اسلام 🔹امروزه اساسنامه‌ها و مرامنامه‌هایی که گروه‌های سیاسی تدوین می‌کنند بیانگر آرمان‌ها و اهدافشان است. در گذشته مرامنامه‌نویسی یکی از فعالیت‌های رایج بود. مرامنامه مبین اهداف هر گروه و مرزبندی‌هایش با جریان‌های سیاسی ـ اجتماعی دیگر بوده است. بنابراین یکی از راه‌های شناخت بازخوانی آرمان‌ها و اهداف این نهضت از زبان مرامنامه است. در ابتدای این سند بعد از مقدمه به مهم‌ترین آرمان‌های جنبش جنگل به شرح زیر اشاره شده است: ۱. حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و رفع تجاوزات اجانب ۲. تحکیم مبانی حکومت ملی ۳. محافظت از اصول و قوانین مقدس اسلام 🔸هیچ کدام از بندهای این مرامنامه با تعارض ندارد بلکه به اجرای قوانین مقدس اسلام تصریح شده است. 🔊به رسانه رسمی بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی بپیوندید:👇 https://eitaa.com/joinchat/861732881Cb60e54e1db
روزنه
▪️انّا لله و انّا الیه راجعون عالم ربانی و حکیم متالّه آیت الله سید رضی شیرازی از علمای بزرگ تهران
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت ارتحال آیت‌الله @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 🔹متن پیام تسلیت رهبر انقلاب اسلامی به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم درگذشت مرحوم آیت الله آقای حاج سید رضی شیرازی رحمة الله علیه را که از احفاد پرچمدار کبیر اسلام و تشیع و هجری مرحوم میرزای شیرازی بزرگ بودند، به حوزه ی علمیه تهران و شاگردان و ارادتمندان ایشان و بیت رفیع شیرازی و بویژه به خاندان مکرّم و بازماندگان ایشان تسلیت عرض میکنم و رحمت و مغفرت و علو درجات ایشان را از خداوند متعال مسألت می‌نمایم. سیدعلی خامنه ای ۱۱ آذر ۱۴۰۰ @rozaneebefarda
هدایت شده از روزنه
درنگی در کارنامه سیاسی حجت الاسلام شهید میثم عبداللهی چیرانی [صفحه 1 از 6] @rozaneebefarda 🔻🔻🔻 یادی از بنیانگذار مینیاتور جمهوری اسلامی امروز 11 آذرماه مصادف است با سالروز شهادت حجت الاسلام میرزاکوچک جنگلی. او یکی از نمادهای مقاومت اسلامی و مردمی در دوران معاصر است که همزمان به مقابله با دو استعمار روس و انگلیس و استبداد داخلی به مبارزه برخاست و در این راه مقدس، به شهادت رسید. در این یادداشت مختصر، مروری خواهیم کرد بر مجاهدت های سیاسی و مبارزاتی این روحانی شهید. مقام معظم رهبری در روز ۱۱ آذر ۱۳۹۱ در یادکرد شهید میرزاکوچک جنگلی فرمودند: «یک واحد مینیاتوری را ایشان از نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را در رشت و در همان محدوده‌ی خاصّ خودش – گیلان – به‌وجود آورده.» تولد و تحصیلات میرزا کوچک میرزا کوچک در سال ۱۲۹۸ قمری در «محله استادسرای» رشت متولد شد. پدرش میرزا بزرگ از روحانیون ساکن رشت و در دستگاه دیوانی رشت، کارمند بود. میرزا کوچک در رشت بزرگ شد و با آغاز نوجوانی، دروس علوم دینی را در مدرسه «حاجی حسن» در محله «صالح‌آباد» رشت آغاز کرد. پس از آن در مدرسه جامع رشت، جنب