📌📌📌📌📌📌 ✂️ احمد خان از جلو و آقا علی از عقب او به عجله از پله‌ها پایین آمده جمعیت را شکافته به دختر رسیدند. احمد خان فوراً عبای خود را برداشته به سر آن دختر انداخته و با صدای بلند گفت: همه شاهد باشید. به شرف و ناموس خودم قسم که تا خون در عروق من جریان می‌کند جنگ کرده، نخواهم گذاشت که دست دشمن به دامن عصمت این دخترها و زن‌ها برسد؛ حال هر کس از جوان‌های این شهر با من همراه و برای کشته شدن حاضر است، از مردم جدا شده در طرف مغرب این میدان بایستد. 📕 تاریخ غیرت 📖 صفحه ۸۷ 🍃دیدبان هنر و رسانه🍃 @Didban_Art_Media