ای طلوع همیشهی قلبم
با تو خورشید عالمینم من
تو حسینی ولی گهی زینب
گاه زینب گهی حسینم من
من و تو آیههای تقدیریم
من و تو همدلیم و همدردیدم
خواب بر چشممان نمیآمد
تا که بر هم دعا نمیکردیم
دل ندارم تو را نظاره کنم
در غروبی که بی حبیب شدی
تکیه بر نیزهی شکسته زدی
این همه بی کس و غریب شدی
کاش این جا اجازه میدادی
تا برای تو چاره میکردم
این گریبان اشتیاقم را
پیش چشم تو پاره میکردم
همه از خیمهها سفر کردند
همه در خون خویش غوطهورند
همه پیشت فدا شدند اما
کودکانم هنوز منتظرند
آن دمی که ممانعت کردی
میهمان نگاه من غم شد
از بلا و غمِ مصیبت تو
آن قدر سهم خواهرت کم شد
کودکانم اگر چه ناقابل
ولی از بادهی غمت مستند
آن دو بالی که حق به جعفر داد
به خدا کودکان من هستند
خندهها با نگاه غمگینت
اذن پرواز بالشان باشد
اذن میدان بده به آنها تا
شیر مادر حلالشان باشد
هدایت شده از شهاب پارسا
مگر نمیگویید توافق خوبیست؟ خب امام مجتبی خامنهای تمام افتخارش را به شما واگذار کرد.
چرا اینقدر مضطرب شدهاید؟ مگر درحال انجام جرم هستید که برایش دنبال شریک میگردید؟
هرمس