در عملیات کربلای 5 از ناحیه پا مجروح شده بود من نمی دانستم هر چه که از او سئوال می کردم پایت چه شده با تبسمی جواب نمی داد و می گفت کمی درد می کند تا اینکه من از دوستان دیگر شنیدم که در عملیات مجروح گردیده است. زمانی که مسئول اطلاعات و عملیات بود گشتی شناسایی هایی که بر روی خط دشمن انجام می داد آنقدر به دشمن نزدیک می شد که یک اطلاعات دقیقی را از دشمن کسب نماید که بعضی اوقات با نیروهای دشمن در فاصله چند قدمی روبرو می شد و گاهی اوقات هم دشمن را دور می زد یک شب قرار بود که از خط حد گردان من جلو بروند و خطوط دشمن را شناسایی نمایند بنده هم به اتفاق آنها جلو رفتیم وقتی که به میدان مین دشمن رسیدیم از معبر دشمن عبور کردیم و به سنگر نگهبانی آنها رسیدیم از آن به بعد قرار شد من و یک نفر دیگر پشت یک صخره بایستیم و مراقب شهید سید مجید و یکی دیگر از همرزمان که باید همراه او جلوتر می رفتند و سنگرهای استراحت و نگهبانی دشمن را دور می زدند و آن ستاره و آن شمع جز نور وجود شهیدی نبود که چون قندیلی که فرشتگان خدا بر گنبد مینا آویخته باشند می سوخت و چون آذرخش شراره های نور و عشق را بهر سو می فکند
آری آن نور فروزنده چراغ منور جهاد و مجاهد خستگی ناپذیر آقا سید مجید کلوشادی رضوان ا... علیه بود
که در سحر گاه روز عید قربان ذبیح ا... در سبیل ا... شد یادش و نامش در دلهای مومنان همواره جاودان