متن کامل نامه #شهید_مطهری به امام پیرامون دکتر #شریعتی
[صفحه ۴ از ۴]
بنده فكر مىكنم اگر صلاح مىدانيد به برخى از ارادتمندان خودتان در اروپا و امريكا كه ضمناً ناشر آثار و افكار او هستند يادآورى
فرماييد كه قبل از انجام اصلاحات وسيله آقاى حكيمى يا گروهى كه خودتان تعيين مىفرماييد از نشر آثارش جلوگيرى شود و اگر هم صلاح نمىدانيد كه در كار او مستقيماً دخالتى فرماييد راه ديگرى بايد انديشيد.
بسيار خوب است و براى شناختن ماهيت اين شخص لازم است كه حضرتعالى مجموعه مقالات او را در كيهان كه يك سال و نيم پيش چاپ شد شخصاً مطالعه فرماييد. اين مقالات دو قسمت است: يك قسمت بر ضد ماركسيسم است كه مقالات خوبى بود و ايرادهاى كمى از نظر معارف اسلامى داشت، ولى قسمت دوم مقالاتى بود درباره مليت ايرانى (ومستقلاً ماشين شده) و در حقيقت فلسفهاى بود براى مليت ايرانى و قطعاً تاكنون احدى از مليت ايرانى به اين خوبى و مستند به يك فلسفه امروزپسند دفاع نكرده است. شايسته است نام آنرا فلسفه رستاخيز بگذاريم.
خلاصه اين مقالات كه يك كتاب مىشود اين بود كه ملاك مليت خون و نژاد كه امروز محكوم است نيست. ملاك مليت، فرهنگ است و فرهنگ به حكم اينكه زاده تاريخ است نه چيز ديگر، در ملتهاى مختلف، مختلف است، فرهنگ هر قوم، روح آن قوم و شخصيت اجتماعى آنها را مىسازد، خود و «من» واقعى هر قوم، فرهنگ آن قوم است، هر قوم كه فرهنگ مستمر نداشته، نابود شده است. ما ايرانيان فرهنگ 2500 ساله داريم كه ملاك شخصيت وجودى ما و من واقعى ما و خويشتن اصلى ماست. در طول تاريخ حوادثى پيشآمد كه خواست ما را از خود واقعى ما بيگانه كند ولى ما هر نوبت، به خود آمديم و به خود واقعى خود باز گشتيم. آن سه جريان عبارت بود از حمله اسكندر، حمله عرب، حمله مغول. در اين ميان بيش از همه درباره حمله عرب بحث كرده و نهضت شعوبىگرى را تقديس كرده است. آنگاه گفته: اسلام براى ما ايدئولوژى است نه فرهنگ، و اسلام نيامده كه فرهنگ ما را عوض كند و فرهنگ واحدى به وجود آورد، بلكه تعدد فرهنگها را به رسميت مىشناسد همانطور كه تعدد نژادى را يك واقعيت مىداند. آيه كريمه إنا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوباً و قبائل ناظر به اين است كه اختلافات نژادى و اختلافات فرهنگى كه اولى ساخته طبيعت است و دومى ساخته تاريخ بايد به جاى خود محفوظ باشد. ادعا كرده كه
ايدئولوژى ما روى فرهنگ ما اثر گذاشته و فرهنگ ما روى ايدئولوژى ما، لهذا ايرانيت ما ايرانيت اسلامى شده است و اسلام ما اسلام ايرانى شده است. با اين بيان عملاً و ضمناً نه صريحاً فرهنگى واحد به نام فرهنگ اسلامى را انكار كرده است. و صريحاً شخصيتهايى نظير بوعلى و ابوريحان و خواجه نصيرالدين و ملاصدرا را وابسته به فرهنگ ايرانى دانسته است، يعنى فرهنگ اينها ادامه فرهنگ ايرانى است.
اين مقالات بسيار خواندنى است. در انتساب آنها به او شكى نيست. به بعضىها مثل آقاى خامنهاى و آقاى بهشتى گفته مال من است، ولى مدعى شده كه من اينها را چندين سال پيش نوشتهام و اينها آنها را پيدا كرده و چاپ كردهاند. در صورتى كه دلايل به قدر كافى هست كه مقالات جديد است. به هر حال مطالعه حضرتعالى بسيار مفيد است.
