🟦
علامۀ انقلابی
🟧 مهدی جمشیدی
#بخش_نخست
1⃣ نهم صفر، سالگرد رحلت حضرت آیتالله علامه سیّدمحمدحسین طهرانی -رحمهاللهعلیه– است. من ایشان را به واسطۀ استاد مطهری شناختم و دریافتم که استاد شهید با اشارت علامه طباطبائی، باطن و نفس خویش را به تربیت توحیدی و سلوکی ایشان وانهاد و در ده سال پایانی حیاتش، مطیع دستورات عارفانۀ ایشان بود. دستکم از این منظر، شایسته بود که در دوران پساانقلاب، قدر و قیمت علامه طهرانی، شناخته میشد و ایشان از انزوا و مهجوریّت در عرصۀ عمومی خارج میگردید، اما به دلایل ناصواب و موهوم سیاسی، خطّ و تفکّر ایشان کنار زده شد و کسانی، ایشان را در برابر امام خمینی و منطق انقلاب، تعریف کردند. این امر، سببساز ناشناختهگی و چهبسا بدشناختهگی ایشان شد و بدینترتیب، جامعه از تجلّیّات معنوی و معرفتی ایشان، محروم و بینصیب ماند. در این مجال، اندکی از مواضع سیاسی ایشان را باز خواهیم گفت.
2⃣ علامۀ طهرانی همچون استاد مطهری،
صیرورت تاریخِ انقلابی را بر اساس
ارادۀ انسان معنوی تعریف میکنند و معتقدند که امام خمینی، جامعۀ ایران را به حرکت قدسی واداشت و این تاریخ جدید، بر این نقطۀ مرکزی تکیه داشت: به «همّت عالی»، «ارادۀ استوار و متین»، «ثباتقدم» و «تصمیم راسخ» این زعیم عالیقدر، خدا شما را نجات داد و از گردابهای بلا و غَمرات سهمگینِ لُجّههای تاریکِ این دریای ژرف و طوفانی رهانید، شما را از رِقّ عبودیّت به مقام عزّت و استقلال رسانید (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص۴۳۳). در جایی دیگر نیز میگویند:
حقی که این رهبر عالیقدر بر شما دارد، اگر تا روز قیامت به سپاس و شکرانهاش برخیزید، از عهده برنیامدهاید؛ چون شما همه، «مردمان مرده»ای بودید؛ او زنده کرد. ملّت قیام کرد؟ اینها همه حرف است. جز «اراده و عزم قویم ایشان»، هیچکس کار نکرد؛ به دلیل اینکه ملّت، همیشه بوده است، ولی تا «روح» در ملّت پیدا نشد و «جان» نگرفت، حرکت نکرد (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص۴۳۴). تاریخ انقلابی، تاریخ تودهای و بدون سر نیست، بلکه این انقلاب، از یک مبدأ عاملیّتی آغاز کرد و ارادۀ معنوی و ایمانی او، به جامعه راه یافت و جامعه را برانگیخت. در غیر این صورت، آن خواب تاریخی و غفلت جمعی، همچنان ادامه مییافت و عهد دینی، مستقر نمیشد. این ارادۀ الهی او بود که تاریخ جدید را پدید آورد و تودههای مردم را به وادی تنبّه سوق داد. به تعبیر استاد مطهری، آن تذکّر رسولانه، بیتالغزل انقلاب ایران بود که فطرتهای غبارگرفته و جانهای بهخوابرفته را احیاء کرد و به صحنۀ انقلاب آورد. این انقلاب، چنین گرانیگاه و مداری داشت و بدون او، امکان چرخش تاریخی فراهم نبود. ازاینرو بود که همۀ خواستها و ارادههای مردمی، در وجود او مستحیل و هضم شده بود و او به قبلۀ آمال و تعلّقات مردم تبدیل گردیده بود. استاد مطهری بر این باور بود که کمتر در تاریخ رخ میدهد که یک انسان بتواند اینچنین سیطرۀ معنوی بیابد و در قلوب و ارواح، تصرّف کند و همگان را در یک امتداد، به حرکت درآورد.
3⃣ بدین سبب بود که ایشان، امام را بر امّت ترجیح میداد و میگفت
هر وقت که میخواهید صدقه برای خود بدهید، اوّل برای او بدهید، سپس برای خود و زن و فرزند و قوم و عشیره (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص۴۳۷)، و
اگر خواستید مجلس دعا و توسّل برای رفع گرفتاریهای شخصی فراهم آورید، اوّل برای بهثمررسیدن نهضت اسلام و برقراری حکومت عدل اسلام و صحت و سلامت مزاج و آرامش فکر و طول عمر این رهبر که بر شما حقّ حیات دارد دعا کنید، سپس برای مقاصد شخصی (وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام، ص۴۳۷). هنگامیکه این تاریخ، بر مدار ارادۀ قدسی او میچرخد و دوام و ثبات دارد، روشن است که او را ترجیح داد و مقدّم انگاشت؛ چنانکه استاد مطهری بر این باور بود که جانِ امام خمینی، معادل جانِ صد میلیون نفر است. این گفته، ارزش و اعتبار امام خمینی را در مقام انسان قدسیای که میتواند تاریخ را وارد عهد دینی نماید، نشان میدهد، بهطوریکه اگر او در میان نباشد، تاریخ در مردابِ توقف فرو خواهد افتاد و زمانه در انتظار درآمدن کسی چون او، باید مدّتها در انتظار بنشیند. این نگاه، حاکی از آن است که علامه طهرانی، بر اساس تفکّر اجتماعی به قضاوت نشسته و مسأله و دغدغهاش، استقرار اجتماعیِ دین است؛ یعنی فضیلت انقلاب این است که دین را در عرصۀ عمومی و ساختاری، مستقر کرده و از این جهت، امام خمینی، حق حیات معنوی بر مردم دارد.
🔻ادامه دارد
➕به #انجمن_مدرسان_بیانیه_گام_دوم بپیوندید👇
🆔 @ANALYSTS
🍁