با من از غم هایت بگو؛ نه برای حل شدن؛ برای اینکه دیگر تنها نباشی در تحمل شان.
سختترین کار، حفظِ ارتباط با آدمهاییه که دوستشون داری ولی از نظرِ سیاسی هیچ تفاهمی با هم ندارید.
متنفر میشم از آدم هایی که جای پذیرفتنِ جوری که هستم، تلاش میکنن به سبکِ سلیقه خودشون تغییرم بدن.
شبا دلتنگی بیخِ گلومو میگیره؛ میچسبونتم به دیوار و تا زمانی که خورشید طلوع نکنه ولم نمیکنه.
کاش هیچوقتِ دیگه، زمانی که از لحاظِ روانی به پختگی کافی نرسیدم خدا با تصمیماتِ سخت امتحانم نکنه.
از آدمهایی که بلدن مکالمه رو جوری ادامه بدن که با منِ بی حرف توی چت، گفت و گوی ادامه دار و جالبی داشته باشن خوشم میاد.