اين روزها سؤال و جوابى از حضرتعالى مورخ شعبان 97 منتشر شد كه اثر بسيار مطلوبى از نظر انحرافات منتحلين داشت و عجب اين است كه شايع كردهاند اين سؤال و جواب وسيله فلانى تهيه شده است. به آنها گفتم شما با اين اتهام به آقا اهانت مىكنيد، گويى ايشان از خود رأى ندارند (وتابع رأى مثل منى هستند).
خبر عجيب ديگر اين است كه اخيراً آزادى غير مترقبى به دستجات مختلف مخصوصاً دستجات سياسى داده شده است، البته نسبت به روحانيين به مقياس بسيار كمترى داده شده، ممنوعيتهاى آنها غالباً به حال خود باقى است، اين تبعيض نيز سؤالانگيز است.
خدمت آقازادگان عظام ـدامت بركاتهم عرض سلام اين بنده را ابلاغ فرماييد.
والسلام عليكم و رحمةاللّه و نلتمس منكم الدعاء
@rozaneebefarda
هدایت شده از روزنه
ماهیت مخوف برخی اعضای #بیت_منتظری از زبان مقام معظم رهبری
از #فحاشی به #مطهری و #بهشتی تا نقشه نابودی #جامعه_مدرسین_قم
💥پست ویژه
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
حضرت آیتالله خامنهای در توصیف برخی از اعضای اصلی بیت آقای منتظری، چنین نقل میکنند:
«من از اولی که با این جماعت برخورد کردم، نقاط منفی در آنها دیدم. اینها همان کسانی بودند که دادگاههای انقلاب اصفهان را درست کردند و چندتا از عناصرشان کارهای بسیار بد کردند. مهندس بحرینیان را کشتند.
میدیدم آدمهای صادقی نیستند. همه نگاههایشان نسبت به امام و نسبت به مسائل انقلاب، بدبینانه بود. نسبت به آقای #بهشتی خیلی بدبین بودند و #فحاشی میکردند. به آقای #مطهری فحاشی میکردند.
اینها اصلا از اول پایه کارشان را اینجوری گذاشته بودند. ما به اینها خوشبین نبودیم. بعد هم همان اول کار به جان #جامعه_مدرّسین افتادند و علیه جامعه مدرسین [فعالیت میکردند.]
این را که باید آنها را نابود کرد، هر کار اینها میکنند، آدم بکلّی برخلافش حرف بزند و نظر بدهد.
من قبول نداشتم، لذا یکبار که برای سمینار ائمه جمعه رفتیم قم، رفتیم خانه ایشان [آقای منتظری]، من قم که میرفتم، همیشه خانه آقای منتظری وارد میشدم. آن بار هم بغل خانهاش یک خانهای بود که آنجا رفتیم. صبح زود دو نفر از #اطرافیهای_نزدیک_آقای_منتظری از من وقت گرفتند که بیایند با من ملاقات کنند. گفتند یک کار واجب فوری داریم. آمدند پیش من.
بعد گفتند جامعه مدرّسین را باید از بین برد! آن کسی هم که در مقابل اینها باشد، باید یک «ریش» _تعبیرشان این بود_ باشد. یعنی یک آدم مثلاً جاافتاده مسنّی باشد و برای همین هم بایستی فلانی را _یک عالمی را اسم آوردند_ بزرگش کنیم تا او بتواند به جان جامعه مدرّسین بیفتد.
آمده بودند این را با من درمیان بگذارند. من به آنها گفتم خب اول بدانیم که چرا باید جامعه مدرّسین را باید از بین برد تا بعد دنبال آن ریشی باشیم که میخواهد از بین ببرد. اینها از حرف من تعجب کردند.
...اینها بنده را خودی مثلا فرض میکردند، بعد که دیدند من حتی در اصل نابود کردن جامعه مدرسین _چیز به این واضحی [از نظر آنها]_ حرف دارم، فهمیدند که نه، من خودی نیستم!
غرض این است که با آنها یک سوابق اینجوری داشتم. لذا از آنها هیچوقت خوشم نمیآمد. تحت تأثیر حرف آنها قرار نمیگرفتم. در حالیکه بعضی از همین مسئولینی که در رأس امور بودند، ولو از روی اجبار، و با اینکه خیلی هم آنها را قبول نداشتند، اما بالاخره ملاحظه میکردند، و بعضیها هم واقعاً حرفهای آنها را قبول میکردند.»
