eitaa logo
🌱درگاه شاعران روضه نشینان🌱
2.2هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
389 ویدیو
67 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
خیر کثیر و معنی آیات کوثر است قائم مقام حضرت زهرای اطهر است او فاطمه است ، فاطمه ی دیگر قم است عرش خدا به زیر قدم های او گم است او دختر است، دختر یک نور بی حد است او خواهر است، خواهر سلطان مشهد است او شافعه است ، شافعه ی روز محشر است هستی ز اوست ، هستی موسی ابن جعفر است موسای این قبیله به او فخر می کند عالم به هر وسیله به او فخر می کند از کودکی عصای ولی خدا شده از هر بدی ، به دست خدایش رها شده از قلعه های علم و ادب ، درب، کنده است روح الامین به عرش علومش پرنده است حجب و حیا ز هر عملش آبرو گرفت مولا رضا ز آب وضویش ، وضو گرفت در بحر حق بسان سفینه است مرقدش و شعبه ای ز خاک مدینه است مرقدش خیل ملائکه همه حیران درگهش امثال بهجتند غلامان درگهش 🔸شاعر: ________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
امشب بجز معصومه نامی در سرم نیست یعنی برای عشق و مستی هیچ کم نیست من شعر میگویم برایش , این فضیلت حتی میان شعر های محتشم نیست رفتم به قم , گفتند مظلوم است , آری بانوی مظلومیست , اما بی حرم نیست گل جای هیزم بر درش بردند , یعنی معصومه زهراییست که نا محترم نیست گل ریختن , اکرام فرزندان زهرا این افتخاراتیست که جز در عجم نیست خاک قدومش چون که مشهد ساخت در قم پس هیچکس اندازه ی او خوش قدم نیست 🔸شاعر: __________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
به دختِ موسیِ جعفر سلام باید داد به این سلاله یِ اطهر سلام باید داد همیشه وقتِ ورود از رواق آیینه به این بهشتِ سراسرسلام باید داد به محضرِ ملکوتیِ خواهر سلطان شبیهِ حضرت مادر سلام باید داد کنار گنبد و گلدسته های معصومه به سمت و سوی برادر سلام باید داد یکی امام رئوف و یکی کریمه شده به این دو آیتِ داور سلام باید داد زمان خواندنِ متن زیارتت بانو به روضه هایِ فراتر سلام باید داد به روضه ی عطش و مشک خالیِ سقا به روضه ی تنِ بی سر سلام باید داد نگاهِ خسته ی زینب به سمت گودال و به اشک و ضجه ی خواهر سلام باید داد هجوم و غارت خلخال و سیلی و آتش به گوش زخمی و معجر سلام باید داد شراب و مجلس اغیار و کوچه و بازار به راس های مطهر سلام باید داد 🔸شاعر: _________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
یاسی که نسیمِ تنِ او از گلِ سیب است او فاطمه و خواهرِ سلطانِ غریب است هجرانِ رخش برده قرار از کفِ خواهر جان در تعَب است از غمِ دوریِ برادر قلبش شده بی طاقتِ خورشیدِ جمالش دل در هیجان آمده از شوقِ وصالش تسبیح کنان می رسد از شهرِ پیمبر تا وصف کند سوره ی نورانیِ کوثر زخمی به جگر دارد و ای قافله بشتاب در سینه ی او کوهِ غم از دوریِ مهتاب شد عطرِ مسیرش همه از گلپر و اسپند عشاق به شوقِ قدمش یکسره خرسند در هودجی از نور چه باغِ ملکوتی به به چه شکوه و چه جلال و جبروتی گنجینه‌ی جانش شده بستانِ ولایت دل طعمِ شفا دارد و لب مُهرِ شفاعت ماهیتِ قم را که ز نورش بسرشتند بر لوحِ دلش حضرتِ معصومه نوشتند خورشید افول آمده در باغِ حریمش تا سبز بماند سندِ نامِ کریمش او دفن شده در دلِ بستانِ ولایش مانده به دلش حسرتِ دیدارِ رضایش این دستِ نیازم به دخیلش چه بلند است هر لطفِ نگاهش به من آن شهد چو قند است ای حضرتِ معصومه تو را جانِ رضایت کن شاملِ حالم همه ی لطف و عطایت هر جذبه نگاهِ تو مرا شوقِ حیات است الطافِ کریمانه‌ی تو بابِ نجات است! 🔸شاعر: _______________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
