. فرمانده... فرمانده ی ما ،یوسف زیبا رخ زهراست می آید و با دولت خود منجی دنیاست ما منتظر آمدن صبح وصالیم... امروزه که عالم همه زخمی ستم هاست آری بنویسید که در دوره ی غم ها افکارِ علی راهِ نجات همه ی ماست ما تشنه ی دیدار گل روی نگاریم چون برکه ی خشکیده که در حسرت دریاست این الحسنِ شیعه ز سوز جگر اوست داغ دل ما ، آمدن حضرت مولاست از روز ازل سائل دربارِ ولائیم این پرچم عشق است که هر ثانیه بالاست سخت است ببینم همه را ، غیر رخ تو چشمان همیشه ترمان غرقِ تمناست برگرد بیا ، منتقم سیلی مادر برگرد بیا منتظرت زینب کبراست ✍ .