(روایت رهبری، ص 192)
🔶حاشیه
اکنون با گذشت بیش از سه دهه از افشای ماهیت بیت منتظری (خاصه باند مهدی هاشمی)، بار دیگر دستهایی درکار افتاده برای نابود کردن یا ناکارآمد کردن جامعه مدرسین حوزه قم. این سؤال قابل طرح است که طیف جدید تا چه میزان با بقایای آن باند مخوف و برانداز و افراطی دهه شصت مرتبط اند؟ آنان امروز برای سلب مشروعیت و کسر جایگاه معتبرترین تشکیلات حوزوی معاصر، به کدامین چهرههای حوزوی متمسک شدهاند؟!
@rozaneebefarda
روزنه
ماهیت مخوف برخی اعضای #بیت_منتظری از زبان مقام معظم رهبری از #فحاشی به #مطهری و #بهشتی تا نقشه نابو
بازنشر به مناسبت شهادت استاد مطهری
اختلافات علما بر سر #قبله و #تشییع_جنازه!
🔶حاشیه روزنه
اختلافات درونحوزوی بر سر برخی مسائل خاص، ریشه تاریخی دارد و جامعه متدینان از دیرباز گرفتار آن بوده و چیز جدیدی نیست.
مهم آن است که عقلای قوم نگذارند این امور فرعی و جزئی موجب سواستفاده دشمن و جولان بدخواهان و دمیدن در آتش فتنه افتراقطلبی درونشیعی گردد.
@rozaneebefarda
اقدامات مقلدان #آیتالله_خوئی(ره) در اعلان عید فطر و بهانه قرار دادن آن برای تضعیف رهبری
@rozaneebefarda
#اختلاف بین #آیتالله_بروجردی و #آیتالله_خوانساری در تهران، در مورد #عید_فطر
تبعات و حواشی این اختلاف در مقالهای به قلم مرحوم واعظ زاده خراسانی در سال ۷۳(پس از فوت آیتالله اراکی) در مجله مشکات شماره ۴۵، منتشر شده است.
@rozaneebefarda
عید سعید فطر را محضر همه مخاطبان ارجمند تبریک میگوییم و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات، از همگان التماس دعای خیر داریم.
@rozaneebefarda
پیام امام خمینی به مناسبت شهادت استاد مطهری
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
بسم الله الرحمن الرحیم
انا للَّه و انا إلیه راجعون
این جانب به اسلام و اولیای عظیم الشان آن و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ضایعه اسفانگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالیمقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری- قدس سره- را تسلیت و تبریک عرض میکنم. تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرد و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد، تسلیت در شهادت مردی که در اسلامشناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بود که حاصل عمرم محسوب میشد.
در اسلام عزیز با شهادت این فرزند برومند و عالِم جاودان ثُلمهای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست. و تبریک در داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوه خود نورافشانی کرده و میکنند. من در تربیت چنین فرزندانی که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات میبخشند و به ظلمتها نور میافشانند، به اسلام بزرگ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک میگویم. من گرچه فرزند عزیزی را که پاره تنم بود از دست دادم لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد. مطهری که در طهارت روح و قوّت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود، رفت و به ملا اعلی پیوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیاش نمیرود.
تروریستها نمیتوانند شخصیت انسانی مردان اسلام را ترور کنند. آنان بدانند که به خواست خدای توانا ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر میشوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشههای گندیده رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمینشیند. اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان رشد نمود. برنامه اسلام از عصر وحی تا کنون بر شهادت توام با شهامت بوده. قتال در راه خدا و راه مستضعفین در راس برنامههای اسلام است. مَا لَکُم لا تُقاتِلونَ فِی سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرّجالِ وَ النّساءِ وَ الولدانِ. «۱»
اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی میخواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در اسلام را بترسانند، بد گمان کردهاند. از هر موی شهیدی از ما و از هر قطره خونی که به زمین میریزد، انسانهای مصمم و مبارزی به وجود میآید. شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید و الّا ترور فرد هر چه بزرگ باشد، برای اعاده چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام بپاخاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمیکند. ما برای فداکاری حاضر و برای شهادت در راه خدا مهیا هستیم.
