eitaa logo
ر࣫͝وناک
413 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
941 ویدیو
13 فایل
آنچه‌ که‌ در دلت‌ پنهان‌ می‌کنی‌ در چشمانت‌ آشکار می‌شود. -مولا علی‌(ع) __ میانِ شلوغیِ جهان، ما هنوز برای چند کلمهٔ واقعی جا نگه داشته‌ایم. __ از جنسِ شب، با طعمِ دلتنگی و اندکی امید ☕ .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آقایِ‌نُقطه.
تا زمانی که این بی‌توجهی ها به امر ولی فقیه صورت بگیره ، کشتی تمدن اسلامی به بندر آمادگی ظهور پهلو نمیگیره .
من موندم و پزشکیان💔🎀 :/
تا الان دیگه هر کسی می‌خواست از خواب غفلت بیدار بشه، شد. هر کسی که تا الان با توجه به فتنه‌های پشت سر گذاشته‌ی مسئولین از خواب غفلت بیدار نشده باشه، دیگه هم بیدار نخواهد شد. اینا کسایی هستند که خودشون نمی‌خوان از این جهالت و نادانی بیدار بشن، نمی‌خوان واقعیت رو بپذیرن و قد و یه دنده بدون اندکی تفکر روی حرفای ما، مدام حرف خودشون رو تکرار می‌کنن و دارن توی آتیش جهالتشون که در آخر هم خودشون رو می‌سوزنه، پرسه می‌زنن. اینا کسایی هستن که توانایی و قدرت پذیرش انتقاد رو ندارن.. و به جای اینکه از اشتباهات گذشته درس بگیرن، دوباره و دوباره اونا رو تکرار می‌کنن. چون نخواستن و نمی‌خوان اشتباهاتشون رو بپذیرن و کسانی هم که اشتباهاتشون رو نپذیرن هیچوقت پیشرفت نمی‌کنن و به اون پختگی و با تجربگی نمی‌رسن. تنها کسایی پیشرفت می‌کنن که قدرت پذیرش انتقاد رو داشته باشن، چون اون اشتباهات براشون تجربه می‌شه و با پرهیز از اون اشتباهات، پیشرفت می‌کنن و موفق می‌شن.
هدایت شده از کانال حسین دارابی
بمباران فسفری علی الطاهر در نزدیکی نبطیه جنوب لبنان حجم بمب‌های ممنوعه فسفر استفاده شده در این حمله بی سابقه است @hosein_darabi
ر࣫͝وناک
بمباران فسفری علی الطاهر در نزدیکی نبطیه جنوب لبنان حجم بمب‌های ممنوعه فسفر استفاده شده در این حمله
جناب‌هایی که بر تخت قدرت نشسته‌اید به ولله، جز اقتصاد و پولی که سر و دست برایش می‌شکنید، جان‌هایی وجود دارد که بخاطر شماها پر می‌کشد. آن دختربچهٔ هفت ساله‌ی تهرانیِ پس از آتش بس، معنای جنگ را می‌دانست؟ سیدعلی سرانجامش جز شهادت نمی‌شد، در زمان زندگانی مظلومش هم کسی گوش شنوا برای حرف‌هایش نداشت. پاسخ صد و شصت و هشت بچه‌ی دبستانی را چطور می‌دهید؟ با چه حافظه‌ای دستِ دوستی به کودک‌خوار می‌دهید و می‌خندید؟ چطور می‌شود ماکان را به فراموشی سپرد؟ علی الاصول، نظر دیگری داشتیم.
گاه لیلا و گهی مجنون گاه مجنونم و گهی لیلا گاه خورشید و گاه آیینه روبروی همیم در همه‌جا
ای طلوع همیشه‌ی قلبم با تو خورشید عالمینم من تو حسینی ولی گهی زینب گاه زینب گهی حسینم من
من و تو آیه‌های تقدیریم من و تو همدلیم و همدردیدم خواب بر چشممان نمی‌آمد تا که بر هم دعا نمی‌کردیم
دل ندارم تو را نظاره کنم در غروبی که بی حبیب شدی تکیه بر نیزه‌ی شکسته زدی این همه بی کس و غریب شدی
کاش این‌ جا اجازه می‌دادی تا برای تو چاره می‌کردم این گریبان اشتیاقم را پیش چشم تو پاره می‌کردم
همه از خیمه‌ها سفر کردند همه در خون خویش غوطه‌ورند همه پیشت فدا شدند اما کودکانم هنوز منتظرند