💠 🔷 جلسه چهارم 🔶 بخش اول 🔶 خلاصه بحث های شب های گذشته این شد که بین وظیفه و نتیجه تفاوتی نیست و عملا یکی اند. مکتب نتیجه گرایی بنتام را با هم مرور کردیم ، دیدیم که تعریفی که او با آن هفت قانون از سود و نتیجه دارد ، دقیقا خود تکلیف است. او همه را مکلف به لذت بردن کرد و باید از کیفیت و عمومی بودن این لذت مراقبت بکنید. همه مکلف هستیم به لذت بردن با هم در سطح بالا و پایدار. در برابر مکتب بنتام ، مکتب کانت است. مکتب کانت ، دقیقا ضد نظریه بنتام است ولی سرانجام به همان چیزهایی که ما گفتیم می رسد. کانت می گوید ، فقط وظیفه! نتیجه اصلا مهم نیست. در نظر او فقط باید به تکلیف عمل کرد. باید به آنچه که عقل می گوید عمل شود. لذت اصلا ارزشی ندارد ، بعد اینگونه مثال می زند که یک آدم جنایتکار ، مثل هیتلر از آدم کشتن لذت می برد و به تبع آن ممکن است یک جامعه ای از آدم کشتن لذت ببرد یا از استعمار جامعه دیگر لذت ببرد ، این لذت بردن در مکتب بنتام که هدف و نتیجه بود ، حال در مکتب کانت نتیجه ای است که دارد حاصل می شود ولی ارزش اخلاقی ندارد. یعنی حتی اگر انجام وظیفه موجب لذت بردن بشود ، ارزش اخلاقی خود را از دست میدهد. به طور مثال اگر یک مادر به فرزندش محبت کند ، چون از این محبت کردن لذت می برد پس دیگر ارزش اخلاقی ندارد! در نتیجه نیت باید ادای وظیفه باشد و نه چیز دیگری. کانت یک کتابی دارد به نام 'ما بعد الطبیعه' که مباحث خوبی را در آن بیان می کند. مثلا می گوید خوبی ذاتی فقط اراده ی خیر است. بله اراده ی خیر ، اراده خیر همان چیزی است که عقل آن را خوب می داند. عقل ، عدالت را خوب می داند. اما چرا؟ فقط برای اینکه عدالت اجرایی شود و نه برای اینکه به تو بگویند که انسان عدالت مداری هستی. کانت می گوید: حتی اگر کار و وظیفه را برای ارزش اخروی انجام دهی ، ارزش اخلاقی ندارد چون تو یک تاجر هستی و معامله می کنی. و یا حتی اگر یک کاسبی احتکار نمی کند از ترس اینکه مجازاتش کنند ، این احتکار نکردن او ارزش اخلاقی ندارد. باید صداقت داشته باشی چون صداقت خوب است ، نه برای اینکه منتظر پاداشی از طرف دیگران باشی. نکته جالبی در این بحث هست که نتیجه همان وظیفه است. می گوید اگر به وظیفه عمل کنی ، هم به وظیفه عمل کردی و هم به نتیجه رسیدی و نمی شود وظیفه و نتیجه را از هم تفکیک کرد. قرآن و اهل بیت (ع) هم همین را می گویند که ما مکلف به انجام وظیفه هستیم ، اما مقداری با تفاوت بیان می کنند. همه ما مکلف هستیم که به نتیجه برسیم و به نتیجه فکر کنیم. حزم یعنی چه؟ یعنی دوراندیشی ، روایات متعددی داریم که تایید کننده حزم است. دوراندیشی یعنی "من نظر فی عواقب الامور". آدم عاقل و حکیم کسی است که عاقبت کار ها را می بیند. یعنی یک انسان حکیم به نتیجه فکر می کند که سرانجام چه رخ میدهد ، وظیفه ات این است که به نتیجه فکر کنی. کانت می گوید: اگر کسی صرفا برای حرمت و احترام دوستی و رفاقت به دوست و رفیق اش کمک کند ، کار او دارای ارزش اخلاقی نیست. حتی اگر کاری به منظور رسیدن به سعادت یا بهره مندی از کمال انجام شود ، باز هم دارای ارزش اخلاقی نیست. جالب است بدانید که پدر لیبرالیسم ، کانت است. یعنی الآن کل غرب متاثر از نظریه های کانت است . چطور می شود از این همه قانون گرایی و وظیفه گرایی آزادی استخراج می شود؟ این خودش نتیجه است ، تکلیف همان نتیجه است. 1⃣قانون مدار که می شوی ، لذت می بری. 2⃣قانون را طوری پایه گذاری می کنیم که همه بتوانند لذت ببرند. چه تعداد افرادی موافق ازدواج مرد با مرد هستند؟ خب 80 درصد قبول کردند ، پس تصویب شد. ببین از الآن به بعد دیگر نیتت باید خود انجام ازدواج باشد ، فقط وظیفه و نه چیز دیگر! این شد ، مکتب وظیفه گرایی کانت. 🔔 @Aminikhaah_Media