آخرین لحظات زندگی پربار سردار محمد باصری
از زبان همرزم او "فرود کشاورز"👇👇
⚪️ در اواخر جنگ و در آخرین لحظاتی که جزیره مجنون سقوط کرده بود، من به اتفاق حاج باصری کلیه نیروها را به پشت خط هدایت کردیم. بعد از ما دیگر کسی از نیروهای خودی در جزیره باقی نمانده نبود. یک جاده آسفالت بود که ما روی همان جاده به پشت خط برگشتیم ... ناگهان در چند متری مان موشک کاتیوشا فرود آمد. وقتی در میان غبار ناشی از انفجار بلند شدم، دیدم دو سه نفرمان شهید شده اند. به سراغ حاج باصری که رفتم، دیدم به پشت افتاده، او را چند مرتبه صدا زدم، اما .....
چون خودم زخمی بودم نمی توانستم شهید باصری را هم حمل کنم. برگشتم و آن عزیز در همان جا ماند ... آری سردار شهید حاج محمد باصری اینگونه در تاریخ 4 تیرماه 1367 پر کشید🕊🕊 و در آن سوی خطر و در سرزمین خون و حماسه تنها ماند.
... هنوز بعد از سال ها همسر دلسوخته و 5 فرزند داغدارش به امید یافتن نشانی از او، چشم به دروازه های شهر دوخته اند ...