ر࣫͝وناک
:)
او وارد شد میونمون و گفت:«چرت و پرت نگید اگه خدا نمیخواست هیچکدوم حالا زنده نبودید.»
خدا بهترین پناه برای عزیزهاتونه.
من جدیدا وسط درس خوندن که حالم خراب میشه
و وقتی میخوام همه چیو بهم بریزم
پا میشم، از روی تخته که یه شعر برای عبدالله از کتاب نوشته بودم رو با لحن مداحی میخونم و سینه میزنم بعد یهو میبینم آروم شدم((((:
میخوام دست ببرم به قلم بنویسم ولی دستام هیچجوره قبول نمیکنن فکر کنم هنوز لیاقت ندارن....
امسال محرم
روضه ها رو با پوست
واستخوان مون میفهمیم ،
از یتیم شدن دخترامون
تا ارباً ارباشدن علی اکبرهامون
از رفتن علمدار تا روضه گودال : ))) .