یک جذبه ریسمان شد و پای مرا گرفت یک ابر گریه کرد و دوباره هوا گرفت افسوس ذکرهای لبم ناشنیده ماند دادم کبود ماند و گلوی صدا گرفت صورت به صورت در صحنش گذاشتم در گفت: آهِ گرم کشیدی بیا گرفت بالای سر نشستم و دیدم که جبرئیل یک پر گذاشت در صف و از پیش جا گرفت بالای سر نشستم و دیدم که عاشقی خواند از فضائل تو و بعداً عبا گرفت دیوانه ای که عقل طلب کرد از شما بالای سر نشستم و دیدم عصا گرفت بالای سر نشسته ام و حدس می زنم پائین پای تو چه کسی را شفا گرفت پرسیدم از نسیم، کجایی؟ جواب داد با بوسه ای که از لب گلدسته ها گرفت سمت زیارتم بشتابید چون که اشک امشب ضریح چهره ی ما را طلا گرفت 🔸شاعر: __________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
روز تولدت به غلط روز دختر است در اصل روز آمدنت روز خواهر است شادند از حضور تو اهل جهان ولی خوشحالی امام رضا جور دیگر است امشب به اعتبار روایات مانده‌ام میلاد توست یا شب میلادکوثر است وقتی پس از کریم تو تنها کریمه‌ای اسم تو با امام حسن حاصلش زر است از هرچه بگذریم نشد بگذریم از این از خواهری که این همه عشق برادر است دریاچهء نمک سندش؛ بین اهل‌بیت آری طعام سفرهء تو با نمک‌تر است پس قلب این کویر به شوق تو می‌تپد وقتی که کوه خضر برای تو منبر است امشب حساب کرده‌ام از خانه تا ضریح به نیت امام رضا هشت تا در است با این حساب باز دل بیقرار من آهوست توی مشهد و درقم کبوتر است جمع دل من و دل هرکس به غیر تو در بین صحن آینه جمع مکسر است «ما را سری‌ست باتو که گرخلق روزگار دشمن شوند» هدیهء ما باز هم سر است جای بقیع و آن‌همه قبری که خاکی است دیدم در این حرم چقدر سنگ مرمر است او هم شبی شبی درست پدر را ندیده است معصومه هم رقیهء موسی‌بن‌جعفر است 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
امام کل گنبدهاست گر تحت‌الحنک دارد که در پشت سرش معصومه فوجی از ملک دارد جهان را می‌کند روشن ولی با نور این گنبد یقین دارم به نورافشانی‌اش خورشید شک دارد جهان کوچکی دارد ولی از هر نظر کامل که زیر گنبدش هم چرخ دارد هم فلک دارد کسی که مبدأ میل جهان را می‌دهد تغییر برای طعم این تغییر دریایی نمک دارد اگر که این همه گلدسته دارد معنی‌اش این است به زوّار گرفتارش فقط قصد کمک دارد حریمش عُشِّ آل‌الله گشت و هرکه او را خواند یقینا روی لب یا لیتنا کنا معک دارد کریمه، عالمه یا ساجده یعنی که این خانم فقط با چارده معصوم فصل مشترک دارد یکی با دیدن گنبد یکی با بوسه بر مرقد برای زائرانش نسخه‌های تک به تک دارد نگو که سنگ قبر بهجت و علامه در اینجاست بگو معصومه دور مرقدش سنگ محک دارد منم در زیر پای زائرانش خسته و بی‌تاب اگر دیدی که سنگی در حرم قدری ترک دارد 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
خدا پوشانده بر آن قد و بالا رَختِ ایمان را پدر، خوانده‌ست در او آیه آیه شرحِ قرآن را چه لطفی سایه‌اش افتاده یارب بر سرِ این شهر که غم لبریزِ شادی می‌کند حالِ پریشان را ندارم غیر بارانِ محبت پیشکش چیزی خداوندا مگیر از من چراغِ چشمِ گریان را به صحنش عقلِ من از کوچهء زنجیر برگشته گواه آورده در درگاهِ او چاکِ گریبان را به‌جا ماند‌ه‌ست شعله جای دل در سینه از شوقش فرستادم به جای نامه مدِّ آهِ سوزان را به جایی که قدم بگذارد آن بانوی پاکی‌ها حیا در لحظه خالی می‌کند از شرم میدان را هزاران بار حل کردند زائرهای گریانش در این آیینه‌کاری روضهء شاهِ خراسان را 🔸شاعر: ___________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