مسجد جامع، تحصیلات دینی خود را گذراند. سپس در مدرسه دینی «محمودیه» تهران دروس دینی خود را پی گرفت. آیت‌الله «شیخ محمدحسین یزدی» از علمای ساکن تهران، استاد وی بود. همچنین گفته شده که میرزا بخشی از درس‌ها را پیش «آیت‌الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری» از علمای ساکن رشت خواند. میرزا کوچک روحانی جوان و فاضلی بود که در پیش از قضایای مشروطیت در تهران بود و مشغول تحصیل علوم دینی بود و سپس به رشت بازگشت و در آغاز مشروطیت، فعالیت‌هایی را شروع می‌کند. جوان مشروطه‌خواه او در آغاز مشروطه در سن حدود ۲۶ سالگی، طلبه‌ای فاضل بود که به حوزه رشت رفت‌وآمد داشت. با دوستانش فعالیت‌های سیاسی خود را در حمایت از مشروطیت انجام می‌داد. در آغاز مشروطه انجمن‌های مختلفی در رشت تشکیل شد. حدود ۱۵ انجمن با گرایش‌ها و افکار مختلف چه وارداتی و چه بومی در رشت تشکیل شد که برخی از آنها با قفقاز در ارتباط بودند و برخی با تبریز رابطه داشتند. در حقیقت به‌نوعی می‌توان گفت پیش زمینه و پیش درآمد احزاب سیاسی بود که بعدها تشکیل شدند. مستقل و پیش‌رو نکته مهم در رابطه با فعالیت‌های میرزا کوچک این است که او فعالیتش را در قالب هیچ‌یک از این گروه‌ها انجام نداد؛ وارد انجمن‌ها نشد و همراه با عده‌ای از دوستان طلبه و روحانی خود، «انجمن روحانیون ایران» را در رشت تأسیس ‌کرد و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی او و دوستان فاضلش که همه معمم و از روحانیون و طلاب ساکن رشت بودند، در قالب همین تشکیلات انجام میشد. این انجمن کاملاً مشروطه‌خواهانه بود و اعضای آن همگی طلبه و روحانی هستند. کل فعالیت‌های میرزا کوچک در دوران مشروطه‌ی اول تا پیش از به توپ بستن مجلس در قالب همین انجمن است او در آن زمان طلبه معمم و فاضلی است که در رشت منبر می‌رود و فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی پررنگی دارد و از این رو در رشت شناخته شده است. او برای اعضای انجمن روحانیون، لباس متحدالشکل تهیه می‌کند و برای آنها آموزش نظامی تدارک می‌بیند تا آمادگی نظامی داشته باشند. حساسیت ویژه نسبت به مسائل دینی میرزا کوچک در ماجراهای فتح رشت، فتح قزوین و فتح تهران حضور دارد؛ یکی از شخصیت‌های شاخص که در کنار فرماندهان بود. در ماجرای فتح قزوین وقتی می‌بیند «میرزا کریم خان رشتی» و برادرش «عبدالحسین خان سردار محیی» از سران مشروطه گیلان که این قضایا را مدیریت می‌کردند، کارهای نامشروعی دادند. میرزا کوچک از آن فضا زده می‌شود و بعد از چند بار تذکر، به رشت بر می‌گردد. «میرزا کریم خان رشتی» در رشت به دیدارش می‌آید و قول می‌دهد آن کارها، دیگر تکرار نشود و میرزا کوچک با این شرط و شروط قبول می‌کند با نیروهایی به تهران برگردد. در راه، در منطقه‌ای به نام علی‌شاه‌عوض که شهریار امروزی است، به اردوی گیلانیان فاتح تهران می‌پیوندد و در آن اردو حضور دارد و در فتح تهران هم حضور داشت. او شخصیتی کاملاً متدین و متشرع است و