این جانب روز پنجشنبه سیزده اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت، عزای عمومی اعلام میکنم و خودم در مدرسه فیضیه روز پنجشنبه و جمعه به سوگ مینشینم. از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسالت مینمایم. سلام بر شهدای راه حق و آزادی.
روح الله الموسوی الخمینی
(صحیفه امام خمینی، ج7، ص178)
@rozaneebefarda
توصیه امام به جوانان پیرامون استفاده از آثار استاد شهید مطهری
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
بسم الله الرحمن الرحیم
گرچه انقلاب اسلامی ایران- به رغم بدخواهان و ماجراجویان- به خواست و توفیق خداوند متعال به پیروزی رسید و نهادهای اسلامی- انقلابی یکی پس از دیگری در ظرف تقریباً یک سال با آرامش و موفقیت انجام گرفت، لکن بر ملت ما و به حوزههای اسلامی و علمی خسارتهای جبران ناپذیر نیز به دست منافقین ضد انقلاب واقع شد؛ همچون ترور خائنانه مرحوم دانشمند و اسلامشناس عظیم الشان حجت الاسلام آقای حاج شیخ مرتضی شهید مطهری- رحمه الله علیه.
این جانب نمیتوانم در این حال احساسات و عواطف خود را نسبت به این شخصیت عزیز ابراز کنم. آنچه باید عرض کنم درباره او آن است که او خدمتهای ارزشمندی به اسلام و علم نمود و موجب تاسف بسیار است که دست خیانتکار، این درخت ثمربخش را از حوزههای علمی و اسلامی گرفت و همگان را از ثمرات ارجمند آن، محروم نمود.
مطهری فرزندی عزیز برای من و پشتوانهای محکم برای حوزههای دینی و علمی و خدمتگزاری سودمند برای ملت و کشور بود.
خدایش رحمت کند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جایگزین فرماید.
اکنون شنیده میشود که مخالفین اسلام و گروههای ضد انقلاب درصدد هستند که با تبلیغات اسلام شکن خود دست جوانان عزیز دانشگاهی ما را از استفاده از کتب این استاد فقید کوتاه کنند.
من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه میکنم که کتابهای این استاد عزیز[شهید مطهری] را نگذارند با دسیسههای غیر اسلامی فراموش شود.
از خداوند متعال توفیق همگان را خواهانم. و السلام علی عباد الله الصالحین.
27 اسفند ماه 58
29 ربیع الثانی 1400
روح الله الموسوی الخمینی
@rozaneebefarda
پرونده ویژه کانال نخبگانی #روزنه به مناسبت شهادت استاد شهید مرتضی مطهری
💥اختصاصی
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
زندگی بر دهانه آتشفشان ؛ در ستایش معلم شهید انقلاب اسلامی
آیت الله مطهری؛ فقیه تحول خواه و اسوه حوزه انقلابی
روایت آیت الله شهید مطهری از شاخصه های عالم دینی در نگاه آیت الله العظمی میرزای شیرازی
متن کامل اعلامیه مشترک شهید مطهری و بازرگان در نقد افکار شریعتی
مباحث اقتصادی شهید مطهری و بررسی خلط و خطاهای تاریخی در مصاحبه جناب سیدمحمدجواد علوی!
تصویر نامه تاریخی شهید مطهری به امام در نقد آثار دکتر شریعتی
متن کامل نامه شهید مطهری به امام پیرامون دکتر شریعتی
ماهیت مخوف برخی اعضای بیت منتظری از زبان مقام معظم رهبری ؛ از فحاشی به مطهری و بهشتی تا نقشه نابودی جامعه مدرسین قم
پیام امام خمینی به مناسبت شهادت استاد مطهری
توصیه امام خمینی به جوانان و روشنفکران متعهد جهت استفاده از آثار شهید مطهری
توصیه امام به جوانان پیرامون استفاده از آثار استاد شهید مطهری
#روزنه؛ دریچه ای به تاریخ، سیاست و اندیشه دینی معاصر:👇
https://eitaa.com/joinchat/2032861191C0a0a43a053
اباذری و تطهیر توأمان شاه و شریعتمداری!
