#امام_جواد #مرثیه_امام_جواد
-
می دهد با نگاه بی رمقش
رو به مشهد سلام آخر را
کرده تکرار تشنگی جواد
ماجرای علیِ اکبر را
-
تشنگی از نگاه او پیداست
جگرش بی شکیب می سوزد
جگر پاره پاره اش پیش
عده ای نانجیب می سوزد
-
چِقدر بی کس است این آقا
دل شکسته شده و مایوس است
حس غربت به خانه اش دارد
با غریب مدینه مانوس است
-
این علی اکبر امام رضاست
که ندارد دگر پر و بالی
می زند دست و پا می خندند
عده ای با خوشی و خوشحالی
-
روی یک تخته پاره افتاده
پیکر پاک و اطهرش..ای وای
میخ ها هم به گریه افتادند
تازه شد داغ مادرش..ای وای
-
زیر نور گرم خورشید است
طاقت از جان یک جوان بردند
من بمیرم برای این آقا
بدنش را کشان کشان بردند
-
گرچه در آفتاب سوزان است
ولی حرف تیغ و خنجر نیست
با لب تشنه کشته شد اما
صحبتی از بریدن سر نیست
-
گرچه در آفتاب سوزان است
صحبت از زخم بر بدن نشده
کفنش کرده اند شکرخدا
حرف از پاره پیرهن نشده