8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماهیت واقعی ظریف اینبار در کاشان رو شد!
تلاش ظریف برای خفه کردن صدای مردم ناکام ماند!
@rozaneebefarda
تحلیل انتخاباتی
#تلنگر
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
یکم: در فضای عمومی کشور شور انتخاباتی چندانی مشاهده نمیشود.
این یک خطر و تهدید است! #مشارکت_حداکثری حتما باید رقم بخورد انشالله.
این خواست رهبر معظم انقلاب نباید روی زمین بماند.
هرگـونه تحلیل موازی که با خط رهبری سازگار نباشد و نسخه پیروزی منهای مشارکت حداکثری را برای جریان انقلابی بپیچد؛ مردود است!
دوم؛ منتظر و مردد نگه داشتن بدنه حزبالله برای حصول وحدت بین کاندیداهای جبهه انقلاب موجب شده، کنشگری انتخاباتی انقلابیها با اما و اگر و کندی پیش برود و عملا نتوانند با #تمام_ظرفیت وارد گود شوند.
این #وضعیت_انفعالی میتواند عواقب بدی داشته باشد.
هر چه زودتر باید با مردم حرف بزنیم....
سوم؛ اگرچه نزاع درونگفتمانی نسبت به قبل کمتر شده اما هنوز هم تمرکز برخی طرفداران دو کاندیدای رأیآور جبهه انقلاب روی نفی طرف مقابل واقع شده و به طور کلی از نامزدهای جریان غربگرای برجامی غافل اند!
این یک خطای راهبردی است؛ از یک سو غفلت از رقیب و از دیگر سو تخریب رفیق!
اینها با هیچ عقلی سازگار نیست و در همه سطوح باید متوقف شود.
فضای مناظرهها را ببینید؛ آقایان قالیباف و جلیلی کوچکترین و کمترین تعریضی به یکدیگر ندارند با آنکه از طرح و برنامه و رویکرد سیاسی شان #تفاوت کاملا پیداست. اما با حفظ حریمها رقابت را پیش میبرند.
دقیقا همین فضا باید در سطوح پایین تر و خصوصا ستادها فراگیر شود.
چهارم؛ مزیت نسبی آقای قالیباف #طبقه_متوسط است و #بدنه_کارگزاران_و_مدیران و مزیت نسبی آقای جلیلی #طبقه_محرومین است و #بدنه_کارشناسان_و_نخبگان.
حامیان این دو کاندیدا _فارغ از هر اتفاقی که در روزهای آتی بیفتد_ باید این بدنه رأی خود را کاملا فعال کنند. اکنون این تکاپو مشاهده نمیشود.
پنجم؛ تمام تمرکز را روی نظرسنجیها نباید قرار داد. از شعبدهبازی سیاسی جریان غربگرا باید بترسیم. آنها معمولا ۲۴ ساعت آخر قبل از انتخابات و تا ساعت پایانی روز انتخابات، بدنه رأیشان را فعال میکنند. آنهم با کمک ماهوارهها و تلویزیونهای معاند و شبکه برانداز داخلی.
اگر نمیخواهیم جریان غربگرای رادیکال دوباره حاکمیت پیدا کند باید شبانهروزی فعالیت کنیم.
شما را به خدا، بدون آنکه دنبال نفی یکدیگر باشید، هر کسی از این دو کاندیدای رأیآور جبهه انقلاب را که میپسندید را با تمام توان تبلیغ کنید. فقط #تبلیغ_میدانی است که میتواند موج ایجاد کند. تمرکز را از #تبلیغ_مجازی بردارید. تلویزیون بار تبلیغ مجازی را به دوش کشید و موفق هم بود اما هیچ چیز جای گفتگو با مردم و حضور در میدان را نمیگیرد.
انشالله خداوند قلوب مردم را به کسی که صلاح ملک و ملت در آن است، رهنمون کند.
یا علی مدد
شنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۳
@rozaneebefarda
هدایت شده از KHAMENEI.IR
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 رهبر انقلاب در دیدار مسئولان دستگاه قضا: آقایان نامزدها در مباحثات خود از اظهارات دشمن شادکن پرهیز کنند. ۱۴۰۳/۴/۲
🖼 #بسته_خبری
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📲 #ریل | رهبر انقلاب، امروز: آقایان نامزدها در مباحثات خود از اظهارات دشمن شادکن پرهیز کنند. ۱۴۰۳/۴/۲
💻 Farsi.Khamenei.ir
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥خضریان: چرا در گفتگو عصبانی می شوید؟
🔹هاشمی: دلم می خواهد داد بزنم به شما چه ربطی دارد؟ فکر نکن کم میارم من ده برابر تو میتونم
#خشونت_کلامی شناسه و شاخصه سیاستورزی جریان غربگرای داخلی است.