[صفحه ۱ از ۴]
اختصاصی|| #جهاد_تبیین
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
چندی پیش آقای عبدالرحیم اباذری یادداشتی را در نقد کتاب «شریعتمداری در دادگاه تاریخ» منتشر کرد که برآیند آن گذشته از بی اعتبار دانستن این کتاب معتبر دهه شصت، تطهیر توأمان شاه و سیدکاظم #شریعتمداری بود. نویسنده در نگاشته خود سعی کرده بود چند گزاره تاریخی را به مخاطب خود القاء و برای آن مدارکی دست و پا کند. او مدعی بود که نویسنده کتاب مذکور فضای ضد پهلوی حاکم روحانیت در دهه چهل را با دهه بیست خلط کرده است چراکه پهلوی در آن دوران با شکست حکومت دموکرات آذربایجان وجه ضد الحاد و کمونیسم داشته و مردم آن دیار را از دست جنایات کاران شوروی نجات داده است!
اباذری در این یادداشت تلاش کرده عدم استقبال علمای طراز اول تبریز در جریان سفر شاه به تبریز را توجیه کند و فراتر از آن، اقدام شاذ شریعتمداری در استقبال از شاه را امری موجه جلوه دهد!
وی دیدار آقای شریعتمداری با شاه در مدرسه طالبیه را اقدامی مثبت تلقی کرده و آن را موافق مشی قاطبه علمای شیعه توصیف کرده است!
اباذری که سعی دارد به طرزی هنرمندانه فاصله خود با اقدامات مخرب آقای شریعتمداری را حفظ کند، در عین حال خواسته یا ناخواسته در این یادداشت کذایی به تطهیر شریعتمداری و شاه مخلوع پرداخته و سعی دارد تاریخ نگاری جناب آقای سیدحمید روحانی را دارای اشکالات ریشهای بنمایاند.
مدعاهای اباذری درباره سرگذشت روحانیت تبریز در وقایع بعد سقوط حکومت پیشهوری، دچار اشکالات متعدد تاریخی است و معیارهای ابتدایی تاریخ نگاری در آن مراعات نشده است ؛ چرا که از سویی محکمات تاریخی آن عصر را نادیده گرفته و از سویی دیگر مدارک ضعیفی برای ادعای خود فراهم کرده است.
در این یادداشت براساس تعدادی از منابع تاریخی به نکاتی چند از خطاها و خلطهای تاریخی یادداشت اباذری درباره حکومت پیشه وری، و حواشی دیدار شاه با شریعتمداری میپردازیم:
1-فارغ از اینکه نویسنده مدرکی را جهت حضور قاطبه علمای تبریز در دیدار با شاه در مدرسه طالبیه ارائه نمیدهد، به نظر میرسد استقبال سرد و انگشت شماری از روحانیان نوعا ناشناخته تبریز از شاه امری غیرموجه و دستپخت نهادهای حکومتی وقت بوده است؛ چرا که به شهادت نخبگان تبریز از جمله آیت الله مجتهدی که خود از شاهدان عینی دوران پیشه وری در آذربایجان بوده، آیت الله شهیدی و آیت الله دوزدوزانی بعنوان دو تن از علمای طراز اول شهر تبریز، از حضور در مراسم استقبال شاه استنکاف ورزیدند. (بحران آذربایجان، ص29 و ص30 ؛ خاطرات عبدالحمید بنابی، ص85)
جایگاه این بزرگان در آن پایه بود که حتی حکومت ضد دینی پیشه وری نیز نتوانست آن را نادیده بگیرد و امورات طلاب تبریز را جزو حریم این اعاظم به رسمیت شناخته بود. (بحران در آذربایجان، ص161)
طبعا چنین جایگاهی اقتضای آن داشت که حکومت استبدادی پهلوی برای حضور این بزرگان در مراسم استقبال شاه سر و دست بشکند اما این بزرگان امتناع ورزیدند. اکنون بعد از ۷۵ سال کسی پیدا شده و میخواهد برای عادیانگاری تحریم حضور این بزرگان در استقبال شاه، جایگاه آنان در تبریز را کمرنگ جلوه دهد!
