کوچه  جسارت کار مجتبی آه و افسوسه خاطرات اون کوچه مثل کابوسه دیده سرو حیدری قدکمون شده مادرش روی خاکا نیمه جوون شده پرشکسته مادرش زار و خسته مادرش ناتوون شده مادرم مادرم فاطمه جان اشکای چشاش بی امون شده مجتبی برا مادر روضه خون شده وقتی توی اون کوچه راه مارو بست بی حیا غرورم رو اون لحظه شکست بی هوا زد اون پلید مادرم چیا کشید رو زمین نشست مادرم مادرم فاطمه جان توی مدینه مادرو زدند کربلا همین مردم دخترو زدند از کرببلا زینب تا کوفه وشام میدونی چیا دیده جای احترام طعنه ها و نیرنگ و دود و آتیش و سنگ و از رولب بام یاحسین یاحسین یاحسین جان ابوذر رئیس میرزایی