نسبت به مسائل دینی حساسیت دارد و در این مسائل با کسی تعارفی ندارد. بنابراین به طور دائم با سران مشروطه در حالت قهر و آشتی است و رفت و برگشت‌هایی صورت می‌گیرد و انتظارات بیشتری در کنترل مشروطه‌خواهان دارد؛‌ اما آن افراد عوامل برجسته انگلیس بودند که بعدها مشخص شد و میرزا اندکی بعد از فتح تهران از آنها فاصله گرفت و دیگر حاضر نشد با آنها ملاقاتی کند و آنها را منحرف کنندگان مشروطه میدانست. در ماجرای جنگل هم علی رغم تلاش چند باره این عده، حاضر نشد آنها را در نهضت جنگل بپذیرد. @rozaneebefarda ادامه👇🏾
هدایت شده از روزنه
درنگی در کارنامه سیاسی حجت الاسلام شهید [صفحه 2 از 6] پنج سال تبعید او در قضایای بعد از فتح تهران در این شهر حضور دارد و آنجا ماندگار می‌شود. در درگیری‌هایی که بعد رخ داد، از جمله جنگ در «گمش تپه» با نیروهای محمدعلی شاه حضور داشت و رشادت‌هایی نشان داد و زخمی شد؛ بدن نیمه‌جان او را به باکو، قفقاز و تفلیس می‌فرستند و بعد از درمان به رشت بر می‌گردد. میرزا، آماده فداکاری بود و هر جایی که مشروطه به او نیاز داشت برای دفاع حاضر می‌شد. در ماجرای اولتیماتوم دولت روسیه در ۱۳۳۰ قمری نیز از جمله کسانی بود که به امر دولت روسیه تزاری باید به مدت ۵ سال از رشت تبعید می‌شد. زیرا میرزا از مشروطه‌خواهان صاحب اثر و شخصیتی سالم بود. وقتی نیروهای روسیه تزاری رشت، تبریز و مشهد را گرفتند، در رشت جنایاتی کردند و عده‌ای را به دار آویختند و برحی را به زندان قازامات قفقاز بادکوبه بردند و فهرستی به دولت ایران داده شد تا این افراد که مخالف منافع روسیه تزاری هستند تبعید شوند. حکم تبعید میرزا کوچک آمد و او به مدت پنج سال حق ورود به گیلان را نداشت. میرزا کوچک دوران این تبعید را در تهران به سر برد و حق حضور یافتن در گیلان را نداشت. وی ارتباط خود را با «میرزا کریم خان رشتی»، «عبدالحسین خان محیی»، «یپرم خان ارمنی»، «حسن خان امین‌السلطان»، «سردار منصور» و «صادق خان سردار معتمد» قطع می‌کند و آنها را کسانی می‌داند که جنایاتی می‌کنند که مستبدان نمی‌کنند. این نکته در مکاتبات او آمده است. بعد از فتح تهران و تسلط یافتن بر این شهر، از سوی همین عده، کارهایی انجام شده است که در دوران استبداد صورت نگرفته بود. میرزا کوچک وقتی در تهران بود هیچ منبع درآمدی نداشت اما حاضر نشد با این افراد در ارتباط باشد. وی در نهایت تنگدستی زندگی بسیار سخت و ضعیفی در اتاقی اجاره‌ای در منطقه‌ای دور از تهران داشت اما دست خود را مقابل دوستانش دراز نمی‌کرد؛ در حقیقت از مشروطه‌خواهانی که مشروطه را به انحراف برده بودند، زده شده بود. حرکت برای اعاده مشروطه میرزا با عده‌ای از دوستان پیشین خود در تهران جلسه‌هایی دارند و تصمیم می‌گیرند برای اعاده مشروطه اقداماتی انجام دهند. این جلسه‌ها با آغاز جنگ جهانی اول و ورود نیروهای انگلیسی و روسی از جنوب و شمال به ایران مصادف می‌شود. دولت ایران و احمدشاه، در جنگ اعلام بی‌طرفی کردند، ولی دو