با نگاه واقع بینانه، پرچم روحانیت در دستان آیت الله شهیدی، آیت الله دوزدوزانی و برخی دیگر از علما بود و ملاقات نکردن آنها یعنی عدم استقبال حوزه تبریز از شاه. براین اساس شرکت شریعتمداری که از روحانیان درجه دوم تبریز محسوب میشد (آیت الله شریعتمداری به روایت اسناد، ص18) هیچ معنایی جز دهن کجی به بدنه روحانیت بیدار و خصوصا بزرگان تبریز نداشت.
لازم به تذکر است، اهمیت این روایت تاریخی در آن است که آیت الله عبدالله مجتهدی رفیق صمیمی آقای شریعتمداری است و روایتی بی واسطه از فضای حاکم بر تبریز و روحانیت آن دیار در خاطرات روزنگاشت خود با عنوان (بحران آذربایجان) ارائه میدهد.
شاهد دیگر بر این مطلب شهادت مرحوم سیدهادی خسروشاهی است که از قضا از همکاران دارالتبلیغ شریعتمداری بود و او را تنها روحانی برجسته در دیدار مدرسه طالبیه عنوان کرده و استقبال علمای تبریز از شاه را به چهار پنج نفر محدود دانسته.(خاطرات مستند سیدهادی خسروشاهی، ص172)
به علاوه عدم استقبال روحانیت از عوامل پهلوی بعد از شکست حکومت پیشه وری، به تبریز خلاصه نشده و گزارشهای وجود دارد که در بناب نیز آیت الله یوسف بنابی به عنوان مشهورترین روحانی آن دیار و از سردمداران مبارزه علیه پیشه وری، بعد از سقوط بناب، به استقبال فرماندهان ارتش دولت مرکزی نرفت. (خاطرات عبدالمجید بنابی، ص64)
عدم استقبال و عدم دیدار با خاندان و عمال پهلوی بین علمای تبریز به پهلوی دوم خلاصه نمیشود؛ چه اینکه آیت الله میرزا صادق مجتهدی نیز با وجود فشارهای فراوان، به هیچ وجه حاضر به دیدار با رضاخان در سفری که به تبریز داشته است نشدند(mehrnews.com/xVdR8).
@rozaneebefarda
اباذری و تطهیر توأمان شاه و شریعتمداری!
[صفحه ۲ از ۴]
اختصاصی|| #جهاد_تبیین
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
مبارزات علمای تبریز با پهلوی اول در حافظه تاریخی مردم آن سامان ثبت است و خفقان و جنایات پهلوی علیه دین، انکارناپذیر است و سادهانگاری است که تصور شود این سابقه سیاه و تاریک صرفا به بهانه مقابله با کمونیسم و حکومت وابسته فرقه دمکرات، از ذهن مردم و علما پاک شود یا نادیده گرفته بشود و آنان بدون توجه به گذشته، بخواهند به استقبال شاه دستنشانده و خائنی بروند که در نتیجه یک کودتای سیاه بر سر کار آمده است.
مبارزه توأمان در چند جبهه و در ابعاد مختلف، سیره همیشگی علمای شیعه بوده است. تلاش بینتیجه امثال اباذری برای القای دوگانه کاذب 《کمونیسم - شاه شیعه》و اتهام طرفداری بزرگان از شاه، در عین آنکه پایهای در واقع ندارد، اتهامی است علیه عالمان پاکباخته شیعه روا میدارند. عالمانی که همه عمال بیگانه از وابستگان به شوری گرفته تا نوکران نشاندار آمریکا و انگلیس(خاصه پهلوی پدر و پسر) را یکجا در جبهه باطل میانگاشتند و به فراخور اقتضائات زمانه، رویکرد مبارزاتی خاص خود را در مواجهه با آنان اعمال میکردند.
با التفات به این قبیل حقایق تاریخی، ادعای طرفداری علمای تبریز از شاه و منجی پنداشتن این عنصر وابسته و خائن توسط علما، به معنای آن است که نویسندت علمای تبریز را بازیچه دست شاه معرفی کرده است!
بد نیست که در اینجا به تحلیل آقای رسول جعفریان که از هم قطاران فکری/سیاسی آقای اباذری است، درباره نگاه علمای تبریز به حکومت پهلوی و حکومت پیشه وری اشاره کنیم. بلکه او با مطالعه آن، از انگارههای واهی خویش به درآید!
