. 🔰در حسرت مسوولیت‌پذیری مسوولان!/ بخش دوم و پایانی 🔸نقدی بر یک طنز تلخ در سیاست این روزهای کشور ✍ یادداشت سردبیر 🔹دولتمرد باید بداند دهها بردار مخالف او وجود دارد و با تدبیر و عقلانیت باید بردارهای منفی را کم اثر یا خنثی کند نه اینکه راجع به آنها سخنرانی کند و با گفتاردرمانی و جلسه بازی، اوقات بگذراند و از شورایی به شورایی پرتاب شود و با عبور سریع از خط ویژه، از همایشی به همایشی دیگر برای نمایشی دیگر برود و در سمینارها و سمیناهارها خاطره بگوید. 🔹پاسخگو نبودن و متعهد نبودن و لوس بودن موجب می‌شود که واقعیت‌ها وارونه دیده شوند و امر بر خود افراد مشتبه شود که خیلی موفقند! و یا دیگران هیچ کاری نکرده اند و ایشان فقط کار میکند! لوس بودن دولتمرد، بسیاری از دستاوردهای قبلی کشور را به باد میدهد، به عنوان مثال، بزرگ‌ترین و سخاوتمندانه‌ترین سیاست توزیع انرژی در تاریخ جهان، که در قالب خطوط گسترده برق، لوله‌های گاز و تأمین بنزین دولتی، که بازدهی یک برنامه ملی پس از نیم قرن تلاش شبانه‌روزی است، با متعهد نبودن برخی دولتمردان به گونه‌ای به ضد ماهیت اجتماعی خود تبدیل شده که به جای افتخار به آن توسط مردم، به عنوان یک بحران جدید بروز کرده و نارضایتی تولید کرده و حالا که بحران رخ داده، برخی برای رفع آن فقط سخنرانی میکنند! 🔹کشوری که تلاش کرده در خلیج فارس با فناوری و سرمایه نامحدود آمریکا و اروپا رقابت کند و پس از سی سال مسابقه، مثلاً در برداشت از ابرمخزن پارس جنوبی از رقبای قدرتمند خود پیشی بگیرد، وقتی کارش به لوس‌بازی برسد، با این گزاره‌ی برساختی و عجیب یک دولتمرد مواجه می‌شود که «شمال خلیج فارس از جنوب آن عقب افتاده است». گویی نیاز است روشن شود که ورزشکاری که در کوه ۵۰۰ متر صعود کرده، از تاجری که با بالگرد به قله رسیده، کوهنوردتر است. دولتمردی که متوجه موقعیتی که در آن قرارگرفته نیست، با یک بی انصافی آشکار به دهه ها خدمات دولتهای قبلی، وضعیت زابل را بدتر از پنجاه سال قبل آن معرفی می‌کند! 🔹مدیریت عالمانه و کشورداری عازمانه یعنی اینکه "نگذاری آب در دل مردم تکان بخورد" و این مطلب، البته به معنی جاروکردن خاکروبه زیر فرش و کتمان مسئله و سفیدنمایی الکی و عدم صداقت با مردم نیست، بلکه به معنی قامت راست کردن و کمر همت بستن برای حل فوری و پایدار مسئله است چونان یک قهرمان؛ و البته هر زمان که لازم شد با مردم سخن میگوید و مردم را برای حل یک مساله مشخص فراخوان میدهد و به یاری میگیرد (نظیر کار موفق امام در دفاع مقدس). 🔹نهایت تلاش و انتهای خواست برخی سیاست‌مداران این هدف کودکانه است که اعلام کرده باشد تقصیر من نیست، من نبودم، او بود، اما او گویی نمی داند که دولتمرد، اساسا و اصلاً چون بحرانی وجود دارد پا به میدان می‌گذارد و دعوت به کار ملی می‌شود. پرواضح است که دولتمرد تراز نباید دلهره بگیرد و نباید دلهره منتقل کند و باید به همه آرامش بدهد، او که خودش دلهره خلق می‌کند و منفی بافی افراطی می‌کند و مثل شومن ها رفتار می‌کند، یک عوام ضدّقهرمان است نه یک قهرمان محبوب. به همین دلیل فقط قهرمان‌های شجاع و آگاه و صبور و مسوولیت پذیرحق دارند و بایست وارد سیاست و قدرت شوند و کسی که سماحت و سعه صدر ندارد نباید مسولیت ملی و ارشد بپذیرد. 🔹در طبقه بندی حکمرانی وبر (سنتی، کاریزماتیک و عقلانی) این گونه توصیف پدرانه، حکومت در قالب نظام های کاریزماتیک طبقه بندی می شود که در آن مدیر اجرایی حکومت و دولتمرد به عنوان یک پدر با ابهت و جذاب است که البته نقاط مثبت و گاهی منفی دارد و البته این طبقه بندی، منافاتی با نظام های عقلانی که بر اساس کنترل قوای سه گانه و مسئولیت و پاسخ گویی حاکمان و نقش شهروندان در اداره کشور و اهمیت جایگاه رسانه ها در کنترل فساد تعریف می شود ندارد و میتوان و باید از مثبتات هر دو مدل استفاده کرد. 🔹کاش روزی برسد که کسانی که در تریبون ها و شوراهای عالی "باید و نباید" می‌گویند بدانند که خودشان "مخاطب اصلی و اول" همان بایدها و نبایدها هستند. 🔺به کانال هفته‌نامه ۹دی بپیوندید🔻 http://eitaa.com/joinchat/389742592Cfbd77cc21a