@rozaneebefarda
#آخوندهای_برجامی حامی #ظریف در مقابل #عربدههای_آشوبگرانه او روزه سکوت گرفتهاند!
این بیچارهها حالا درماندهاند که چه کنند!
آن ظریف جنتلمن که در خیالاتشان به حزبالهیهای بیدار میفروختند دیگر تشت رسواییشان برافتاده است!
ظریف اکنون آن خشونت و عصبانیت پنهان را رو کرده است.
وارد فضای تنش و شلوغکاری شده که مقدمه #آشوب و #فتنه است.
چیزی که #خط_قرمز_نظام است.
شاخصه سیاسی اساسی جریان غربگرا #عصبانیت و #خشونت_کلامی و #هوچیگری است. نماد این خشونت و عصبانیت در هشت سال حاکمیت اعتدالیهای برجامی خود را نشان داد. در تمام #سالهای_بنفش جریان غربگرا خود را پشت #خندههای_ظریف پنهان میکرد و او را اسوه و اسطوره اخلاق معرفی میکرد!
حالا اینهم از اسطوره اخلاقی شان!
در تمام آن سالهای بنفش، حمایتهای متعصبانه معدود معمم حامی برجامیها، مایه تعجب و تأسف بود!
حالا #روزه_سکوت آن خردهجریان اعتدالی در مقابل تندگویی و تندخویی ظریف، آن تعجب و تأسف را افزون کرده است!
خدا عاقبتها را به خیر کند
@rozaneebefarda
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنرانی آذری جهرمی برای صندلیهای خالی در ارومیه!
درود بر #آذربایجان_بصیر و #بیدار
@rozaneebefarda
نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی
مدح حضرت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)
[صفحه ۱ از ۲]
فؤاد کرمانی
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم، صفتِ کمال تو یا علی
شده مات عقل موحدین، همه در جمالِ تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی
نبرد به وصف تو ره کسی، مگر از مقالِ تو یا علی
هله ای مُجلّیِ عارفان، تو چه مطلعی تو چه منظری
که ندیدهام به دو دیدهام، چو تو گوهری چو تو جوهری
هله ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری
چه در انبیا چه در اولیا، نه تو را عدیلی و همسَری
به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی
توئی آنکه غیر وجود خود، به شهود وغیب ندیدهای
فَقرات نفس شکستهای، سُبحاتِ وَهم دریدهای
همه دیدهای نه چنین بود شه من تو دیدهی دیدهای
ز حدودِ فصل گذشتهای، به صعودِ وصل رسیدهای
ز فنای ذات به ذاتِ حق، بُوَد اتّصال تو یا علی
چو عقول و افئده را نشد، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف
همه گفتهاند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف
ز بیانِ وصف تو هر کسی، رقم گمان زده مختلف
فصحای دهر به عجز خود، ز ادایِ وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطقِ خود، شدهاند لالِ تو یا علی
تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین
شده از وجودِ مقدّست، همه سرّ کَنزِ خفا مبین
تویی آن که از کُشِفَ الغطا، نشود ترا زیاده یقین
ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی، بزن بدلیل این
که به نورِ حق شده منتهی، شرفِ کمال تو یا علی
تو همان درخت حقیقتی، که در این حدیقهی دنیوی
أنا ربّکم تو زنی و بس، به لسان تازی و پهلوی
ز بروق نورِ تو مُشتعل، شده نارِ نخلهی موسوی
ز تو در لسانِ موحّدین، بُوَد این ترانهی معنوی
که انا الحق است به حقِ حق، ثمرِ نهالِ تو یا علی
تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی
هله ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی
ز بروز جلوه ماخلق، به مقام و رتبه مقدّمی
به جلالِ خویش مُجلّلی، ز نوالِ خویش مُنعّمی
همه گنج ذاتِ مقدّست، شده مُلک و مالِ تو یا علی
تو چه بندهای که خدائیت، ز خداست منصب و مرتبت
احدی نیافت ز اولیا، چو تو این شرافت و منزلت
رسدت ز مایهی بندگی، که رسی به پایهی سلطنت
همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت
شده ختم دورهی عِلم و دین، به کمالِ آل تو یا علی
تو همان مَلیکِ مُهیمنی، که بهشت و جنّت و نه فلک
پیِ جستجوی تو سالکان، به طریقت آمد یک به یک
شده ذکرِ نام مقدّست، همه وِردِ اَلسنهی مَلَک
به خدا که احمدِ مصطفی، به فلک قدم نزد از سَمَک
مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی
تویی آنکه تکیهیِ سلطنت، زدهای به تخت مؤبّدی
ز شکوه شأن تو بر مَلا، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی
به فرازِ فرقِ مبارکت، شده نصب تاج مُخلّدی
متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی
تو نه آن شهی که ز سلطنت، بود اعتزالِ تو یا علی
به می خُمِ تو سِرشته شد، گِل کاس جانِ سبوکشان
به پیالهی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو میفشان
ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان، دل بیهُشان
نه منم ز بادهی عشق تو ، هله مست و بیدل و بینشان
همه کس چشیده به قدرِ خود، ز میِ زُلالِ تو یا علی
منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو میزنم
ره کوه و دشت گرفتهام قدم از برای تو میزنم
به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو میزنم
شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم
نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی
تویی آنکه سِدرهی مُنتهی، بُودَت بلندیِ آشیان
به مکان نیائی و جلوهات، به مکان ز مشرقِ لامکان
رسد استغاثهی قدسیان، به درت ز لانهی بینشان
چو به اوج خویش رسیدهای ، ز عِلوّ قدر و سُموشّان
همه هفت کرسی و نُه طبق، شده پایمال تو یا علی
نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی
تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی
نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی
به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی
نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی
تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون
به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و مایکون
فلک و زمین به ارادهات ، شده بی سکون شده با سکون
تویی آن مُصوّرِ ماخَلَق ، که من الظّواهر و البطون
بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی
تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت
نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت
تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت
نشناخت غیر تو هیچکس ، ازّلیتت ابدّیتت
تو چه مبدأیی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی
تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی
تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی
@rozaneebefarda
نه مراست قدرت آنکه دم زنم از جلال تو یا علی
مدح حضرت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)
[صفحه ۲ از ۲]
تو که بر سرائرِ معرفت، به جمالِ اُنس مُخلّدی
به شؤنِ فانیِ این جهان، نه مُعطّلی نه مقیّدی
بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی
تو همان تجلّیِ ایزدی، که فراز عرشی و لا مکان
خبری ز گردش چشم تو، حرکات گردش آسمان
دهد آن فؤاد و لسان تو ، ز فروغ لوح و قلم نشان
تو که ردّ شمس کُنی عیان ، به یکی اشارهی ابروان
دو مُسخّر آمده مِهر و مَه ، هله بر هلالِ تو یا علی
هلهای موحّدِ ذاتِ حق، که به ذات ، معنی وحدتی
به تو گشت خِلقتِ کُن فکان ، که ظهورِ نورِ مشیّتی
هله ای ظهورِ صفاتِ حق، که جهان فیضی و رحمتی
چو تو در مداینِ علمِ حق ، ز شرف مدینهی حکمتی
سَیَلانِ رحمت حق بُوَد ، همه از جِبال تو یا علی
بنگر [فؤاد] شکسته را ، به دَرَت نشسته به التجا
اگرش بِرانی از آستان ، کُند آشیان به کدام جا
به سخا و بذل تواش طمع ، به عطا و فضلِ تواش رجا
ز پناهِ ظلِّ وسیع تو ، هم اگر رود برود کجا
که محیط کون و مکان بُوَد فلکِ ظلالِ تو یا علی
@rozaneebefarda
هژبر سالب غالب علی بن ابی طالب(ع)
هاتف اصفهانی
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
سحر از کوه خاور تیغ اسکندر چو شد پیدا
عیان شد رشحهٔ خون از شکاف جوشن دارا
دم روحالقدس زد چاک در پیراهن مریم
نمایان شد میان مهد زرین طلعت عیسی
میان روضهٔ خضرا روان شد چشمهٔ روشن
کنار چشمهٔ روشن برآمد لالهٔ حمرا