«روحانیت با فرقهای روبه رو است که بسیار خشن بوده و با ایجاد محکمه های صحرایی، مخالفان خود را در پیش چشم مردم اعدام میکند. از سوی دیگر، روحانیت از دولت پهلوی هم هیچ دل خوشی ندارد؛ زیرا برخورد این دولت با روحانیت، برخوردی خشن و نامطلوب بوده است.» (بحران آذربایجان، ص20)
2- آقای شریعتمداری همچون محمدرضا پهلوی در غائله حکومت پیشه وری در آذربایجان، مردم آن خطه و تبریز را تنها گذاشت.
از اوایل تشکیل حکومت دموکرات در آذربایجان وی از روی ترس، مخفیانه تبریز را ترک کرد! (دی 1324) و بعد از اینکه نشانه های اضمحلال این حکومت با آغاز خروج نیروهای روس (5فروردین 1325) از آن منطقه، بعد از هفت ماه (24 تیر 1325) به تبریز بازگشت. آیت الله مجتهدی در این باره چنیم مینویسند:
« [15 آذر 1324] آقا سیدکاظم شریعتمداری که از علمای مهم تبریز هستند و با من رفیق هستند، عصری منزل ما آمده بود. در این دو سه روز ایشان هم ترسیده عزم مسافرت نموده بودند ... [3 دی 1324] دو سه روز قبل به طهران حرکت نموده است. گویا مخفیانه رفته است. اهل و عیالش هم بنا است امروز حرکت بکنند... [24 تیر 1325] امروز آقا سیدکاظم شریعتمداری که از معتبرترین علمای تبریز میباشد بعد از هفت ماه مسافرت که در عتبات و قم و طهران بودند، مراجعت نمودند ... در اثر بهبودی اوضاع اینک به مقر اصلی مراجعت می نمایند.» (بحران آذربایجان، ص30، ص51، ص328).
بر این اساس وی در مبارزات مردمی تبریز نقش چندانی نداشته و طبیعتا بعد از تنها گذاشتن مردم در سرکوب فرقه دمکرات، نه تنها جایگاه اجتماعی به دست نیاورده که پایگاه محلی حداقلی پیشین را نیز از دست داده و لذا هیچ منطقی ندارد که بتوان ملاقات او با شاه را به عنوان دیدار روحانیت مردمی و روحانیت مقاوم تبریز با شاه قلمداد کرد!
مشخص نیست این ظرائف تاریخی چگونه و با چه اغراضی از سوی اباذری نادیده انگاشته شده است!
3-برخلاف ادعای نویسنده، آیتالله میرزا فتاح شهیدی شخصیت سیاسی و مبارز بود و به علت شهادت پدرشان در مشروطیت فامیلی خود را از شیخ الاسلام به شهیدی تغییر دادند.(بحران آذربایجان، ص233)
مردم تبریز از اقدامات آیتالله شهیدی برداشتهای سیاسی میکردند، از جمله در نرفتن به دیدار شاه در تبریز(خاطرات عبدالمجید بنابی، ص85) بهطوری که در دوره حکومت پیشهوری از عدم شرکت وی در محافل قدرت چنین برداشتی میشد که اگر ایشان در این مجالس حاضر شوند به جایگاهشان ضربه خواهد زد.(بحران آذربایجان، ص333).
نزدیک به یکسال بعد از پایان غائله پیشهوری، شاه به تبریز میآید و ایشان طبق مرام خود در مجالس قدرت شرکت نمیکنند.
این دو اقدام ایشان در عرض یکسال به وضوح نشان میدهد که هیچ کدام از فرقه دموکرات و پهلوی مورد تأیید ایشان نیست.
پرواضح است که چنین اقدامی را در آن مقطع تاریخی باید اقدامی سیاسی و مبارزاتی در نظر گرفت. چنانکه سکوتهای معنادار و مبارزههای نرم علمای شیعه، هرگز دور از چشم سیاستمداران مزدور پهلوی نبود و همواره به مقابله با این عالمان مجاهدت مشغول بودند!
اما گاه با نوشتجاتی مواجهیم که آفتاب درخشان را در روز روشن انکار میکنند!
@rozaneebefarda