If you ever cried in my arms, I'd never have the heart to wash the shirt you left your tears on.
آدمها رو درک نمیکنم. دلم نمیخواد هیچکس رو بخاطر ارزش های جسمانیم تحت تاثیر قرار بدم یا از ارزشهای جسمانی یک نفر دیگه تحت تاثیر قرار بگیرم. دلم میخواد ذهنم رو دوست داشته باشه، از شخصیتم خوشش بیاد نه جسمم. هزاران بار دوست داشته شدن روحم رو به دوست داشته شدنِ جسمم ترجیح میدم.
معیاری که همیشه میشه یکی بهترش رو پیدا کرد، استفاده ازش چه سودی برای من داره وقتی تنها چیزی که درون یک فرد یونیک باقی میمونه، شخصیته؟!
جلو بازو و چِست و بک برام هیچ ارزشی نداره وقتی نمیتونم درونت رو دوست داشته باشم.
ترجیح میدم اگر به یه قول نمیتونی عمل کنی، هیچوقت بهم قول ندی تا اینکه بزنی زیرش و برای اینکه من نفهمم با دروغ گفتن راجع بهش، سعی کنی همه چیز رو بدتر کنی.
بدترین اتفاق متعلق به وقتیه که یهو یه آدم رندوم از فصلِ شیشمِ زندگیت پیدا میشه و سراغ یه آدم خاص تو فصل هفتم زندگیت که میشناختتش رو میگیره و هر چی خاطره از اون دوران داشتی پرت میشه تو صورتت. محکم.