ز دامان نسیم صبح پیدا شد دم عیسی
ز جیب روشن فجر آشکارا شد کف موسی
درافشان کرد از شادی فلک چون دیدهٔ مجنون
برآمد چون ز خاور طلعت خور چون رخ لیلا
مگر غماز صبح از بام گردون دیدشان ناگه
که پوشیدند چشم از غمزه چندین لعبت زیبا
درآمد زاهد صبح از در دردیکش گردون
زدش بر کوه خاور بیمحابا شیشه صهبا
برآمد ترکی از خاور، جهان آشوب و غارتگر
به یغما برد در یک دم، هزاران لل لالا
نهنگ صبح لب بگشود و دزدیدند سر، پیشش
هزاران سیمگون ماهی در این سیمابگون دریا
برآمد از کنام شرق شیری آتشین مخلب
گریزان انجمش از پیش روبهسان گرازآسا
چنان کز صولت شیر خدا کفار در میدان
چنان کز حملهٔ ضرغام دین ابطال بر بیدا
هژبر سالب غالب علی بن ابی طالب
امام مشرق و مغرب امیر یثرب و بطحا
@rozaneebefarda
غدیریه
محیط قمی
@rozaneebefarda
🔻🔻🔻
گرفت عهد زاشیا، دو روز، رب قدیر
یکی به روز الست و یکی به روز غدیر
گرفت عهد ز ذرات، بر خدایی خویش
نخست روز و دویم روز بر خلاف میر
شه سریر ولایت، علی عمرانی
که از فزونی نتوان، فضائلش تقریر
نخست روز الست بربکم فرمود
بدون واسطه ای، بعثت رسول و سفیر
الست اولی بالمؤمنین من انفسهم
سرود روز دوم زامر حق، رسول و بشیر
ولی به روز دوم یافت دین حق تکمیل
به نصّ آیه ی اکمال و بیّنات کثیر
گشای گوش حقیقت، نیوش تا برتو
زشرح روز دوم، شمّه ای کنم، تقریر
به حکم نصّ صریح و تواتر و اجماع
ثبوت یافته در نزد عالمان خبیر
که روز ثامن عشر دوم ز ذی لاحجّه
که از الست بعید غدیر، گشته شهیر
پس از فراغت اعمال حجّ، باز پسین
رسید خواجه ی لولاک چون، به خمّ غدیر
بُدند ملتزم موکب شرف زایش
زسر فرازان، جمعی کثیر و جمع غفیر
به حضرت نبوی جبرئیل شد نازل
به امر بار خدا، ایزد سمیع و بصیر
به خواند آیه ی یا ایّها الرّسول بر او
که هست امر به نصب، امیر خیبر گیر
مفاد آیه که اصلی، غرض رسالت را
بود رساندن و تبلیغ این مهم خطیر
نکرده ای تو رسالات خویش را تبلیغ
گر این رسالت ماند، به پرده ی تستیر
مدار بیم زمردم که حفظ یزدانت
نگاه دارد از شرّ منکران شریر
رسول اکرم، ابلاغ امر یزدان را
فرود آمد، در آن مقام بی تأخیر
نمود انجمنی آن چنان که مانندش
ندیده است و نبیند، دگر سپهر اثیر
شمار خلق زسبعین الف افزون بود
سخن کنم زکمی، درگذشتم از تکثیر
برای آن که تمامیّ خلق بینندش
که کس نگوید، تبلیغ را شده تقصیر
نمود منبری آماده از جهاز شتر
فراز عرشه برآمد، رسول عرش سریر
به خواند آیت تبلیغ را به صوت بلند
پس از ستایش یزدان بی شریک و نظیر
بلی به پاسخ گفتند، اهل انجمنش
تمام متّفق القول، از کبیر و صغیر
گرفت عهد از ایشان چو بر رسالت خویش
نمود آمدن جبرئیل را تقریر
گرفت دست علی را به دست و کرد بلند
چنان که در نظر ناظران نماند ستیر
به گفت هر که منش مقتدا و مولایم
علی است او را مولا، علی بر او است امیر
چنان که هارون از بهر موسی عمران
علی مرا است وصیّ و علی مرا است وزیر
نمود از پی اتمام حجّت و تبلیغ
مر این کلام فرح بخش جان فزا تقریر
سپس سرود که یا رب، والِ مَن و والاه
ظهیر و ناصر، او را، ظهیر باش و نصیر
نخست تابع او را عزیز دار مدام
حسود و منکر او را، نمای خوار و حقیر
نزول آیه ی الیوم را پس از این امر
به گفت از پی تکمیل امر حق، تکبیر
سه روز کرد در آنجا وقوف و از مردم
گرفت بیعت بهر، امیر خیبر گیر
زبان به بخ بخ گشود، بن خطاب
برای تهنیت میر بی عدیل و نظیر
ازین قضیه برآشفت، حرث بن نعمان
که بُد منافق و کافر دل و خبیث و شریر
بر رسول خدا آمد و گشود، زبان
ز روی کینه ی خصمانه، برکشید نفیر
به خشم گفت که ما را، بهر چه کردی امر
به ظاهر از تو شنیدیم، چون نبود گزیر
کنون به گویی باشد علی پسر عم من
امیر بر همه ی خلق از صغیر و کبیر
خدای گفته چنین یا تو خویش می گویی
رسول اکرم فرمود: گفته حیّ قدیر
سرود حرث: خدایا گر این سخن صدق است
به من فرست عذابی، در آن مکن تأخیر
فرود آمد سنگی، زآسمان به سرش
زخشم ایزد و شد رهسپار، سوی سعیر
«محیط» را خط بطلان کشیده شد به گناه
به دست شوق چه کرد، این حدیث را تحریر
@rozaneebefarda