بر معصومه آن کوثرِ ریحانه سلام بر دسته گلِ خدای فرزانه سلام این نور که از سلاله ی فاطمه است بر مقدمِ این عزیز دردانه سلام! ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
ای بانوی اطهر نمونه وی دخت پیمبر نمونه ای فاطمه ای حبیبه حق مشهور به کوثر نمونه مام حسنین و زینبینی ای طاهره مادر نمونه غیر از پدرت کسی ندارد مانند تو دختر نمونه طوبا به مقام تو علی را هم کفوی و همسر نمونه گنجینه علم و معرفت را ناید چو تو گوهر نمونه عقد تو در آسمان ملک خواند ای همسر شوهر نمونه زینب ز تو درس منطق آموخت تا گشت سخنور نمونه ای در حرم از ملک مقرب ای بر فلک اختر نمونه رو هر که به درگهت نهاده بگرفته فر از در نمونه از لطف تو درتمام عالم ایران شده کشور نمونه 🔸شاعر: ___________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
زنی از خاک، ‌از خورشید، از دریا قدیمی‌تر زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمی‌تر زنی از خویشتن حتی از أعطینا قدیمی‌تر زنی از نیّت پیدایِش دنیا قدیمی‌تر که قبل از قصۀ قالوا بلی این زن بلی گفته‌ست نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفته‌ست . ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه به سوی جانمازش می‌رود سلانه سلانه شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه از آن دانه بهشت آغاز شد ریحانه ریحانه نشاند آن دانه را در آسمان، با گریه آبش داد زمین خاکستری بود اشک او رنگ و لعابش داد . زنی آنسان که خورشید است سرگرم مصابیحش که باران نام او را می ستاید در تواشیحش جهان آرایه دارد از شگفتی های تلمیحش جهان این شاه مقصودی که روشن شد ز تسبیحش ابد حیران فردایش ازل مبهوت دیروزش ندانم های عالم ثبت شد در لوح محفوظش . چه بنویسم از آن بی‌ابتدا، بی‌انتها، زهرا زمین زهرا، زمان زهرا، قدر زهرا، قضا زهرا شگفتا فاطمه! یا للعجب! واحیرتا! زهرا چه می‌فهمم من از زهرا و ما أدراک ما زهرا! مرا در سایۀ خود برد و جوهر ریخت در شعرم رفوی چادرش مضمون دیگر ریخت در شعرم . مدام او وصله می‌زد، وصلۀ دیگر بر آن چادر که جبرائیل می‌بندد دخیل پَر بر آن چادر ستون آسمان‌ها می‌گذارد سر بر آن چادر تیمّم می‌کند هر روز پیغمبر بر آن چادر همان چادر که مأوای علی در کوچه‌ها بوده‌ست کمی از گرد و خاکش رستخیز کربلا بوده‌ست 🔸شاعر ّ __________________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————
دل كه ميگوييم پس دلدار يعني فاطمه نُه فلك را نقطهء پرگار يعني فاطمه یار پیغمر شدن ، رفتن شبی در غار نیست ما كه ميگوييم يار غار يعني فاطمه در کرم هرکس به مقداری توانش میرسد هرکجا گفتند بی مقدار , یعنی فاطمه آنکه بخشیدست از انگشتر دستش علیست آنکه بخشیدست از افطار یعنی فاطمه "تنفقوا ممّا تحبّون" است مصداقش علی معنی "الجّار ثُمَّ الدّار" یعنی فاطمه هرچه گفتیم و شنیدیم از کرامات خدا جلوه اش در عالم اظهار یعنی فاطمه شیخ را دیدم پس از هفتاد سال اینگونه گفت نحو و صرف و منطق و اسفار یعنی فاطمه پِی اگرچه احمد و هر خشت آن گرچه علی خانه ی اسلام را معمار یعنی فاطمه يار گفتم درب خیبر گفت یعنی حیدر و در مدینه "در" صدا زد یار یعنی فاطمه بین روضه نام چاه آمد اگر ، یعنی علی هرکجا نام در و دیوار یعنی فاطمه هرکجا گفتند دشتی لاله گون یعنی حسین هرکجا پیراهنی گلدار یعنی فاطمه 🔸شاعر: ______________________ ╭┅──────——————─ https://eitaa.com/rozeneshinan درگاه شاعران روضه نشینان ⬆️ ╰┅────────—————