تَنَهْنَهَ* به خدا قسم در قلبم‏ نمى‏افتاد، و بر خاطرم نمى‏گذشت كه عرب پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خلافت را از خاندانش بيرون برند، يا آن را بعد از او از من دور دارند. چيزى مرا شگفت زده نكرد مگر شتافتن مردم به جانب فلان كه با او بيعت مى‏كردند. از مداخله در كار دست نگاه داشتم تا آنكه مشاهده نمودم گروهى از اسلام باز گشته، و مردم را به نابود كردن دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله دعوت مى‏كنند، ترسيدم اگر به يارى اسلام و اهلش برنخيزم رخنه‏اى در دين ببينم يا شاهد نابودى آن باشم كه مصيبت آن بر من بزرگتر از فوت شدن حكومت بر شماست، حكومتى كه متاع دوران كوتاه زندگى است، و همچون سراب از بين مى‏رود، يا همچون ابر از هم مى‏پاشد. بنا بر اين در ميان آن فتنه‏ها قيام كردم تا باطل از بين رفت و نابود شد و دین به استواری واستحکام رسید. بنا براین امام علی ع در غصب خلافت وحمله به خانه وحی هرگز سکوت نکردند وسکوت ایشان بمعنای عدم جنگ است ، البته در بعضی روايات ما، با آنها برخورد کرد و آنها را زمین زد و فرمود اگر وصیت پیامبر ص نبود !!! شما جرآت نزدیک شدن به خانه من را نداشتید(کتاب سلیم بن قیس ص ۱۵۰) وهمچنین علامه الوسی سنی به نقل از منابع شیعه در تفسیر روح المعانی ج۳ ص۱۲۴ *پاسخ نقضی👇* *چرا رسول خدا (ص) از سميه و ديگر زنان مسلمان دفاع نكرد؟* اميرمؤمنان عليه السلام، به همان دليل از خود واكنش نشان نداد كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در هنگام كشته شدن سميه، مادر عمار ياسر توسط مشركان و تعرض آن ها به وي، از خود واكنشي نشان نداد. ابن حجر عسقلاني در الإصابة مي نويسد: *سمية بنت خباط... والدة عمار بن ياسر كانت سابعة سبعة في الاسلام عذبها أبو جهل وطعنها في قبلها فماتت فكانت أول شهيدة في الاسلام... عذبها آل بني المغيرة علي الاسلام وهي تأبي غيره حتي قتلوها وكان رسول الله صلي الله عليه وسلم يمر بعمار وأمه وأبيه وهم يُعذّبون بالأبطح في رمضاء مكة فيقول صبرا يا آل ياسر موعدكم الجنة.* سميه دختر خباط... مادر عمار ياسر هفتمين كسي است كه اسلام آورد، ابوجهل او را اذيت مي كرد و آن قدر نيزه بر پايين شكمش زد تا به شهادت رسيد، و او نخستين زن شهيد در اسلام است. آل بنومغيره، چون مسلمان شده بود و دست بردارد نبود او را آزار و اذيت كردند؛ تا كشته شد. رسول خدا (ص)، منظره شكنجه شدن عمار و مادر و پدرش را در مكه مي ديد و مي فرمود: اي خاندان ياسر! صبور باشيد كه وعده گاه شما بهشت است. العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 7، ص 712، با اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله مي ديد كافري همچون ابوجهل متعرض ناموس مسلمانان مي شود؛ ولي در عين حال هيچ واكنشي از خود نشان نمي داد و به آنان نيز فرمان مي داد كه صبر نمايند. *مگر نه اين كه رسول خدا صلي الله عليه وآله غيورترين و شجاع ترين فرد عالم است، پس چرا از ناموس مسلمانان دفاع نكرد؟ چرا شمشيرش را برنداشت تا گردن ابوجهل را از تنش جدا كند؟* *و همچنین طبری* در تاریخ خود ج ۲ ص۶۷۶ نقل می‌کند که سودان بن حمران ، همسر عثمان را زدند ، *(سوال: چرا عثمان هیچ واکنشی نشان نداد؟! چرا از زن خود دفاع نکرد؟)* *تذکر👇* *بنده معتقدم که باید حضرت زهراء سلام الله علیها درب را باز می‌کرد و جلوی غاصبان و مهاجمان می ایستادند ، و در آن لحظه و زمان حساس با تمام وجود مبارک خود از دین و اسلام دفاع کنند، در واقع این مسئولیت سنگین بعد از شهادت پیامبر ص بر عهده حضرت زهراء سلام الله علیها بود،* پیامبر اسلام نیز تمام مقدمات این حرکت عظیم را در زمان حیات خود برنامه ریزی کرده بودند و حضرت زهراء سلام الله علیها را *معیار ومیزان بین حق وباطل معرفی کردند* و فرمودند : 1- *«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»*(کنزالعمال ج12/ ص111.)؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین؛ و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود. (مستدرک حاکم ج ۳ ص ۱۶۷ و گفته سند روايت صحيح است .) وبسیاری دیگر روايت را تصحیح کردند 2- *«حدثنا ابو الْوَلِیدِ حدثنا بن عُیَیْنَةَ عن عَمْرِو بن دِینَارٍ عن بن ابی مُلَیْکَةَ عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ اَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ اَغْضَبَهَا اَغْضَبَنِی*؛ صحيح بخاري ج٥ ص٢١ .. فاطمه پاره وجود من است. هر کس او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است.» مسلم به سند خودش از مسور بن مخرمه نقل می‌کند: (ج٤ص١٩٠١) *قال رسول اللّه (صلی‌الله‌علیه‌وسلم):«اِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤذِینِی مَا آذَاهَا*  .. همانا فاطمه پاره وجود من است؛ هر چه او را بیازارد مرا می‌آزارد. 3- عائشه می‌گوید: *مَا رَأَيْتُ أَحَدًا كَانَ أَصْدَقَ لَهْجَةً مِنْهَا إِلا أَنْ يَكُونَ الَّذِي وَلَدَهَا*( مستدرک حاکم ج ۳ص۱۷۵ ، سند صحیح) هيچ كسي را راس