من ابر شدم گریه شدم ؛شانه شدی تو؟
یک شانه ی؛ بی منت و مردانه شدی تو؟
آشــفتگی خـــاطــر ؛مـــن هــیچ، اقــلاً...
گیسوی پـــریشان ؛مـــرا شانه شدی تو؟
مجنون نشدی، هرچه که لیلا شدم از عشق..
آواره ی شــهر تو ؛شدم خـــانه شدی تو؟
حــوای تــو بودم؛ نشدی آدم من، حیف..
از شـــوق شدم بلبل تو، دانه شدی تو؟
تاریک شدی، نــور شدم هـــر شبِ ابری...
شمعت شدم و ماه تو، دیوانه شدی تـــو؟
مــن شانه شدم؛ تا تـــو بباری غــم خود را..
آن وقت که من گریه شدم ؛شانه شدی تو؟!
#طاهره_اباذری_هریس
این فاصله ای که بینمون اتفاق افتاده باعث شد این حقیقتو بفهمم که من بیشتر از اون چیزی که حس میکردم؛تورو دوست دارم!❤️🩹.
هدایت شده از -
بعضی وقتا یجوری خدا میزاره تو کاسه ام که پشمای شیطان میریزه