استعمارگر همپیمان، یعنی انگلیس و روسیه، اعتنایی نکردند و ایران اشغال می‌شود و بیشترین آسیب را می‌بیند. همین امر موجب ‌شد میرزا کوچک بخواهد برای دور کردن این تحقیر از ایران و برای بازگرداندن استقلال کشور و احیای مشروطه، کاری اساسی انجام دهد. اشغال ایران برای نیروهای غیرتمندی مانند میرزاکوچک سنگین بود؛ او از جمله کسانی بود که تصمیم به انجام قیامی علیه ضد استعماری گرفت. همان‌طور که در جنوب، بزرگانی بودند و در این ماجرا در دشتستان، بوشهر و اهواز و… جوانمردانی قیام کردند و با نیروهای اشغالگر انگلیس مقابله کردند. غیرت و حمیت اسلامی اجازه نمی‌داد تا ایران، این کشور اسلامی، در اشغال بیگانه باشد. بازگشت از تبعید میرزاکوچک مخفیانه در سال ۱۳۳۳ق وارد رشت شد و با قصدش را با عده‌ای از دوستان نزدیکش در میان گذاشت. در آن زمان گیلان در اشغال روسیه تزاری بود و از مدت زمان تبعید میرزا کوچک هنوز دو سال باقی بود. سپس در خفا با دو نفر از علمای معروف رشت آیت‌الله حاج «سیدمحمود روحانی رشتی» و آیت‌الله «میرزا محمدرضا حکیمی» از مجتهدان برجسته رشت که فعالیت‌های زیادی در عصر مشروطه داشتند و شخصیت‌های علمی و سیاسی برجسته‌ای بودند، دیدار می‌کند و از آنها می‌خواهد از کنسول روسیه تزاری در رشت که شخصی به نام اوفسینکوف بود، اجازه حضور میرزا کوچک در گیلان را بگیرند. دو مجتهد با کنسول صحبت می‌کنند و او اعلام می‌کند میرزا کوچک به این شرط حق دارد در گیلان حضور پیدا کند که دست از پا خطا نکند و حرکتی ضد منافع روسیه تزاری انجام ندهد. با این شرط، مجوزی برای ورود او به رشت امضا می‌شود و میرزا نیز با درشکه و به شکل رسمی وارد رشت می‌شود. @rozaneebefarda ادامه👇🏾
هدایت شده از روزنه
درنگی در کارنامه سیاسی حجت الاسلام شهید [صفحه 3 از 6] تأسیس «هیات اتحاد اسلام» میرزا کوچک گروهی از علما و روحانیون رشت را دعوت می‌کند و جلسه‌های مخفیانه‌ای برگزار می‌کنند. حرف‌های متعددی ردوبدل و ایده‌های موردنظر بحث می‌شد. تصمیم گرفته شد که جنگ چریکی علیه نیروهای اشغالگر روسیه تزاری و انگلیس روش کارشان باشد و جنگل‌های منطقه فومنات به عنوان کانون اصلی فعالیتها انتخاب گردید. میرزا کوچک به همراه چند از علما و مجتهدان برجسته رشت جمعی به نام «هیات اتحاد اسلام» تأسیس می‌کنند و این هیات، حلقه فکری و شورای رهبری نهضت جنگل است و نام نهضت هم به همین اسم هیات اتحاد اسلام انتخاب گردید. این شخصیت‌ها در کتب تاریخی مورد اجحاف واقع شدند؛ قانون نانوشته‌ای وجود داشت تا در مورد نقش این افراد صحبت نشود و حتی تلاش شد اسم اعضای هیات اسلام گفته نشود. اسم این اشخاص به‌سختی به دست آمده است و به‌طور معمول سعی شده با سکوت از کنار این اسم‌ها عبور شود؛ درحالی‌که علمای بزرگی در این هیات عضو بودند، به این ترتیب هستند: «آیت‌الله حاج سید محمود روحانی رشتی»، «آیت‌الله حاج میرزا محمدرضا حکیمی»، «آیت‌الله سید عبدالوهاب صالح ضیابری»، «آیت‌الله شیخ علی علم‌الهدی»، «حجت