ر࣫͝وناک
غریبهشدنباکسیکهخیلیصمیمیبودینچه حسیداره؟
تا اتفاقی میفته با عجله به سمت خودش یا پیویش میری تا براش تعریف کنی یهو یادت میاد دیگه نداریش
اهنگِ قشنگی که مطمئنی سلیقه ی اونم هست رو میشنوی و بلافاصله میخوای که براش بفرستی اما با دیدن پیوی خالش میفهمی که دیگه نیست
تیکه هایی از فیلمی که هر دو دیدین رو میبینی و میخوای براش بفرستی اما...
شبا که میخوای بخوابی میای که بهش شب بخیر بگی اما...
تا نیمه های شب به خاطرات خوبتون فکر میکنی و اشک میریزی
به کسی که جاتو پر کرده فکر میکنی و مدام با خودت میگی من چیم از اون کمتر بود
کارایی که میتونست انجام بده و انجام نداد رو مداااام توی سرت تکرار میکنی و تکرار میکنی و تااااا وقتی خواب میری تلاش میکنی که از دستِ افکار مربوط به اون فرار کنی و صبح که از خواب بیدار میشی لحظه ای طول نمیکشه که همه ی اون افکار دوباره میاد سراغت:)
هدایت شده از کافهخیابانسپه؛
کنکوریای عزیز:))))
کنکور امسال گره خورده با محرم امام حسین:)))
در جریانید که خود اقا یه جوری دستانه میگیره که خودتانم نمیدانید از کجا و چطوری کمکتان کرده؟:))))
بسپرین خودش و خداش و الان برین استراحت کنین🫂🤍