الاسلام شیخ بهاء‌الدین املشی»، «حجت‌الاسلام میرمنصور هدی»، «شیخ محمود کسمایی»، میرزا کوچک جنگلی و «حاج احمد کسمایی» از مؤسسان نهضت جنگل و از اعضای هیات اتحاد اسلام بودند، میرزا کوچک بازوی اجرایی این هیات بود. در بیشتر دوران نهضت، این هیات، نهضت جنگل را هدایت و رهبری می‌کرد تنها عضو غیرروحانی جمع حاج احمد کسمایی است که تاجر بود و بعد از میرزا کوچک از نظر فعالیت‌های اجرایی دومین شخص نهضت بود. نهضت جامع میرزا هیئت اتحاد هیات اسلام رهبری نهضت را از آغاز آن که ماه شوال ۱۳۳۳ قمری بود تا ماه رمضان ۱۳۳۶ قمری برعهده داشت و تقریباً سه سال رهبری نهضت برعهده این هیات بود و بعد از رمضان ۳۶ تا ۱۳۳۸ رهبری نهضت به عهده کمیته اتحاد اسلام است و هسته هیات به کمیته تبدیل ‌شد و اعضا با تغییراتی در کمیته به ۲۷ نفر تبدیل شدند. در کمیته، اعضای غیرروحانی هم اضافه شدند. اعضا، وظایف و مسئولیت‌های متفاوتی داشتند و نهضتی جامع بود و از بحث آموزش‌های نظامی تا مالی، روزنامه‌نگاری، ساخت و تعمیر سلاح تا سایر مباحث، مسئولیتهای مختلفی وجود داشت. در این دوره، روحانیونی همچون «شیخ احمد سیگاری»، «شیخ محمدحسن آمُن» و «میرزا محمدی انشایی» از دوستان و یاران نزدیک میرزا کوچک هستند که در این فضا مؤثرند. مستقل از احزاب سیاسی در زمان تشکیل نهضت جنگل، احزاب و تشکلهای سیاسی و اجتماعی زیادی در کشور ایجاد شده بودند. از مجلس دوم انواع و اقسام گروه‌ها و طیف‌های داخلی یا وارداتی وجود داشتند. اما میرزا کوچک و نهضت جنگل، در قالب در هیچ‌کدام از این گروه‌ها و احزاب وارد نشد و تشکیلات جدیدی بنیان نهاد که همان هیئت اتحاد اسلام بود. در «هیات اتحاد اسلام» تشکیلات مفصل سیاسی و نظامی‌ به وجود آورد که جدای از تمام آنچه در فضای کشور وجود داشت. به‌خصوص حزب دموکرات که نیروهای انگلوفیل و همفکران تقی‌زاده مانند حسینقلی خان نواب، سلیمان میرزا اسکندری، میرزا محمدرضا مساوات، حیدر خان عمواغلی و… در آنجا حضور داشتند و حزبی تندرو بود. یکی از مرام‌نامه‌های منتشرشده بعد از فتح تهران، مرام‌نامه حزب دموکرات بود که بسیار مهم است. نظام‌نامه‌های مختلفی در آن زمان منتشر شد؛ نخستین مرام‌نامه‌های احزاب کلاسیک ایران در آن برهه منتشر شد و میرزا کوچک نیز می‌توانست در آن فضا وارد شود اما تشکیلات جدیدی با نام «هیات اتحاد اسلام» تشکیل می‌شود. این نکته مهم است که نهضت جنگل در مقابل این احزاب ایجاد شد و از لحاظ فکری با آنها فاصله داشت و نمی‌توانست در آن فضای فکری فعالیت کند و آرمان آنها را به‌عنوان آرمان خود انتخاب کند. روزنامه جنگل ارگان رسمی نهضت جنگل بود که انتشار آن از ۱۳۳۵ق شروع شد و دو، سه سالی تا ۱۳۳۸ق ادامه داشت و انتشار آن تا حدودی با فراز و فرود همراه بود، اما روزنامه‌ای خوب و قوی بود و در منطقه کسما که زمانی از کانونهای عمده نهضت به شمار می‌رفت، انتشار می‌یافت و کسی که مدیر مسئول و سردبیر آن بود، غلامحسین نویدی کسمائی بود. @rozaneebefarda ادامه👇🏾